واژه‌نامه

فرهنگ واژگان

همتای پارسی واژگان و ترم‌های فلسفه، گویایی، مزداهی و رایانش به پارسی واژه‌نامه واژه نامهبرابر فارسی واژگان و اصطلاحات فلسفه، منطق، مزداهی و رایانه به فارسی فرهنگ واژگان لغات معنی کلمهمعادل فارسی کلمات تخصصی و اصطلاحات فلسفه، منطق، ریاضی و کامپیوتر به فارسیپارسی سره گویی سره‌گویی

این سیاهه همواره افزایش و بهبود می‌یابد.
English پارسی ریشه‌شناسینادرست/ناسره
goal-directed آماجیدههدف‌دار
linguistics زبانشناسی
convey آبرد/آبرحمل کرد/کن
determine آترمید/آترمتعیین کرد/کن
experience آروینید/آروینتجربه کرد/کن
try آزمود/آزمای
test آزمود/آزمایآزمایش کرد/کن
interpret آزندید/آزندتعبیر کرد/کن
relax آسود/آسای
start آغازید/آغاز
go on آغازید/آغاز
get started آغازید/آغاز
begin آغازید/آغاز
devise آفرید/آفرین
come آمد/آی
teach آموخت/آموز
mix آمیخت/آمیز
combine آمیخت/آمیزترکیب کرد/کن
associate آهزید/آهز
abstract آهنجید/آهنجانتزاع کرد/کن
bring آورد/آور
hang آویخت/آویز
prove آوینید/آویناثبات کرد/کن
record آگاشت/آگارثبت شد/شو
perceive آگرتید/آگرتâgertidan
condemn اراخت/ارازیدمحکوم شد/شو
inform ازدید/ازداطلاع داد/ده
fall افتاد/افت
add افزود/افزای
augment افزود/افزای
calculate افمارد/افمارمحاسبه کرد/کن
saturate انجالید/انجالاشباع کرد/کن
cast انداخت/انداز
introduce اندرهاخت/اندرهازمعرفی کرد/کن
save اندوخت/اندوزذخیره کرد/کن
store اندوخت/اندوزذخیره کرد/کن
think اندیشید/اندیشفکر شد/شو
suppose انگاشت/انگارفرض کرد/کن
posit انگاشت/انگارفرض کرد/کن
assume انگاشت/انگارâgarbidanفرض کرد/کن
pose انگیخت/انگیزسبب گردید/گرد
prompt انگیخت/انگیز
encourage انگیخت/انگیز
mention ایاتید/ایاتاشاره کرد/کن
stand ایستاد/ایست
lose باخت/باز
remark بازداجید/بازداجملاحظه کرد/کن
represent بازنمایاند/بازنمای
weave بافت/باف
grow بالید/بال
boast بالید/بال
honor بالید/بالافتخار کرد/کن
develop بالید/بالتوسعه داد/ده
fix برجایید/برجای
carry برد/بر
bear برد/برحمل کرد/کن
aggregate بردایید/بردایجمع کرد/کن
register برنوسید/برنوسثبت کرد/کن
decide برگزید/برگزینتصمیم گرفت/گیر
cut برید/بر
fell برید/بر
shut بست/بند
close بست/بند
multiply بستایید/بستایضرب کرد/کن
touch بسود/بسایلمس کرد/کن
modify بهساخت/بهسازاصلاح کرد/کن
be بود/است
were بود/بود
was بود/بود
exist بود/هستوجود داشت/دار
affirm بَردشید/بَردِش,بردشید,بردشBardešidan, from bar- "upon, to," + deš, → firm, + infinitive suffix -idan.تأیید کرد/کن
filter بیخت/بیز
attack تاخت/تازحمله کرد/کن
invade تاخت/تازحمله کرد/کن
translate ترازبانید/ترازبانترجمه کرد/کن
could توانست/توان
can توانست/توان
pulse تپید/تپ
care تیمارید/تیماراهمیت داد/ده
move جنبید/جنبحرکت کرد/کن
seek جویید/جوی
buy خرید/خر
inflect خمید/خم
laugh خندید/خند
sleep خوابید/خواب
rest خوابید/خواب
lie خوابید/خواب
want خواست/خواه
crave خواست/خواه
ask خواست/خواه
read خواند/خوان
have خورد/خور
eat خورد/خور
give داد/ده
possess داشت/دار
hold داشت/دار
have داشت/دار
know دانست/دان
claim داوید/داوادعا کرد/کن
shine درخشید/درخش
spark درخشید/درخشجرقه زد/زن
invoke دروچید/دروچینمتوسل شد/شو
inherit دریگید/دریگبه ارث برد/بر
run دوید/دو
see دید/بین
form دیسید/دیسشکل گرفت/گیر
shape دیسید/دیسشکل داد/ده
drive راند/ران
abandon راچید/راچترک کرد/کن
compute رایاند/رایان
deliver رساند/رسانتحویل داد/ده
convey رساند/رسان
come to رسید/رس
arrive رسید/رس
reach رسید/رس
get to رسید/رس
go رفت/رو
move رفت/رو
resent رنجید/رنج
offend رنجید/رنج
save رهاند/رهاننجات داد/ده
bear زایید/زای
eliminate زدود/زداحذف کرد/کن
get sth off زدود/زدای
express زهاوید/زهاواظهار کرد/کن
serve زوارید/زوارخدمت کرد/کن
execute زکارد/زکاراجرا کرد/کن
subscribe زیرنوشت/زیرنویس
make ساخت/ساز
create ساخت/ساز
build ساخت/ساز
construct ساخت/ساز
build ساخت/ساز
assert ستوارد/ستوارSotvârdan from sotvâr, ostovâr "firm, reliable," Mid.Pers. awestwâr, ôst "firm, reliable," O.Pers./Av. sta- "to stand; set," (Av. hištaiti, cf. Skt. sthâ- "to stand," Gk. histemi "put, place, weigh," stasis "a standing still," L. stare "to stand"); PIE base *sta- "to stand."تصریح کرد/کن
admire ستود/ستای
quarrel ستیزید/ستیزنزاع کرد/کن
characterize سرشتارید/سرشتارمشخص کرد/کن
characterise سرشتارید/سرشتارمشخص کرد/کن
contact سود/سایلمس شد/شو
feel سُهید/سُه,سهید,سه,رااحساس کرد/کن
flow شارید/شار
become شد/شو
become شد/شو
count شمرد/شمر
hear شنید/شنو
break شکست/شکن
wait شکیبید/شکیبمنتظر بود/باش
send فرستاد/فرست
get sth off فرستاد/فرست
get off فرستاد/فرست
commit فرستاد/فرست
govern فرشایید/فرشایاداره شد/شو
sell فروخت/فروش
deduce فروهاخت/فروهازنتیجه‌گیری کرد/کن
mistake لغزید/لغزاشتباه کرد/کن
stay ماند/مان
die مرد/میر
dub نامید/نام
call نامید/نام
lack نستید/نستفاقد بود/هست
sit نشست/نشین
seat نشست/نشین
present نمایاند/نمایارائه داد/ده
write نوشت/نویس
drink نوشید/نوش
observe نپاهید/نپاهne•pâhidanمشاهده کرد/کن
map نگاشت/نگار
depict نگاشت/نگار
deny نیارد/نیارانکار کرد/کن
conduct هاخت/هازهدایت کرد/کن
conjecture هاشنید/هاشنحدس زد/زن
consist هانسید/هانسHânesidan, literally "to put together," from prefix hâ-, → com-, + nesidan "to put, place," variant of nehidan, nehâdan "to put, place," → position.تشکیل شد/شو
generalize هروینید/هروینتعمیم داد/ده
generalise هروینید/هروینتعمیم داد/ده
make up همساخت/همساز
constitute همساخت/همسازتشکیل داد/ده
compare همسنجید/همسنجمقایسه کرد/کن
compose همنهاد/همنه
correspond هم‌پتوازید/هم‌پتوازمطابقت داشت/دار
occupy هَگید/هَگ,هگید,هگاشغال کرد/کن
analyse واکاوید/واکاوتحلیل کرد/کن
discriminate واکربید/واکربVâkarbidan, from prefix vâ-, → dis-, + karb-, related to stem qarb- in qarbâl, qalbur, gerbâl "sieve," probably related to PIE root *krei- "to sieve," as above.
invert واگشت/واگرد
define ویمندید/ویمندتعریف کرد/کن
imagine وینارد/وینارتصور کرد/کن
specify ویژید/ویژمشخص شد/شو
cook پخت/پز
defend پدافندید/پدافنددفاع کرد/کن
assent پذیرفت/پذیر
adopt پذیرفت/پذیر
subscribe پذیرفت/پذیر
embrace پذیرفت/پذیر
concede پذیرفت/پذیر
admit پذیرفت/پذیر
accept پذیرفت/پذیر
persuade پذیرفت/پذیرمتقاعد شد/شو
paraphrase پراوتپارید/پراوتپارتفسیر کرد/کن
confine پربست/پربندمحدود کرد/کن
pay for پرداخت/پرداز
pay پرداخت/پرداز
ask پرسید/پرس
question پرسید/پرس
study پرهاند/پرهانParhâné, from Proto-Ir. *pari-huan- "to read thoroughly, to read through," from *pari- "through, throughout; thoroughly" (O.Pers. pariy "around, about;" Av. pairi "around, over") + *huanH- "to call;" cf. Pers. xândan, xvandan "to read, to sing" (Av. xvan- "to sound;" Skt. svana- "sound," svan- "to sound," svanati "it sounds;" O.E. swinn "music, song"); cf. Kurd. xwendin "to study, read;" Lori hané "to read;" Karingâni hoyniyan, Baluci vonag, Awromâni wânây "to read;" Khotanese hâvn- "to speak."مطالعه کرد/کن
convince پروخید/پروخمتقاعد کرد/کن
skip پرید/پر
jump پرید/پر
wear پوشید/پوش
cover پوشید/پوش
explore پویید/پوی
belong پَرگِتید/پَرگِت,پرگتید,پرگتPargetidan, literally "to surround, to relate with" (on the model of L. pertinere "pertain," Skt. parigraha- "surrounding; relation to"), from parget "to hold, seize, take around," from par- "around," → peri-, + get "to take, sieze," as in Tâleši gate "to take," Târi gata, Sorxeyi, Lâsgardi, Semnâni, Šâhmerzâdi -git- "take, seize," variants of gereftan "take, hold," → concept.تعلق داشت/دار
investigate پژوهید/پژوه
design پیرنگید/پیرنگطراحی کرد/کن
plan پیشگارید/پیشگار
traverse پیمود/پیمای
join پیوست/پیوند
screw پیچید/پیچ
turn چرخید/چرخ
rotate چرخید/چرخ
attach چسباند/چسبان
taste چشید/چش
mean چمارد/چمارمراد کرد/کن
condense چگالید/چگال
intend کامید/کامقصد داشت/دار
crunch کروچید/کروچقرچ‌قرچ خورد/خور
kill کشت/کش
draw کشید/بکش
pound کوبید/کوب
attempt کوشید/کوش
strive کوشید/کوش
lay گذارد/گذار
put گذاشت/گذارقرار داد/ده
place گذاشت/گذارقرار داد/ده
spend گذراند/گذران
pass گذراند/گذرانپاس کرد/کن
tend گرایید/گرای
make گرفت/گیر
get گرفت/گیر
capture گرفت/گیر
capture گرفت/گیر
take گرفت/گیر
run away گریخت/گریز
escape گریخت/گریز
cry گریست/گری
choose گزید/گزینانتخاب کرد/کند
select گزید/گزینانتخاب کرد/کند
lay out گسترد/گستر
emit گسیلید/گسیل
solve گشود/گشایحل شد/شو
open up گشود/گشای
say گفت/گوی
tell گفت/گوی
assign گماشت/گمارنسبت داد/ده
find یافت/یاب
find out یافت/یاب
waterآب
attributionآباژش
attributeآباژهصفت
attributed toآباژیده بهمنتسب به
attributableآباژ‌پذیرقابل اسناد
chickenpoxآبله‌مرغان
towelآبچینحوله
meltآبگون شد/شوذوب شد/شو
moltenآبگون‌شدهذوب شده
wateryآبی
blueآبی
attentionآتانشتوجه
determinationآترمشâtarm•ešتعیین
determinantآترمگرâtarm•gar
determinedآترمیده
deterministآترم‌باورجبرگرا
deterministicآترم‌باورانهجبرگرایانه
determinismآترم‌گرویجبرگرایی
fireآتش
fieryآتشین
mannersآداب
etiquetteآداب همنشینیآداب معاشرت
acknowledgmentآدانشتصدیق
acknowledgeآدانیدن
dummyآدمک
tidyآراستهمرتب
calmآرام
arrangementآرایش
arrangeآرایش داد/ده
archeآرخه
wishآرزو
idealآرمانی
Ideallyآرمانی‌واردر حالت ایده‌آل
experienceآروینتجربه
empiricalآروینیتجربی
argumentآرگومان
yeahآریبله
yesآریبله
yes-noآری-نه
positiveآریگویمثبت
freeآزاد
freelyآزادانه
freedomآزادی
libertyآزادی⟨گروهگانی⟩
testآزمایش
trialآزمایشی
experimentalآزمایشیتجربی
empiricistآزمایش‌گراتجربه‌گرا
empiricismآزمایش‌گرویاصالت تجربه
examآزمون
interpretationآزندشتعبیر
induced interpretationآزندش درهازشیتعبیر استقرایی
construalآزندیتعبیری
interpretingآزندیدنتعبیر کردن
interpretedآزندیدهتعبیر شده
easyآسان
facilitateآسان شد/شو
easierآسانتر
facilitiesآسانگانتسهیلات
facilityآسانی
easiestآسان‌ترین
euthanasiaآسان‌میری
welfareآسایشرفاه
stanceآستانطرز ایستادن
intentional stanceآستان کامندهموضع قصدمندانه
thresholdآستانه
sleeveآستین
heavenآسمان
skyآسمان
ceilingآسمانهسقف
heavenlyآسمانی
planetariumآسمان‌نما
convenientآسودبخشراحت
comfortableآسودهراحت
vacationآسودگانتعطیلات
convenienceآسودگیراحتی
immuneآسیب‌ناپذیرایمن
immunityآسیب‌ناپذیریایمنی
peaceآشتیصلح
pacificآشتی‌گراصلح‌جو
pacifistآشتی‌گراصلح‌طلب
nervousآشفته
messyآشفته
familiarآشنا
more familiarآشناتر
most familiarآشناترین
kitchenآشپزخانه
obviousآشکار
apodicticآشکارمسلم
revealingآشکار شدن
revealآشکار ساخت/ساز
detectآشکار شد/شو
ascertainآشکار کرد/کن
manifestآشکار کرد/کن
patentlyآشکارا
manifestlyآشکارا
openlyآشکاراعلنا
obviouslyآشکارا
declareآشکارا گفت/گوی
detectionآشکارسازی
beginningآغاز
startingآغاز
starting pointآغازگاهنقطه‌ی آغاز
getting startedآغازیدنآغاز کردن
initialآغازین
seminalآغازین
aphasiaآفازی
blightآفت
creatingآفریدنخلق‌کردن
creatureآفریدهمخلوق
creaturesآفریدگانمخلوقات
creativeآفرینش‌گر
creatorآفریننده
creativityآفرینندگیخلاقیت
offensiveآفندگری
infectedآلوده
pollutionآلودگی
targetآماجهدف
aimآماجهدف
goalآماجهدف
targetedآماجیده
readyآماده
get readyآماده شد/شو
prepareآماده کرد/کن
preparationآماده‌سازی
preparedآماده‌شده
providerآمادگر
statisticsآمار
statisticalآماری
inflationآماستورم
inflationismآماس‌گراییتورم‌گرایی
trafficآمد و رفتترافیک
contingentآمرساناحتمال
contingentlyآمرسانانهبطور احتمالی
contingentistآمرسان‌باورامکان‌گرا
Contingentismآمرسان‌گرویامکان‌گرایی
Americanآمریکایی
educatedآموختهتحصیل‌کرده
educationآموزش
teachآموزش
educateآموزش داد/ده
schoolآموزشگاهمدرسه
educationalآموزشی
scholasticآموزشی
instructorآموزش‌دهنده
doctrineآموزه
lessonآموزهدرس
teacherآموزگارمعلم
schoolآموزگاهمکتب
Lwów–Warsaw Schoolآموزگاه لویو-ورشومکتب لویو-ورشو
classicآموزگاهی
mixtureآمیزه
combinationآمیغترکیب
thatآن
itآن
thereآنجا
whereآنجا که
fluآنفلوآنزا
thoseآنها
theyآنها
onesآنها که
whatآنچه
thenآنگاه
Anglo-Hegelianآنگلو-هگلی
immediateآنیبی‌واسطه
associationآهزش
associativeآهزشیشرکت‌پذیر
slowerآهسته‌تر
ironآهن
abstractionآهنجشانتزاع
abstractآهنجیدهانتزاعی
abstractآهنجیدهانتزاعی
abstractnessآهنجیدگیانتزاعی‌بودن
intonationآهنگ
songآهنگ
be going toآهنگ آن داشت/دارقصد,داشت,دار
voiceآوازصدا
singآواز خواند/خوان
voiceآواز داد/ده
singerآوازه‌خوانخواننده
pronouncedآوانوشتهتلفظ‌شده
pronunciationآوانویسیتلفظ
liquidآوِهآوهمایع
proofآوینÂvin, on the model of Ger. Beweis "proof," from weisen "to show, point out;" O.E. witan "to see." âvin "to show, see," from intensive prefix â- + vin "to see" (as in a large number of dialects), variant bin, present stem of didan "to see;" Mid.Pers. wyn-; O.Pers. vain- "to see;" Av. vaēn- "to see;" cf. Skt. veda "I know;" Gk. oida "I know," idein "to see;" L. videre "to see;" Ger. weisen "to show," as above; PIE base *weid- "to know, to see."
proof-theoreticآوین-نگریکنظریه برهانی
positivistآوین‌باوراثبات‌گرا
undemonstratedآوین‌ناپذیرغیر قابل اثبات
unprovenآوین‌نشدهاثبات نشده
provableآوین‌پذیراثبات‌پذیر
provabilityآوین‌پذیریاثبات‌پذیری
operationآپارشعملیات
implication operationآپارش درتاهشعمل استلزام
interior operationآپارش درونعمل درون
operationalistآپارش‌باور
operatorآپارگرعملگر
closure operationآپارگر بستارعملگر
Apeironآپایرون
supplementaryآپُرندهآپرندهتکمیلی
supplementآپُرهآپرهمکمل
faultآکعیب
buggyآک‌دارمشکل‌دار
debuggingآک‌زداییاشکال‌زدایی
recordingآگاشتن
recordآگاشته
recordedآگاشت‌شده
awareآگاه
mindfulآگاه
noticeآگاه شد/شومتوجه شد/شو
consciouslyآگاهانه
declarativeآگاهشیاعلانی
awarenessآگاهی
announceآگاهی داد/ده
perceivingآگرتش
perceivedآگرتیده
perceivableآگرت‌پذیر
whetherآیا
comingآینده
futureآینده
mirrorآینه
unitedآیکیدهمتحد
religionآییندین
planetاباخترسیاره
planetaryاباختریسیاره‌ای
cloudابر
cloud nativeابر بوم
supremeابرتمabartomعالی
supremelyابرتمانه
superintuitionisticابردرون‌یافت‌گرویابر شهودی
superheroابرقهرمان
supersetابرهنگردابرمجموعه
cloudyابری
meansابزار
instrumentابزار
toolابزار
instrumentallyابزارانه
instrumentalistابزارگرا
instrumentalismابزارگروی
instrumentalابزاری
instrumentalityابزاری‌بودن
instrumentalizationابزاری‌سازی
yourات
roomاتاک
cabinاتاکاتاق
classroomاتاک آموزشاتاق درس
atticاتاک زیر شیروانی
living roomاتاک نشیمن
cockpitاتاکه خلبانکاکپیت
automataاتوماتا
astronomerاخترشناس/اخترشناسان
astronomyاخترشناسی
utteredادا شده
utterادا کرد/کن
magazineادبنامهمجله
orthodoxyارتدکس
orthodoxارتدکس
militaryارتش
esteemارج نهاد/نهاحترام گذاشت/گذار
esteemedارجمند
orthogonalارداکنجardâkonjمتعامد
campingاردو
campsiteاردوگاه
campاردوگاه
duckاردک
valueارزش
truth-valueارزش راستیمقدار صدق
axiologyارزش شناسی
truth functionalارزش کارکردیتابع ارزشی
appreciateارزش شناخت/شناس
valueارزش نهاد/نه
truth-functionalارزش-کارکردیتابع ارزشی
valuableارزشمند
truth valuesارزش‌های راستیمقادیر صدق
markارزه
evaluationارزیابی
assessingارزیابی
assessارزیابی شد/شو
evaluateارزیابی کرد/کن
securityارمندیامنیت
cybersecurityارمندی سایبریامنیت سایبری
Europeanاروپایی
sinceاز
thanاز
fromاز
thenceاز آن جا
sinceاز آن زمان
whereasاز آنجا که
sinceاز آنجا که
in spite of thatاز این رو
henceاز این رو
nonethelessاز این رو
henceforthاز این پساز حالا به بعد
thereforeاز این‌روبنابراین
soاز این‌روبنابراین
memorizeاز بر کرد/کن
to the causeاز برای اینبه این علت
fundamentallyاز بنیاداساسا
missاز دست داد/ده
loseاز دست رفت/رو
in terms ofاز دیدگاهبه لحاظ
viaاز راه
come alongاز راه رسید/رس
in different waysاز راه‌های دگرسانبه طرق مختلف
throughاز رهگذراز طریق
undermineاز زیر کند/کن
omitاز قلم انداخت/انداز
disintegrateاز هم پاشید/پاش
get overاز پس بر آمد/آی
turn outاز کار در آمد/آی
disentangleاز گیر در آورد/آور
informationازدشاطلاعات
informativeازدمندآگاهی‌بخش
informativenessازدمندیآگاهی‌بخشی
spyازدگیرجاسوس
professorاستاد
masterاستاد
provinceاستان
standardاستاندهاستاندارد
standardlyاستانده‌واربطور استاندارد
explicitlyاستاهانهبطور صریح
explicitاستاهی
poolاستخر
extensionاستنشمصداق
extensionalاستنشیمصداقی
extensionalistاستنش‌باورمصداق‌گرا
steadyاستوارثابت
solidاستوارمستحکم
proof of conceptاستوار کردن پرمانهاثبات مفهوم
Theoremاستوارهقضیه
Gödel's completeness theoremاستواره بَوَندَگی گودلاستواره بوندگی گودلقضیه تمامیت گودل
Replacement Theoremاستواره جایگذاریقاعده جایگذاری
Gödel's second incompleteness theoremاستواره دوم بَوَندَگی گودلاستواره دوم بوندگی گودلقضیه‌ دوم ناتمامیت گودل
Deduction theoremاستواره فروهازشقضیه استنتاج
Compactness Theoremاستواره فشردگیقضیه‌ی فشردگی
Löwenheim Theoremاستواره لونهایمقضیه لونهایم، قضیه لوونهایم
Löwenheim-Skolem Theoremاستواره لونهایم-اسکولمقضیه لونهایم اسکولم، قضیه لوونهایم اسکولم
Upward Löwenheim-Skolem Theoremاستواره لونهایم-اسکولم سربالاقضیه‌ی لونهایم-اسکولم سربالا
Downward Löwenheim-Skolem Theoremاستواره لونهایم-اسکولم سرپایینقضیه‌ی لونهایم-اسکولم سرپایین
Model existence theoremاستواره هستومندی نمونهقضیه‌ی وجود مدل
Gödel's first incompleteness theoremاستواره یکم نابَوَندَگی گودلاستواره یکم نابوندگی گودلقضیه‌ اول ناتمامیت گودل
trustworthyاستیگانقابل اعتماد
sureاستیگانمطمئن
ensureاستیگان شد/شومطمئن شد/شو
unreliableاستیگانی‌ناپذیرغیرقابل‌اطمینان
reliabilityاستیگان‌پذیریقابلیت اطمینان
Islamicاسلامی
ascriptionاسناد
horseاسپاسب
spaceاسپاشespašفضا
explosionاسکفتانفجار
skiاسکی
skiاسکی کرد/کن
acidاسید
itsاش
herاش
hisاش
ostensiveاشاری
loveاشغعشق
Springerاشپرینگر
crashافتادنسقوط
equipافزارمند شد/شوتجهیز شد/شو
increasingافزایش
increaseافزایش
additionافزودن
addingافزودن
additiveافزودنی
extraافزوده
addedافزوده شده
in addition toافزون بر
additionallyافزون بر این
surplusافزون بر نیاز
pluginافزونه
redundantافزونه
redundancyافزونگی
moreoverافزون‌براین
fableافسانه
depressionافسردگی
unfortunatelyافسوسمندانهمتأسفانه
calculatedافماردهمحاسبه‌شده
calculationافمارشمحاسبه
calculusافماریکحساب
Sequent calculusافماریک پی‌آیهحساب رشته‌ها
healالتیام داد/ده
alcoholالکل
patternالگو
myام
scoreامتیاز
todayامروز
modernامروزی
tonightامشب
hopeامید
hopeامید داشت/دار
promisingامیدوار‌کننده
storageانبار
partakeانبازیشریک شدن
cumulativeانباشته
accumulationانباشتگی
multitudeانبوه
integrationانتگرال‌گیری
saturatedانجالیدهاشباع‌شده
fulfillmentانجام دادن
performerانجام دهنده
doانجام داد/ ده
performانجام شد/شو
fulfillانجام شد/شو
fareانجام گرفت/گیر
accomplishmentانجامداد
accomplishedانجامداده
fulfillingانجام‌دادن
doneانجام‌شده
councilانجمنشورا
communityانجمن
associativityانجمنیگیشرکت‌پذیری
figانجیر
measureاندازه
amountاندازهمقدار
sizeاندازه
scaleاندازه شد/شو
measureاندازه گرفت/گیر
someاندازه‌ایمقداری
amountsاندازه‌هامقادیر
scalabilityاندازه‌پذیریمقیاس‌پذیری
measurementاندازه‌گیری
measureاندازه‌گیری کرد/کن
measuredاندازه‌گیری‌شده
greatlyاندازه‌ی بسیاری
organاندام
enterاندر شد/شووارد شد/شو
insertاندر شد/شودرج شد/شو
intersectionاندربرشاشتراک
interviewerاندربینمصاحبه‌کننده
interviewاندردیدمصاحبه
interviewingاندردیدنمصاحبه
adviseاندرز داد/ده
interferenceاندرزنشدخالت
interestاندرستعلاقه
interestedاندرستمندعلاقه‌مند
interested inاندرستمند بهعلاقمند به
interjectionاندرشانش
introductionاندرهازش
Introduction of an assumptionاندرهازش یک انگاشتهمعرفی یک فرض
∧ Introductionاندرهازش ∧
∨ Introductionاندرهازش ∨
intervalاندروارفاصله
resourceاندوختهمنبع
reserveاندوخته
reservedاندوخته شدهرزرو شده
griefاندوه
slightاندکخفیف
thinkerاندیشمند/اندیشمندانمتفکر/متفکران
thoughtاندیشه
thinkingاندیشیدن
Critical Thinkingاندیشیدن سنجشگرانهتفکر انتقادی
hallmarkانگ
mathانگارش
Mathematicsانگارش/انگارشریاضیات
mathematicsانگارش/انگارشریاضیات
mathematicalانگارشیکریاضیاتی
mathematicallyانگارشیکانهبطور ریاضیاتی
mathematicianانگارش‌دانریاضیدان
hypothesisانگارهفرضیه
hypothesizeانگاره ساخت/سازفرضیه ساخت/ساز
hypothesiseانگاره ساخت/سازفرضیه ساخت/ساز
hypotheticalانگاره‌ایفرضیه‌ای
Continuum hypothesisانگاره‌ی پیوستارفرضیه پیوستار
assumptionانگاشتÂgarb, from â-, nuance prefix, + garb, from Av./O.Pers. grab-, Av. gərəb- "to take, to seize;" cf. Mod.Pers. gereftan "to take; to assume;" Skt. grah-, grabh- "to seize, to take," graha "seizing, holding, perceiving;" M.L.G. grabben "to grab;" E. grab "to take or grasp suddenly;" PIE *ghrebh- "to seize." فرض
suppositionانگاشتفرض
tenetانگاشته
positانگاشتهفرض‌شده
assumedانگاشتهفرض‌شده
assumptionsانگاشته‌هامفروضات
fingerانگشت
digitانگشت
Englishانگلیسی
grapeانگور
motivationalانگیزشی
motiveانگیزه
motivationانگیزه
underlineاهمیت داد/ده
herاو
himاو
sheاو
heاو
uncleاودر/داییعمو/دایی
Jupiterاورمزد
utterlyاوستانهمطلقا
oceanاَبَردریاابردریااقیانوس
absoluteاَوَستاوستمطلق
absolutelyاَوَستانهاوستانهکاملا
metalاَیوشُستایوشستفلز
metallicاَیوشُستیایوشستیفلزی
Explicatumاُستاهندهاستاهندهتوضیح‌دهنده
reliableاُستیگاناستیگانقابل اطمینان
soapاُشناناشنانصابون
nthاِن ُمینان مین
dragonاژدها
Aegeanاژه
oxidationاکسایشاکسیداسیون
oxideاکسید
nowاکنونحالا
ifاگر
iffاگر و تنها اگر
If that's soاگر چنین است
cardinalاگرا
cardinalityاگرایی
althoughاگرچه
Italianایتالیایی
AIDSایدز
errorایرنگخطا
goddessایزدبانوالهه
failureایست
staticایستا
resistanceایستادگیمقاومت
resistایستادگی کرد/کن
stateایستشوضع
moodایستشحالت
statusایستشوضعیت
state of affairsایستش رویدادهاوضعیت امور
stationایستگاه
police stationایستگاه پاسبانیمرکز پلیس
workstationایستگاه کاری
itاین
thisاین
thatاین
hereاینجا
theseاینها
identicalاینهمان
identityاینهمانی
identityاینهمانی
contingent identityاینهمانی آمرساناینهمانی ممکن
necessary identityاینهمانی بایستهاینهمانی ضروری
nowadaysاین‌روزها
eveningایوارعصر
justایوازفقط
merelyایوازصرفا
withبا
toبا
worthبا ارزش
in this wayبا این روش
neverthelessبا این همهبا این حال
given thatبا روی‌داشت به اینکهبا توجه به اینکه
in spite ofبا وجود
roughly speakingبا چشم‌پوشی از پازه‌هاصرف‌نظر از جزئیات
togetherبا یکدیگر
motivatedباانگیزه
Babylonianبابلی
chamomileبابونه
westباخترغرب
westernباختریغربی
windباد
windfallبادآورده
kiteبادبادک
windyبادی
timeبار
loadبار
loadبار کرد/کن
productiveبارآور
rainباران
rainباران بارید/بار
orderedبارایهمرتب
uploadبارگذاری
uploadبارگذاری شد/شو
downloadingبارگیری
narrowباریک
narrowباریک کرد/کن
narrowingباریک‌کردنمحدود کردن
openباز
redeemباز پرداخت کرد/کن
repeatباز انجامید/انجامتکرار کرد/کن
stopباز ایستاد/ایست
interruptباز ایستاد/ایست
mirrorباز تابید/تاب
unlockباز شد/شو
diagnoseباز شناخت/شناس
restoreباز نشاند/نشان
reduceباز هاخت/هازفرو کاست/کاه
openباز کرد/کن
confiscateباز گرفت/گیرمصادره کرد/کن
returnباز گشت/گردان
resolveباز گشود/گشای
rehearseباز گفت/گوی
rearrangeبازآرایش شد/شو
rearrangementبازآرایی
resonanceبازآوایی
marketبازار
toutبازار گرمی کرد/کن
marketingبازاریابی
iterationبازانجامتکرار
interruptedبازایستاده
interruptionبازایستش
referenceبازبردمرجع، محکی
referبازبرد داد/دهارجاع داد/ده
reviseبازبینی کرد/کن
reflectionبازتابانعکاس
reflectبازتاب کرد/کنمنعکس کرد/کن
reflectivelyبازتابانهبطور انعکاسی
reflectiveبازتابیانعکاسی
reflexiveبازتابیانعکاسی
Reflexivityبازتابی بودنانعکاسی بودن
reflectedبازتاب‌شدهمنعکس‌شده
feedbackبازخورد
banبازداشته شد/شودممنوع شد/شود
yieldبازدهثمره
throughputبازدهی
reformulationبازدیسولش
commercialبازرگانیتجاری
reconstructionبازسازی
refactorبازسازی شد/شو
recoveryبازستانی
recognitionalبازشناختی
reproduceبازفرآوریبازتولید
representationبازنمایش
Knowledge Representation and Reasoningبازنمایش و خردورزی داناییبازنمایی و استدلال دانش
rewritingبازنویسی
revisedبازنگری شدهتجدید نظر شده
rangeبازه
reductionبازهازشتحویل
armبازو
reverseبازگردمعکوس
returnبازگشت
recursionبازگشت
recursiveبازگشتی
recursivelyبازگشتی‌واربطور بازگشتی
resolutionبازگشودن
reassignedبازگمارده
citeبازگو کرد/کننقل کرد/کن
gameبازی
playبازی
playبازی کرد/کن
retrievingبازیابی
retrievalبازیابی
retrieveبازیابی شد/شو
retrievedبازیابی‌شده
language-gamesبازیهای زبانی
toyبازیچهاسباب‌بازی
playerبازیکن
actorبازیگر
Reductio ad absurdumباز‌هازش به یاوهبرهان خلف، تعلیق به محال
regularباسامانمنظم
regularityباسامانینظم
ancientباستان
factباشاواقعیت
factualباشاییواقعیتی
splendidباشکوه
clubباشگاه
gardenباغ
zooباغ درندگانباغ وحش
textureبافت
tissueبافت
contextبافتارمتن
weavingبافتن
textualبافتیمتنی
textبافِهبافهمتن
wingبال
aboveبالا
topبالا
highبالا
upبالا
overviewبالا دیدمرور
keep upبالا نگه داشت/دار
fluctuationبالا و پایین شدننوسان
fluctuateبالا و پایین شد/شو
raiseبالا برد/بر
go upبالا رفت/رو
climbبالا رفت/رو
higherبالاتر
upperبالاتر
highestبالاترین
uppermostبالاترین
developingبالشتوسعه
developmentبالشتوسعه
developerبالشگرتوسعه دهنده
developmentalبالشیتوسعه‌ای
helicopterبالگردهلی‌کوپتر
growingبالیدن
grownبالیده
roofبام
morningبامدادصبح
ladyبانو
bankبانک
sloganبانگشعار
crowبانگ زد/زن
concludeباهم بست/بندنتیجه گرفت/گیر
syllogismباهمشماریقیاس
enthymemeباهمشماری پنهانقیاس مضمر, قیاس موجز
syllogisticباهمشماریکقیاسی
cleverباهوش
confidenceباوراعتماد
beliefباوراعتقاد
believeباور
trustباوراعتماد
Justified True Beliefباور راستگوی راستاوردهباور صادق موجه
believeباور داشت/دار
believeباور داشت/دار
believerباورمندمومن
taxباژمالیات
byteبایت
oughtباید
mustباید
shouldباید
necessarilyبایستانهضرورتا
necessaryبایستهضروری
necessityبایستگیضرورت
Necessitistبایستگی‌گراضرورت‌گرا
Necessitismبایستگی‌گراییضرورت‌گرایی
instead ofبجای
insteadبجای آن
saveبجز
other thanبجزغیر از
chanceبختشانس
fortuneبخت
accidentallyبختامدانهبطور تصادفی
accidentalبختامدانهتصادفی
casualبختواراتفاقی
drawبخت‌آزماییقرعه‌کشی
lotteryبخت‌آزماییقرعه‌کشی
reasonablyبخردانهمنطقی
segmentبخش
partitionبخش
divisionبخش
sectionبخش
portionبخش
partبخش
critical sectionبخش بزنگاهیناحیه‌ی بحرانی
partitionبخش شد/شو
divideبخش شد/شوتقسیم شد/شو
partialبخشیجزئی
divisibleبخش‌پذیر
divisibilityبخش‌پذیری
divisionبخش‌کردنتقسیم
badبد
badlyبد
disasterبداختریفاجعه
malwareبدافزار
therebyبدان وسیله
worseبدتر
fairlyبدرستیکاملا
misconductبدرفتاری شد/شو
farewellبدرودوداع
leaveبدرود گفت/گوترک کرد/کن
byبدستبوسیله
gainedبدست آمدهکسب‌شده
acquisitionبدست آوردناکتساب
deriveبدست آمد/آی
graspبدست آورد/آور
gainبدست آورد/آورکسب کرد/کن
obtainedبدست‌آمده
bodyبدنه
debtorبدهکار
oweبدهکار بود/است
communicateبده‌بستان کرد/کن
communicationبده‌بستان‌کردن
suspectبدگمان بود/است
overبر
ontoبر
accordinglyبر این پایهبر این اساس
uponبر روی
based onبر پایه
on grounds ofبر پایه
by virtue ofبر پایهبر طبق، به موجب
Java-basedبر پایه‌ی جاوا
subvertبر افتاد/افت
appendبر افزود/افزای
exciteبر انگیخت/انگیز
give riseبر انگیزاند/انگیزان
ascribeبر بست/بندنسبت داد/ده
ariseبر خاست/خیز
imposeبر نهاد/نهتحمیل کرد/کن
removeبر چید/چین
go backبر گشت/گرد
come backبر گشت/گرد
estimateبرآورد
estimateبرآورد کرد/کن
satisfactionبرآوردن
satisfyبرآورده کرد/کن
satisfiedبرآورده‌شده
conclusionبرآیندنتیجه
concludeبرآیندگرفتننتیجه‌گرفتن
fairnessبرابرنگریانصاف
equityبرابری
brotherبرادر
trulyبراستی
indeedبراستی
reallyبراستیواقعا
in factبراستیدر واقع
genuinelyبراستیواقعا
subversionبراندازی
excitedبرانگیخته
excitementبرانگیزش
toبرای
sakeبرایبخاطر
forبرای
toبرای
for many purposesبرای بسیاری از فرنه‌هابرای بسیاری از اهداف
e.g.برای نمونهبرای مثال
foreverبرای همیشه
for everبرای همیشه
toleranceبرتافتن
favouredبرتر دانستهارجح
favoredبرتر دانستهارجح
advantageبرتریمزیت
preferringبرتری دادنترجیح دادن
preferبرتری داد/دهترجیح داد/ده
leaveبرجای ماند/مان
fixationبرجایش
prominenceبرجسته
prominentبرجسته
splendidبرجسته
onlineبرختبرخط
hitبرخورد
treatingبرخورد
clashبرخورد
impactبرخوردتاثیر
treatبرخورد کرد/کن
strikeبرخورد کرد/کن
someبرخیبعضی
particularبرخیجزئی
vectorبردار
additionبردایشجمع
additionalبردایشیاضافی
slaveبرده
slaverبرده‌دار
undertakeبردوش گرفت/گیربه‌عهده گرفت/گیر
slaveryبردگی
surveyبردید
examinationبررسی
examineبررسی کرد/کن
hairbrushبرس مو
artificiallyبرساختانهبطور مصنوعی
artificialبرساختهمصنوعی
recognizeبرشناختتشخیص
recognitionبرشناختنتشخیص‌دادن
snowبرف
legacyبرماندمیراث
programبرنامه
scheduleبرنامه زمانی
programmerبرنامه‌نویس
programmingبرنامه‌نویسی
client applicationبرنامه‌ی زوارگیر
Hilbert's programبرنامه‌ی هیلبرت
applicationبرنامه‌ی‌کاربردی
bearerبرندهحامل
winبرنده شد/شو
truth bearerبرنده‌ی راستیحامل صدق
registrationبرنوسشثبت‌کردن
registeredبرنوسیدهثبت‌شده
interactionبرهم‌کنش
interactبرهم‌کنشتعامل
interactبرهم‌کنش کرد/کن
bareبرهنه
stripبرهنه شد/شو
excludeبرون داشت/دار
exposeبرون نهاد/نه
issueبرونایموضوع
objectبرون‌آختهشیء
objectiveبرون‌آختیعینی
alethicبرون‌آختیعینی
object-orientedبرون‌آخت‌گراشیء‌گرا
outcomeبرون‌آمدخروجی
outputبرون‌دادخروجی
exclusionبرون‌داشتن
excludedبرون‌داشتهخارج‌شده
outcomingبرون‌روندهخروجی
exportبرون‌ریزی
holdبرپا بود/استبرقرار بود/است
set upبرپا کرد/کن
proportionبرپارشتناسب
proportionalبرپارشیمتناسب
on-demandبرپایه‌ی درخواستبر اساس تقاضا
labelبرچسب
removalبرچیدن
leafبرگ
holdبرگزار کرد/کن
decidedبرگزیده
decidingبرگزینشتصمیم‌گیری
decisionبرگزینشتصمیم
deciderبرگزینندهتصمیم‌گیرنده
resilienceبرگشت‌پذیری
tabبرگه
sheetبرگهورقه
cheat sheetبرگه دغلکاریبرگه تقلب
Britishبریتانیایی
largeبزرگ
bigبزرگ
greatبزرگ
grandبزرگ
greaterبزرگتر
largestبزرگترین
greatestبزرگترین
greatest lower boundبزرگترین کران پایین
highwayبزرگراه
adultبزرگسال
adulthoodبزرگسالی
greatnessبزرگی
crimeبزهجنایت
accusedبزهکارمتهم
criminalبزه‌کار
sufficeبس بود/استکافی بود/است
simpliciterبسادگی
closureبستار
Universal Closureبستار هرگانیبستار کلی
creditorبستانکار
multiplicationبستایشضرب
multipliedبستاییده
multiplicityبستاییگیتعدد
ice creamبستنی
bundleبسته
parcelبسته
closedبسته
closeبسته
packبسته‌بندی
packبسته‌بندی کرد/کن
relevanceبستگیربط
dependبستگی داشت/دار
concernبستگی داشت/دارمربوط بود/است
pertainingبستگی‌دارمربوط
relevantبستگی‌دارمربوط
adequateبسندهکافی
sufficientبسندهکافی
enoughبسندهکافی
adequacyبسندگیکفایت
towardبسوی
backwardبسوی پشت
terriblyبسیارزیاد
soبسیارخیلی
muchبسیارخیلی
tooبسیار
veryبسیارخیلی
farبسیار
extremelyبسیار
highlyبسیار
pretty clearlyبسیار آشکاراکاملا بوضوح
hugeبسیار بزرگ
immenseبسیار بزرگ
a lot moreبسیار بیشتر
excellentبسیار خوب
vastlyبسیار زیاد
cruciallyبسیار مهندانه
tinyبسیار کوچک
super-heatedبسیار گرم
manyبسیاری
a lot ofبسیاری از
complicatedبغرنج
rhetoricبلاغت
long-termبلند دورهطولانی مدت
long-runningبلند زمان
get upبلند شد/شو
tallerبلندتر
tallestبلندترین
elevationبلندی
heightبلندی
causeبنارعلت
causationبنارمندیعلیت
Causalityبنارمندیعلیت
causalبناریعلی
clauseبندBand present stem of bastan "to close, to fasten, to bind," → closure.عبارت
bindingبند کردن
bindبند کرد/کن
principleبنداشتاصل
Modal Axiom Dبنداشت Dاصل D
Modal Axiom Kبنداشت Kاصل K
Axiom KPبنداشت KPاصل KP
Modal Axiom Tبنداشت Tاصل T
Principle of Explosionبنداشت اسکفتاصل انفجار
Axiom of Extensionalityبنداشت اُستَنِشیگیبنداشت استنشیگیاصل گسترش
Axiom of Foundationبنداشت بنیاد
Axiom of infinityبنداشت بی‌پایانیاصل موضوع بی‌نهایت
Axiom of Replacementبنداشت جایگزینیاصل جایگزینی
Axiom schema of separationبنداشت جداسازیاصل شمول
Axiom of pairingبنداشت جفت‌سازیاصل موضوع زوج‌سازی
Principle of bivalenceبنداشت دو ارزشی بودناصل دو ارزشی بودن
principle of charityبنداشت همدلیاصل همدلی
Axiom of Empty setبنداشت هنگرد تهی
Axiom of the power setبنداشت هنگرد توانیاصل موضوع مجموعه توانی
Principle of sufficient reasonبنداشت چرایی بسندهاصل دلیل کافی
Axiom of choiceبنداشت گزینشاصل موضوع انتخاب
Axiom of the unionبنداشت یکایشاصل موضوع اجتماع
axiomatizationبنداشتشاصل موضوعی سازی
axiomaticبنداشتیاصل موضوعی
principledبنداشتیاصولی
axiomatizedبنداشتیدهاصل بندی شده
axiomsبنداشت‌هااصول موضوعه
Kuratowski axiom setبنداشت‌های کوراتوفسکیاصول کوراتوفسکی
axiomatizableبنداشت‌پذیراصل‌پذیر
portبندر
purpleبنفش
luggageبنهبار مسافر
foundationبنیاد
institutionبنیادانستیتو
Foundation for mathematicsبنیاد برای انگارشبنیان ریاضیات
Mathematical foundationsبنیادهای انگارشیکبنیان‌های ریاضیاتی
founderبنیادگذار
fundamentalبنیادی
foundationalبنیادین
foundationalistبنیادین‌گرا
foundationalismبنیادین‌گرایی
sourceبن‌مایه
open-sourceبن‌مایه‌بازمتن‌باز
elementبن‌پارعنصر
closed elementبن‌پار بستهعنصر بسته
identity elementبن‌پار همانیعنصر همانی
onبه
toبه
toبه
intoبه
atبه
sufficientlyبه اندازه بسندهبه اندازه کافی
look outبه بیرون نگاه کرد/کن
bring to ruinبه تباهی کشید/کش
exceptبه جز
pocketبه جیب زد/زن
attractبه خود کشید/کشجذب کرد/کن
attainبه دست آمد/آی
acquireبه دست آورد/آور
entailبه دنبال داشت/دارمستلزم بود/است
that is to sayبه دیگر سخن
namelyبه دیگر سخنیعنی
i.e.به دیگر سخنبه عبارت دیگر
easilyبه سادگی
wronglyبه نادرستی
anywayبه هر روی
at any rateبه هر رویبه هر حال
at allبه هیچ رویاصلن
rememberingبه یاد آوردن
remindبه یاد آورد/آور
rememberبه یاد داشت/دار
amendبه ساخت/ساز
fareبهاکرایه
priceبهاقیمت
springبهار
recoveryبهبودترمیم
improveبهبود داد/ده
betterبهتر
bestبهترین
quotientبهرخارج‌قسمت
gainingبهره‌بردناکتساب
productivityبهره‌وری
preferenceبهزونهترجیح
preferableبهزونیدنی
preferredبهزونیدهترجیح داده شده
modifiedبهساختهاصلاح‌شده
modifierبهسازاصلاح‌کننده
modificationبهسازیاصلاح
amendmentبهسازی
timelyبهنگامبه‌موقع
updateبهنگام شد/شو
updatingبهنگام‌سازی
updatableبهنگام‌شوندهقابل بروزرسانی
optimalبهینه
optimumبهینه
optimizingبهینه‌سازی
asبه‌
slowlyبه‌آهستگی
justبه‌تازگی
recentlyبه‌تازگی
solelyبه‌تنهایی
rather thanبه‌جای
remainبه‌جای ماند/مانباقی ماند/مان
lastبه‌درازا کشید/کشطول کشید/کش
correctlyبه‌درستیبطور صحیح
obtainبه‌دست آورد/آور
resultبه‌دست داد/دهنتیجه داد/ده
on account ofبه‌دلیل
look forبه‌دنبال بود/است
be afterبه‌دنبال بود/است
flauntبه‌رخ کشید/کش
clearlyبه‌روشنی
forcefullyبه‌زور
amendedبه‌ساخته
simplyبه‌سادگی
plainlyبه‌سادگی
hardlyبه‌سختی
heavilyبه‌سنگینی
count sth inبه‌شمار آورد/آوربه‌حساب آورد/آور
count inبه‌شمار آورد/آوربه‌حساب آورد/آور
scarcelyبه‌ندرت
soundبه‌نگر رسید/رسبنظر رسید/رس
seemبه‌نگر رسید/رسبنظر رسید/رس
interconnectednessبه‌هم‌پیوستگی
in particularبه‌ویژهبطور خاص
specificallyبه‌ویژهبطور مشخص
onwardsبه‌پسبه‌بعد
deeplyبه‌ژرفیعمیقا
hiredبه‌کار گماشته
leverageبه‌کار گرفت/گیر
hireبه‌کار گماشت/گماراستخدام کرد/کن
utilizeبه‌کار،گرفت گیر/را
such thatبه‌گونه‌ای کهبطوریکه
increasinglyبه‌گونه‌ی فزاینده
smellبو
budgetبودجه
scholarshipبورس آموزشیبورس تحصیلی
parkبوستانپارک
booleanبولی
nativeبومی
localبومیمحلی
completeبونده شد/شوکامل شد/شو
completedبونده‌شدهکامل شده
completabilityبوندگی‌پذیریتمامیت‌پذیری
particularlyبویژهبخصوص
especiallyبویژهبخصوص
Affirming the consequentبَردِش پیایبردش پیایتصدیق تالی
affirmativeبَردِشیبردشیbardešiایجابی
oftenبَسوانبسواناغلب
completeبَوَندَهبوندهکامل
completelyبَوَندَگانهبوندگانهبطور کامل
completenessبَوَندَگیبوندگیتمامیت
Structural completenessبَوَندَگی ساختاریبوندگی ساختاریتمامیت ساختاری
strong completenessبَوَندَگی نیرومندبوندگی نیرومندتمامیت قوی
Semantic completenessبَوَندَگی چماریکبوندگی چماریکتمامیت معنایی
Syntactical completenessبَوَندَگی گفت‌شناسیکبوندگی گفت‌شناسیکتمامیت نحوی
complementبَوَندگربوندگرمکمل
implication fragment of Rبُرش درتاهش گویایی Rبرش درتاهش گویایی Rتکه استلزام منطق R
axiomبُنداشتبنداشتBondâšt, literally "taking as the base," from bon "root, origin, base" + dâšt "held," from dâštan "to have, to hold, to maintain, to consider."اصل موضوع
elementaryبُن‌پارینبن‌پارینمقدماتی
babyبچه
kidبچه
employingبکار گرفتنبه خدمت گرفتن
employedبکار گرفته
engagedبکار گرفته شده
engagementبکار گیری
applyبکار برد/بر
useبکار رفت/رواستفاده شد/شو
engageبکار گرفت/گیر
employبکار گرفت/گیر
employmentبکارگیری
‫‪disputation‬‬بگومگو
argumentبگومگواستدلال
argueبگومگو شد/شواستدلال کرد/کن
withoutبی
desertبیابان
let usبیایید
awakeبیدار
wake upبیدار شد/شو
awakeningبیداری
wakeبیداری
disorderبیرایهنامرتب
outبیرونخارج
outsideبیرونخارج
bring outبیرون آورد/اور
bring outبیرون آورد/اور
dispenseبیرون داد/ده
go outبیرون رفت/رو
send outبیرون فرستاد/فرست
evictبیرون کرد/کن
banishبیرون کرد/کن
outerبیرونی
externalبیرونیخارجی
dislikeبیزار بود/است
hateبیزار بود/استمتنفر بود/است
repulsionبیزاری
hatredبیزارینفرت
baseballبیسبال
twentyبیست
twenty-oneبیست و یک
twenty-firstبیست و یک
twentiethبیستم
twentythreeبیست‌و‌سه
excessivelyبیش از اندازهبیش از حد
evenبیشاحتی
pluralبیشالجمع
pluralistبیشال‌باور
pluralismبیشال‌گرویتکثرگرایی
moreبیشتر
furtherبیشتر
furthermoreبیشتر
mainlyبیشترعمدتا
mostlyبیشتر
ever moreبیشتر و بیشتر
mostبیشترین
plusبیشَنبیشن
majorityبیشیناکثریت
maximumبیشینه
illبیمار
patientبیمار
hospitalبیمارستان
diseaseبیماری
illnessبیماری
assuranceبیمه
assureبیمه شد/شو
assuredبیمه‌شده
assuringبیمه‌کردن
sightبینایی
insightبینش
spectatorبیننده/بینندگان
impoverishبینوا شد/شوفقیر شد/شو
poorبینوا/بینوایانفقیر/فقیران
noseبینی
unemploymentبیکاری
boundlessبیکران
foreignبیگانهخارجی
irrelevantبی‌بستگینامرتبط
masslessبی‌جرم
stillبی‌جنبشساکن
atheismبی‌خدایی
bruteبی‌خرد
right awayبی‌درنگبلافاصله
promptlyبی‌درنگ
real-timeبی‌درنگبه‌موقع
immediatelyبی‌درنگبلافاصله
instantlyبی‌درنگ
urgentبی‌درنگفوری
unchangingبی‌دگرگونیبی‌تغییر
secularismبی‌دین‌گروی
classlessبی‌رده
timelessبی‌زمان
irregularبی‌سامانبی‌قاعده
irregularityبی‌سامانیبی‌قاعدگی
countlessبی‌شمار
trivialبی‌مایه
trivialityبی‌مایگی
unlimitedبی‌مرز
directlyبی‌میانگیبی‌واسطه
infiniteبی‌پایاننامتناهی
endlessبی‌پایان
infinitelyبی‌پایانانهبی‌نهایت
infinityبی‌پایانیبی‌نهایت
unrelatedبی‌پیوندنامرتبط
meaninglessبی‌چمبی‌معنا
meaninglessnessبی‌چمیبی‌معنایی
defuseبی‌کنش کرد/کن
idempotencyبی‌کنشی چندبارگیخنثی تکراری، خود توانی، تکرارشوندگی
Idempotency of entailmentبی‌کنشی چندبارگی دمداشتخنثی تکراری استلزام
harmlessبی‌گزند
safelyبی‌گزندبی‌خطر
safeبی‌گزندبی‌خطر
safestبی‌گزندترینبی‌خطرترین
safetyبی‌گزندیامنیت
definitelyبی‌گمانقطعا
arguablyبی‌گمانمسلما
innocentبی‌گناه
Theoriaتئوریا
oddتافرد
as far asتا آنجا که
largelyتا اندازه زیادی
as long asتا زمانی که
whileتا زمانی که
everتا کنونتا بحال
so farتا کنون
summerتابستان
tradeتاخت زد/زن
trade-offتاخت‌زنیمعاوضه
obscuredتار
blogتار نوشت/نویس
webpageتاربرگصفحه وب
spiderتارتنکعنکبوت
websiteتارنماسایتِ‌وب
siteتارنماسایت
blogتارنوشتوبلاگ
historyتاریخ
historicallyتاریخانهبطور تاریخی
historicتاریخی
historicalتاریخی
darkتاریک
obscureتاریک
obscurityتاریکی
darknessتاریکی
obscurantistتاریک‌اندیش
untilتازمانیکه
freshتازه
confirmتاشت ساخت/سازتایید کرد/کن
ascertainتاشت ساخت/ساز
certainتاشتیگ
certainlyتاشتیگانهیقینا
certaintyتاشتیگی
vineyardتاکستان
somewhatتا‌اندازه‌ایتاحدی
feverتب
originalتباریناصلی
originalityتبارینگیاصالت
degenerateتباه شد/شو
debauchتباه شد/شو
corruptionتباهیفساد
flatتخت
throneتخت
flattenedتختمسطح
boardتخته
slateتخته سنگلوح
rockتخته‌سنگصخره
keyboardتخته‌کلیدصفحه‌کلید
terabytesترابایت
terabyteترابایت
transportترابردانتقال
traditionترادادسنت
traditionallyترادادانهبه‌طور سنتی
conservativeترادادگراسنت‌گرا
traditionalترادادیسنتی
transformationترادیسشتغییر شکل
transformerترادیسندهمبدل
generative pretrained transformerترادیسنده‌ی پیش‌آموخته زایندهمبدل از پیش‌آموزش‌دیده مولد
generative pre-trained transformerترادیسنده‌ی پیش‌آموخته زایندهمبدل از پیش‌آموزش‌دیده مولد
transformترادیسیتغییر شکل
balanceتراز
levelترازسطح
load-balancingتراز کردن بار
balanceتراز کرد/کن
translatingترازبانشترجمه
translationترازبانشترجمه
translatorترازبانندهمترجم
translatorترازبانگرمترجم
balancedترازشده
horizontalترازیافقی
transcendenceترافرازندهاستعلایی، ورای جهان پدیداری
transcendentalترافرازندهاستعلایی
transferترافرستانتقال
transferableترافرست‌پذیرقابل‌انتقال
transparentترانماشفاف
transparentlyترانمایانه
transparencyترانماییشفافیت
glandتراوانغده
transpirationتراوشتعرق
transitiveتراگذر
transitivityتراگذری
diameterتراگوشقطر
diagonalتراگوشیقطری
transubstantiationتراگُهریتراگهری
subjunctiveترز همبایستیوجه شرطی
fearترس
Christianترساییمسیحی
fearfulترسناک
unnervedترسیده
afraidترسیده
delineateترسیم کرد/کن
trickترفند
termترملفظ
terminologicalترم‌شناسانهاصطلاح‌شناسانه
terminologyترم‌شناسیاصطلاح‌شناسی
crackترک خورد/خور
drawتساوی
hourتسوساعت
minuteتسوکدقیقه
watchتسوی مچیساعت مچی
thirstتشنگی
varyتغییر کرد/کن
shiftتغییر کرد/کن
gunتفنگ
bitterتلخ
phoneتلفن
phoneتلفن زد/زن
trapتله
watchingتماشا کردن
watchتماشا کرد/کن
stampتمبر
bodyتنبدن
fitnessتناسب اندام
lazyتنبل
fastتندسریع
velocityتندا
speedتنداسرعت
fasterتندترسریعتر
violentتندخوخشن
nervousتندخو
violenceتندخوییخشونت
healthتندرستیسلامتی
jot downتندنویسی کرد/کن
stressتنش
tensionتنش
lonelyتنها
justتنها
aloneتنها
onlyتنها
just in caseتنها در فتادفقط در مورد
the only wayتنها راه
ovenتنوراجاق
physiologyتنکردشناسیفیزیولوژی
tightتنگ
tightenتنگ شد/شو
restrictتنگ کرد/کنمحدود کرد/کن
closelyتنگاتنگ
tightlyتنگانه
tighterتنگتر
strictureتنگی
restrictionتنگ‌شدنمحدودیت
tightenedتنگ‌شده
restrictedتنگ‌شدهمحدود‌شده
tightenتنگ‌کردن
tennisتنیس
blankتهی
emptyتهیخالی
povertyتهیدستیفقر
cavityتهیگاهحفره
nasal cavityتهیگاه بینیحفره‌ی بینی
exhaustionتهی‌شدن
open-endedته‌باز
end-to-endته‌به‌ته
powerتوان
capableتوانا
ableتواناقادر
enableتوانا کرد/کنقادر کرد/کن
capabilityتوانایی
potentialityتوانایی
abilityتوانایی
affordتوانایی داشت/دار
powerfulتوانمندقدرتمند
empoweringتوانمندسازی
powerتوانمندیقدرت
squareتوانِ دوتوان دو
richتوانگرثروتمند
enrichتوانگر ساخت/سازغنی ساخت/ساز
richerتوانگرترغنی‌تر
richnessتوانگریغنا
facultyتوان‌ذهنیاستعداد، قوه ذهنی
berryتوت
haystackتوده‌ی کاه
networkتوربستشبکه
neural networkتوربست پَیوارتوربست پیوارشبکه‌ی عصبی
gridتوری
stormتوفانطوفان
snowstormتوفان‌برف
brainstormingتوفندگیِ مغزیتوفندگی مغزیتوفان فکری
potentialتوندtavandپتانسیل
potentiallyتوندانهبطور بالقوه
ballتوپ
Topologyتوپوشناسیتوپولوژی
topologicalتوپولوژیکی
filmتوژهفیلم
movieتوژهفیلم
embeddedتوکار
recentتَرنهترنهاخیر
pulseتَپتپ
heartbeatتپش دلضربان قلب
duneتپه
individualتکفرد
concrete particularsتکال‌های کالبدینافراد انضمامی
particularsتکانافراد
individualsتکانافراد
impulseتکانه
fragmentتکه
chunkتکه
splitتکه
pieceتکه
chunkتکه شد/شو
splitتکه کرد/کن
monoidتکواره
monadicتکین
singletonتکین
singularتکینمفرد
singularityتکینی
monopolyتک‌داریانحصار
monolingualتک‌زبانه
tyrannyتک‌سالاریاستبداد
sharpتیز
sharpenتیز کرد/کن
bladeتیغ
razorتیغ
septumتیغه
dreamتینابرویا
yieldثمر داد/ده
locationجامحل
placeجامکان
roomجا
placeholderجا نگهدار
allocateجا داد/دهاختصاص داد/ده
switchingجابجا کردن
switchجابجا شد/شو
toggleجابجا کرد/کن
switchedجابجاشده
commutativeجابجایی
commutativityجابجایی
roadجاده
latticeجارهشبکه
distributive latticeجاره پخش‌پذیریشبکه پخش‌پذیری
bounded latticeجاره کراندارشبکه کراندار
embeddingجاسازیتعبیه
glassجامگیلاس
clothesجامهلباس
laundryجامه‌شوییلباس‌شویی
geistجانگایست
veteranجانباز/جانبازان
organismجاندارارگانیسم
substitutionجانشانی
uniform substitutionجانشانی یکسان
successorجانشین
succeedجانشین شد/شو
martyrجانفدا شد/شوشهید شد/شو
martyrجانفدا/جانفدایانشهید/شهیدان
bruteجانور
animalجانورحیوان
petجانور خانگی
eternalجاویدابدی
eternallyجاویدانه
Jakartaجاکارتا
Jakarta Enterpriseجاکارتای سازمانی
placeجای
locateجای گرفت/گیرقرار داد/ده
deployجای گرفت/گیر
settleجای گرفت/گیر
setجای گرفت/گیرقرار گرفت/گیر
rewardجایزه
awardجایزه
pronounجاینامضمیر
grandstandجایگاه
replaceجایگزین کرد/کن
replacementجایگزینی
Permutationجایگشت
permutationجایگشت
deploymentجایگیریاستقرار
somewhereجایی
trackجای‌پا
Algebraجبر
Abstract algebraجبر آهنجیدهجبر مجرد
Closure algebraجبر بستاری
Boolean algebraجبر بولی
Elementary algebraجبر بُن‌پارینجبر بن‌پارینجبر مقدماتی
Linear algebraجبر ختیجبر خطی
Interior algebraجبر درونی
Modal algebraجبر شونیجبر موجهاتی
Heyting algebraجبر هیتینگ
algebraicجبری
separateجدا
apartجدا
segregatedجدا شده
quarantineجدا نگه داشت/دارقرنطینه کرد/کن
distinguishingجدا کردنمتمایز کردن
partitionجدا کننده
isolateجدا شد/شو
break awayجدا شد/شو
distinguishجدا کرد/کنفرق گذاشت/گذار
separateجدا کرد/کن
isolationجداسازی
distinctجداسانمتمایز
distinctiveجداسان
isolatedجداشده
derivedجدامدهمشتق شده
derivableجدامدپذیر
derivabilityجدامدپذیری
derivingجدامدگیاشتقاق
derivationجدامدگیاشتقاق
floating-pointجداکننده‌ی شناورممیز شناور
floating pointجداکننده‌ی شناورممیز شناور
separationجداییتفکیک
seriousجدی
massجرم
dogmaticجزمی
topicجستارمبحث
searchجست‌و‌جو
seekingجست‌و‌جو
searchجست‌و‌جو کرد/کن
partyجشن
feastجشن
pairجفت
evenجفتزوج
coupleجفت
pairجفت کرد/کن
couplingجفت‌سازی
nonsenseجفنگمهمل
frontجلو
forwardجلو
preventجلوگیری کرد/کن
republicجمهوری
Republicanجمهوری‌خواه
sirجناب
motionجنبشحرکت
moveجنبشحرکت
movementجنبش
mobileجنبندهسیار
warجنگ
forestجنگل
armجنگ‌افزاراسلحه
worldجهان
real-worldجهان رویدادهجهان حقیقی
possible-worldجهان شدنیجهان ممکن
actual worldجهان کنشمندجهان بالفعل
non-normal worldsجهانهای ناهنجارجهانهای غیرنرمال
universalجهانیکلی
globalجهانیعمومی
mutationجهش
youngجوان
youthجوانان
chickenجوجه
chickجوجه
matchingجورمطابق
matchجور بود/است
nutجوز
inkجوهرمرکب
inquireجویا شد/شو
liverجگرکبد
originخاستگاه
pointخالنقطه
spotخال
roughخام
naiveخام
crudeخام
stillخاموشساکت
offخاموش
switch offخاموش شد/شو
crudelyخام‌واربطور خام
houseخانه
homeخانه
familyخانواده
domesticخانگی
eastخاورشرق
easternخاوریشرقی
soilخاک
lineختخط
godخدا
damageخرابی
crashخرابی
wisdomخردحکمت
reasonخردعقل
reasonخرد ورزید/ورزاستدلال کرد/کن
rationalخردمندعقلانی
reasonableخردمندانهمعقول
wiserخردمندتر
rationalityخردمندیعقلانیت
bitخرده
reasoningخردورزیاستدلال
rationalistخردگرا
rationalismخردگرایی
bearخرس
unsatisfactoryخرسندنکننده
satisfyingخرسندکنندهراضی‌کننده
roosterخروس
rabbitخرگوش
shoppingخرید
buyerخریدار
customerخریدارمشتری
furryخزدار
mossخزه
bugخسترحشره
tiredخسته
boringخسته کننده
boreخسته شد/شو
boreخسته شد/شو
wearyخسته شد/شو
angerخشمعصبانیت
harshخشن
bruteخشن
satisfiedخشنودراضی
satisfyخشنود کرد/کنراضی کرد/کن
fulfillingخشنودکنندهراضی‌کننده
satisfiabilityخشنودی‌پذیریصدق‌پذیری, صدق پذیری، ارضاء پذیری
satisfactoryخشنود‌کنندهرضایت‌بخش
dry outخشک شد/شو
continentخشکادقاره
continentalخشکادیقاره‌ای
droughtخشکسالی
riskخطر
pilotخلبان
reductioخلف
curveخممنحنی
inflectionخمش
inflectionalخمشی
inflectedخمیده
flexibilityخم‌شوندگیانعطاف‌پذیری
laughخنده
laughterخنده
comicخنده‌آورکمیک
funnyخنده‌دار
coolخنک
musicخنیاموسیقی
musicalخنیاییموسیقیایی
addictiveخوآوراعتیادآور
dreamخواب دید/بین
hostelخوابگاه
couchخوابیدن
restingخوابیده
algorithmخوارزمیکالگوریتم
algorithmicخوارزمیکیالگوریتمی
Algorithmsخوارزمیک‌هاالگوریتم‌ها
contemptخواریتحقیر
free willخواست آزاداراده‌ی آزاد
suitorخواستگار
readingخواندن
calledخوانده‌شده
readerخواننده/خوانندگان
willخواهان بود/استمایل بود/است
willخواهد
wouldخواهد
sisterخواهر
desireخواهشمیل
pleaseخواهشمندانهلطفا
niceخوب
fineخوب
goodخوب
wellخوب
ownخود
veryخود
selfخود
self-consciouslyخود-آگاهانه
self-referencingخود-بازبردخود-ارجاع
consciousخودآگاه
consciousnessخودآگاهی
self-confidentخودباوربا اعتماد بنفس
self-confidenceخودباوریاعتماد به نفس
yourselfخودت
intentionallyخودخواسته
carخودرو
boastfulخودستا
himselfخودش
herselfخودش
itselfخودش
themselvesخودشان
autonomyخودفرمانیاستقلال
myselfخودم
pretenseخودنماییتظاهر
self-consistentخودهانسگار
autoregressiveخودپسرفت‌کننده
automatedخودکار
automaticallyخودکارانهبطور خودکار
automationخودکارسازی
dictatorخودکامهمستبد
dictatorshipخودکامگیاستبداد
autonomousخودگردانخودمختار
autocovarianceخود‌هم‌ورتایی
mealخوراکوعده غذایی
edibleخوراکی
eatingخوردن
restaurantخورشکدهرستوران
sunخورشید
solarخورشیدی
solsticeخوریستان
winter solsticeخوریستان زمستانیانقلاب زمستانی
welcomeخوش آمدید
well-orderingخوش رایهخوش ترتیب
well-orderedخوش رایهخوش ترتیب
pleasinglyخوشایند
coolخوشایند
eudaimoniaخوشبختی
upbeatخوشبین
deliciousخوشمزه
clusterخوشه
pleasureخوشیلذت
enjoyخوشی کرد/کنلذت برد/بر
air conditioningخوش‌هواسازیتهویه مطبوع
well-definedخوش‌ویمندخوش‌تعریف
bloodخون
revengeخونخواهی کرد/کن
coolخونسرد
accustomedخوگرفتهعادت‌شده
familiarityخویشاوندی
taskخویشکاریوظیفه
deontologyخویشکاری‌گراییوظیفه‌گرایی
personalخویشیکشخصی
personalizeخویشیک ساخت/سازشخصی ساخت/ساز
self-awarenessخویش‌آگاهی
selfieخویش‌اندازسلفی
self-containedخویش‌گنجانده
streetخیابان
cucumberخیار
fictionalخیالی
second-waveخیز دومموج دوم
waveخیزهموج
wetخیس
plowخیش
moralخیمیاخلاقی
authorداتار
copyrightداتار-راشن
authorityداتارگان
exchangeداد و ستدمبادله
convictionدادباختگیمحکومیت
judgeدادرسقاضی
dataداده
givenداده شده
dataداده‌ها
juryدادورانهیئت منصفه
fairlyدادورانهمنصفانه
tradingدادوستد
courtدادگاه
justiceدادگریعدالت
propertyداراکصفت
Finite model propertyداراک نمونه پایان‌دارویژگی مدل متناهی
disjunction propertyداراک واجوهشویژگی فصل
ownerدارندهصاحب
ownدارنده بود/استمالک بود/است
ownershipدارندگیمالکیت
medicineدارو
drugدارو
possessionدارِشتندارشتنDârešt, verbal noun of dâštan "to have, possess" (on the model of konešt, from kardan; xoršt, from xordan; bâlešt, from bâlidan; râmešt, from râmidan; (Lori) zenešt, from zadan; (Nowdân, Fârs) perešt, from paridan); Mid.Pers. dâr-, dâštan "to have, hold, preserve;" O.Pers./Av. dar- "to hold, keep back, maintain, keep in mind;" Skt. dhr- "to hold, keep, preserve," dharma- "what is established or firm; law;" Gk. thronos "elevated seat, throne," L. firmus "firm, stable," Lith. daryti "to make," PIE *dher- "to hold, support."مالکیت
Daseinدازاین
novelداستان
storyداستان
allegoryداستان نمادینتمثیل
fictionalizedداستانی
novelistداستان‌نویس
havingداشتن
hotداغ
domainدامنه
domain-drivenدامنه راندهدامنه محور
empty domainدامنه‌ی تهی
variable domainدامنه‌ی ورتندهدامنه‌ی متغیر
knowledgeدانایی
knownدانسته
scienceدانشعلم
Computing Scienceدانش رایانش
Computer Scienceدانش رایانش
studentدانشجو
scientistدانشمند
scholarlyدانشمندانه
encyclopediaدانشنامهدایره‌المعارف
scholarدانشور
universityدانشگاه
scientificدانشیکعلمی
studentدانش‌آموز
positivismدانش‌گرویاثبات‌گرایی
seedدانه
granularدانه‌ای
volunteerداوخواهداوطلب
verdictداوریحکم
judgmentداوری
judgingداوری
judgementداوریقضاوت
judgeداوری کرد/کن
scriptدبیرهخط
solidدججامد
girlدختر
daughterدختر
brutallyددمنشانهوحشیانه
brutalددمنشانهوحشیانه
wildlyددمنشانهوحشیانه
inدر
inدر
withinدر
doorدر
onدر
inدر
atدر
inدر
inدر
embraceدر آغوش گرفت/گیر
live inدر آن زندگی کرد/کن
whereasدر آنگه کهدر حالی که
at the momentدر این هنگامدر این لحظه
prima facieدر برخورد نخست
in some senseدر برخی چمارهادر برخی معانی
captivityدر بند بودناسارت
elsewhereدر جای دیگر
beforeدر جلوی
on the streetدر خیابان
duringدر درازایدر طول
primarilyدر درجه‌ی نخستدر درجه‌ی اول
on-callدر دسترس
fall in loveدر دلدادگی افتاد/افتدر عشق افتاد/افت
changingدر دگرگونیدر حال تغییر
originallyدر ریشهدر اصل
just in timeدر زمان
belowدر زیر
vsدر مقابل
acrossدر میان
amongدر میان
amongstدر میان
surroundدر میان گرفت/گیراحاطه کرد/کن
considerدر نگر گرفت/گیردر نظر گرفت/گیر
anyhowدر هر گونهدر هر صورت
break downدر هم شکست/شکن
opposingدر پادیستش
in consequence ofدر پیبه تبع
aheadدر پیش
in the case ofدر کاته‌یدر مورد
embedدر کار کرد/کن
besideدر کنار
strictly speakingدر گفتار سخت‌گیرانه
generally speakingدر گفتار هروینانهبطور کلی
take sth offدر آورد/آور
poseدر انداخت/اندازمطرح کرد/کن
inspireدر دمید/دمالهام گرفت/گیر
understandدر یافت/یاب فهمید/فهم
find outدر یافت/یاب
introductionدرآمدمقدمه
incomeدرآمد
intercourseدرآمیزشمراوده
entryدرآیهمدخل
longدرازطولانی
lengthدرازاطول
over timeدرازای زمان
elongationدرازش
influenceدرایشتاثیر
influentialدرایمندموثر
influencedدراییدهتاثیرگرفته
concerningدرباره
aboutدرباره
containدربر داشت/دار
compriseدربر داشت/دارشامل بود/است
versusدربرابر
comprisedدربردارندهشامل
incorporatingدربردارندهشامل
containingدربرگیرندهشامل
exclusiveدربستانحصاری
implicationدرتاهشاستلزام
Strict implicationدرتاهش سخت‌گیراستلزام اکید
Material implicationدرتاهش ماتکیاستلزام مادی
intensionدرتنشمفهوم
intensionalدرتنشیمفهومی
intensionalistدرتنش‌باورمفهوم‌باور
intensionalismدرتنش‌گرویمفهوم‌باوری
intenseدرتنوشدید
intensiveدرتنویی‌مندمتمرکز
treeدرخت
brightدرخشان
brilliantدرخشنده
brightnessدرخشندگی
requestدرخواست
requestدرخواست کرد/کن
requestedدرخواست‌شده
properدرخورمناسب
suitableدرخورمناسب
appropriateدرخورمناسب
suitablyدرخورمناسب
appropriatenessدرخور بودنمناسب بودن
fitدرخور کرد/کنمناسب کرد/کن
appropriatelyدرخورانهبطور مناسب
properlyدرخورانه
painدرد
inspiringدردمندهالهام‌بخش
inspiredدردمیدهالهام‌گرفته
painfulدردناک
inspirationدردَمِشدردمشالهام
correctدرستصحیح
fairدرست
rightدرست
justدرست
be the caseدرست باشد
well-formedدرست ساخت
confirmدرست ساخت/سازتایید کرد/کن
endorseدرست شمارد/شمارصحه گذاشت/گذار
integerدرستهعدد صحیح
correctnessدرستی
confirmationدرست‌پنداشتن
injectionدرشانشتزریق
evolvingدرفرگشت
cureدرمان
treatmentدرمان
wildدرنده/درندگانوحشی
apprehendدرنوتیدن
delayدرنگتاخیر
delayدرنگ کرد/کنتاخیر کرد/کن
deemدرنگر گرفت/گیردرنظر گرفت/گیر
delayedدرنگیدهبه تاخیر افتاده
inductionدرهازشاستقرا
inductiveدرهازشیاستقرایی
intertwinedدرهم تنیده
disorderedدرهم و برهمبی‌نظم
conflateدرهم آمیخت/آمیز
mowدرو شد/شو
Soundدرواصحیح
soundدرواصحیح
gatewayدروازه
gateدروازهگیت
soundnessدرواییصحت
lieدروغ
falseدروغکاذب
lieدروغ گفت/گوی
fakeدروغینقلابی
intoدرونداخل
insideدرونداخل
come intoدرون آمد/آی
fall inدرون افتاد/افت
go intoدرون رفت/رو
get intoدرون شد/شووارد شد/شو
get inدرون شد/شووارد شد/شو
includeدرون گرفت/گیر
inputدروندادورودی
input-outputدرونداد-بروندادورودی-خروجی
contentsدرونمایهمحتوا
contentدرونمایهمحتوا
intrinsicsدرونگین
intrinsicدرونگینذاتی
intrinsicallyدرونگینانهبطور ذاتی
internalدرونیداخلی
interiorدرونیداخلی
innerدرونی
subjectivelyدرون‌آختانه
subjectدرون‌آختهسوژه
subjectivityدرون‌آختگی
subjectiveدرون‌آختیشخصی
subjectivistدرون‌آخت‌گرا
subjectivismدرون‌آخت‌گرایی
incomingدرون‌آیندهورودی
intranetدرون‌تاراینترانت
talentدرون‌داشتاستعداد
importدرون‌ریزی
internalistدرون‌گرا
internalismدرون‌گرایی
inclusionدرون‌گرفتن
inclusiveدرون‌گرفته
includedدرون‌گرفتهشامل‌شده
includeدرون‌گرفتهشامل
conscienceدرون‌یافتوجدان
intuitionدرون‌یافتشهود
intuitivelyدرون‌یافتانهبطور شهودی
intuitionistدرون‌یافت‌باورشهودگرا
intuitionismدرون‌یافت‌گرویشهودگرایی
intuitiveدرون‌یافت‌گرویشهودی
intuitionisticدرون‌یافت‌گرویشهودی
repairدرپینیدنتعمیر، مرمت
doorwayدرگاه
portدرگاهپورت
inverseدرگرد
inversionدرگردش
involveدرگیر کرد/کن
seaدریا
understandingدریافتفهم
receiveدریافت شد/شو
receiveدریافت شد/شو
intelligibleدریافتنیقابل فهم
understoodدریافتهفهمیده شده
lakeدریاچه
beachدریاکنارساحل
shorelineدریاکنارخط ساحل
inheritanceدریگشdarigeš
thiefدزد
pirateدزد دریایی
handدست
commitدست زد/زنمرتکب شد/شو
obtainدست یافت/یاب
achieveدست یافت/یابنائل شد/شو
resultدستاوردنتیجه
accessدسترسی
accessدسترسی داد/ده
accessibleدسترس‌پذیر
availableدسترس‌پذیر
accessibilityدسترس‌پذیری
availabilityدسترس‌پذیری
sortدسته
partyدستهحزب
ruleدستورقاعده
commandدستور
Necessitation ruleدستور بایستگیقاعده‌ی ضرورت
grammarدستور زبانگرامر
grammaticallyدستور زبانانهبطور نحوی
grammaticalدستور زبانی
Generalizationدستور هروینیدنقاعده تعمیم
Admissible ruleدستور پذیرفتنیقاعده‌ی قابل قبول
agendaدستور کاردستور جلسه
rules of derivationدستورهای جدامدگیقواعد استنتاج
structural rulesدستورهای ساختاریقواعد ساختاری
manipulateدستکاری شد/شو
deviceدستگاهوسیله
deductive apparatusدستگاه فروهازشیدستگاه استنتاجی، دستگاه استنباطی
digestive tractدستگاه گوارش
manualدستی
accessingدستیابی
achievementدستیابینایل شدن
assistantدستیار
assistanceدستیاری
obtainableدستیافتنی
manuallyدستیانهبطور دستی
appealingدست‌به‌دامان شدنمتوسل شدن
righthandدست‌راست
artifactدست‌ساز
nervousدست‌پاچه
lefthandدست‌چپ
at leastدست‌کمحداقل
underestimateدست‌کم گرفت/گیر
obtainingدست‌یافتن
accidentدشامدتصادف
southernدشتریجنوبی
enemyدشمن
hostileدشمنخصومت‌آمیز
difficultدشوار
laboriousدشوار
difficultyدشواری
troubleدشواریمشکل
troublingدشواری‌سازمشکل‌ساز
cheatدغل کرد/کن
impostorدغلکار
cheatingدغلکار
cheatدغلکاریتقلب
post officeدفتر پست
officeدفتر کار
secretaryدفتردار
albumدفترگانآلبوم
heartدلقلب
favoriteدلخواهمورد علاقه
arbitraryدلخواه
favouriteدلخواه
arbitrarilyدلخواهانه
loverدلداده/دلدادگانعاشق/عاشقان
loveدلدادگیعشق
anxiousدلواپس
anxietyدلواپسیاضطراب
dareدلیرشجاع
braveدلیرشجاع
courageدلیریشجاعت
cordateدل‌دارقلب‌دار
instantدملحظه
breathدمنفس
breatheدم زد/زننفس کشید/کش
temperatureدما
noseدماغ
noseدماغه
Entailmentدمداشتاستلزام
First Degree Entailmentدمداشت زینه‌ی یکم
respirationدمزنشتنفس
respiratoryدمزنشیتنفسی
Democratدموکرات
secondsدمک‌هاثانیه‌ها
pursueدنبال کرد/کن
trainدنبالهقطار
seriesدنباله
sequenceدنباله
imitationدنبال‌روی
dentistدندانپزشک
tenده
mouthدهان
decimalدهدهی
donationدهش
decadeدهه
twoدو
two-valuedدو ارزشی
two-placeدو جایگاهیدو موضعی
twelveدوازده
twiceدوبار
Double negationدوبار نی‌شدننقض مضاعف
againدوباره
dichotomyدوبخشیدیکوتومی
doubleدوبرابر
duplicateدوتا کرد/کن
duplicationدوتایش
binaryدوتایی
smokeدود
obsessiveدودلوسواس
hesitationدودلیتردید
chimneyدودکش
remoteدور
distantدور
distancedدوربافاصله
awayدور
farدور
wasteدور ریختنی
keep awayدور نگه داشت/دار
discardدور ریخت/ریز
distanceدورافاصله
heydayدوران شکوفایی
childhoodدوران کودکی
prudentدوراندیش
dilemmaدوراهی
fartherدورتر
farthestدورترین
TVدوردیستلویزیون
televisionدوردیستلویزیون
telemetryدورسنجی
courseدوره
periodدوره
plateدوریبشقاب
hellدوزخجهنم
likeدوست داشت/دار
friendlyدوستانه
friendshipدوستی
camaraderieدوستیرفاقت
lovelyدوست‌داشتنی
showerدوش
twinدوقلو
secondaryدومان
latterدومی
secondدومین
biconditionalدوهمبایستیدو شرطی
bikeدوچرخه
dualدوگان
dualismدوگانه‌گروی
dualityدوگانگی
dialecticalدوگویانهدیالکتیکی
dialecticدوگوییدیالکتیک
installationدَرهِشدرهش
southدَشتردشترDaštar, from Mid.Pers. dašn "right hand;" Av. dašina- "right;" Ossetic dæsni "skillful, dexterous;" cf. Skt. dáksina- "right; southern;" Gk. dexios (<*deks-i-uo-) "right," dexiteros "located on the right side;" L. dexter "right;" Goth. taihswo "right hand;" O.Ir. dess "on the right hand, southern;" PIE base *deks- "right." The second element -tar direction suffix, as in Mid.Pers. ošastar "east" (Av. ušastara- "eastern"), dôšastar "west" (Av. daôšatara-, daôšastara- "western"), abâxtar "north" (Av. apāxtara- "northern"), Mod.Pers. bâxtar, → west.جنوب
boxدُرجدرججعبه
toolboxدُرج ابزاردرج ابزارجعبه‌ی ابزار
departmentدپارتمان
casualtyدژبختیسانحه
misunderstandingدژدریافتسوء تفاهم
mistakenدژ‌گرفتهاشتباه‌گرفته‌شده
mistakenlyدژ‌گیرانهبطور اشتباه
mistakeدژ‌گیریاشتباه
cartesianدکارتی
Drدکتر
turn intoدگر شد/شوتبدیل شد/شو
renameدگر نامید/نامتغییر نام داد/ده
changeدگر کرد/کنتغییر داد/ده
othernessدگربودگی
differentدگرسانمتفاوت
differingدگرسانمتفاوت
differدگرسانمتفاوت
differدگرسان بود/استتفاوت داشت/دار
differentlyدگرسانانهمتفاوت
differentiationدگرسانشمشتق‌گیری
differentialدگرسانه‌ای
differenceدگرسانیتفاوت
immutableدگرش‌ناپذیرتغییرناپذیر
immutabilityدگرش‌ناپذیریتغییرناپذیری
mutableدگرش‌پذیرتغییرپذیر
mutabilityدگرش‌پذیریتغییرپذیری
renamedدگرنامیده
shiftدگرگونیتغییر
changeدگرگونیتغییر
changesدگرگونی‌هاتغییرات
alternativeدگرین
alternativelyدگرینانه
meetingدیدارملاقات
meetدیدار کرد/کنملاقات کرد/کن
videoدیداری
visitedدیدن کرد
visitedدیده
observerدیده‌بان
viewدیدگاه
point of viewدیدگاه
standpointدیدگاه
pointof-viewدیدگاهمنظر
lateدیر
lateدیر
durationدیرشمدت
yesterdayدیروز
museumدیرینکدهموزه
formatدیسارقالب
formationدیسش
shapeدیسهشکل
formدیسهشکل
formalدیسه‌ایصوری
non-formalizedدیسه‌ای نشدهصوری نشده
formativeدیسه‌بخششکل‌دهنده
formalizeدیسه‌سازی کرد/کنصورت‌بندی کرد/کن
formaliseدیسه‌سازی کرد/کنصورت‌بندی کرد/کن
formalizedدیسه‌سازی‌شدهصورت‌بندی شده
schemaدیسه‌نما
formalizationدیسه‌ورشصورتبندی
formalistدیسه‌گراصورت‌گرا
formalismدیسه‌گراییصورت‌گرایی
portrayدیسه‌گری شد/شوبه‌تصویر کشید/کش
formallyدیسه‌‌ای‌واربطور صوری
formulaدیسولفرمول
Barcan formulaدیسول بارکنفرمول بارکن، فرمول بارکان
closed formulaدیسول بستهفرمول بسته
Buridan formulaدیسول بوریدانفرمول بوریدان
formulationدیسولشصورتبندی
formulateدیسول‌سازیفرمول‌بندی
Controversial formulas in Quantified Modal Logicدیسول‌های سگالشی در گویایی شونی چندی‌گذاردهفرمول‌های بحث برانگیز در منطق موجهات محمولاتی
last nightدیشب
devilدیو
wallدیوار
firewallدیوار آتش
enclosedدیوارکشی‌شدهمحصور
ministryدیوانسراوزارتخانه
crazyدیوانه
madlyدیوانه‌وار
insanelyدیوانه‌وار
anymoreدیگر
elseدیگر
no longerدیگر
anotherدیگر
otherدیگر
so onدیگرغیره
othersدیگران
DNAدی‌ان‌اِیدی‌ان‌ای
mindذهنzen
mind-brainذهن-مغز
mentallyذهنانه
mentalذهنی
mentalityذهنیگیذهنیت
Mentalismذهنی‌گرا
mentalistذهن‌گرا
give backرا پس داد/ده
give sth backرا پس داد/ده
streamingرابش
streamرابه
streamlineراب‌خت
radioرادیو
mysteryراز
rightراست
trueراستصادق
verifyراست جست/جوrâst•jostanتحقیق کرد/کن
directionراستاجهت
directedراستادارجهت‌دار
directednessراستاداریجهت‌داری
justifiedراستاوردهموجه
justificationراستاورشتوجیه
justifyراستاوری کرد/کنتوجیه کرد/کن
justifiableراستاوری‌پذیرقابل توجیه
rectangularراستگوش
truthراستیصدق
truth of sentenceراستی سهانصدق جمله
vacuous truthراستی پوچ
logical truthراستی گویاییکصدق منطقی
authenticراستیناصیل
authenticateراستین شمرد/شمار
truthراستینیحقیقت
verificationراستی‌جوییتحقیق
truth-preservingراستی‌نگهدار
rightmostراست‌ترین
verificationistراست‌جست‌باورتحقیق‌گرا
verifiableراست‌جست‌پذیرقابل تحقیق
verifiabilityراست‌جست‌پذیریتحقیق‌پذیری
verificationismراست‌جست‌گرویتحقیق‌گرایی
bracketراست‌کمانکبراکت
rectangleراست‌گوشهمستطیل
directorراشتارمدیر
rightراشنحق
patentراشَن برنوسشراشن برنوسشحق ثبت
drivenرانده
driverراننده/رانندگان
drivingرانندگی
wayراه
pipelineراه لولهخط لوله
runراه افتاد/افت
triggerراه انداخت/انداز
moveراه رفت/رو
walkراه رفت/رو
monkراهب
administratorراهبر
adminراهبر
administrativeراهبری
administrationراهبری
administrateراهبری کرد/کن
guideراهنما
solutionراهکارراه‌ حل
start-upراه‌اندازاستارت‌آپ
triggerراه‌انداز
obstacleراه‌بندمانع
barrierراه‌بندمانع
rugbyراگبی
voteرای
voteرای داد/ده
computingرایانش
computationرایانش
computationalرایانشی
computableرایانش‌پذیر
computabilityرایانش‌پذیری
computerرایانگرکامپیوتر
laptopرایانگرلپتاپ
PCرایانگر خویشیککامپیوتر شخصی
consultantرایزنمشاور
attorneyرایزنوکیل
mentorرایزن
orderرایهRâyé, noun related to râyânidan "to regulate, set in order," from Mid.Pers. râyânīdan "to arrange, organize," from rây- (Mod.Pers. ârây-, ârâyeš, ârâyidan "to arrange, adorn"), ârây-, ârâstan "to arrange, adorn;" O.Pers. rād- "to prepare," rās- "to be right, straight, true," rāsta- "straight, true" (Mod.Pers. râst "straight, true"); Av. rāz- "to direct, put in line, set," razan- "order;" Gk. oregein "to stretch out;" L. regere "to lead straight, guide, rule," p.p. rectus "right, straight;" Skt. rji- "to make straight or right, arrange, decorate;" PIE base *reg- "move in a straight line;" see also → direct.
orderingرایهترتیب
second-orderرایه دوممرتبه دوم
second orderرایه دوممرتبه دوم
first-orderرایه یکممرتبه اول
ordinalرایه‌ایترتیبی
first orderرایه‌ی یکممرتبه‌ی اول
rowرجردیف
queueرجصف
occurرخ داد/دهبه وقوع پیوست/پیوند
bedرختخواب
occurrenceرخدادوقوع
incidentرخدادحادثه
occurredرخدادهبه وقوع پیوسته
electricityرخشبرق
electricرخشبرق
electricalرخشیبرقی
interfaceرخگاهواسط
functional interfaceرخگاه کریاییواسط تابعی
rejectionرد کردن
classردهکلاس
triageرده‌بندی درمانی,کرد,کن,را
classifiedرده‌بندی شدهطبقه‌بندی شده
bourgeoisieرده‌ی سوداگربورژوازی
proletariatرده‌ی کارگرپرولتاریا
strategyرزم‌آمایی
exactرزیندقیق
exactlyرزینانهدقیقا
deliveryرسانشتحویل
mediaرسانه
growthرسترشد
categoryرستهطبقه‌بندی
categoricalرسته‌ای
categorialرسته‌ای
categoriallyرسته‌ای‌وار
officialرسمی
officiallyرسمی
formalityرسمی بودن
ropeرسنطناب
reachingرسیدن
matureرسیدهبالغ
pubertyرسیدگیبلوغ
sequentرشته
stringرشته
accurateرشمندrašmandدقیق
accuracyرشمندیrašmand•iدقت
behaviourرفتار
behaviorرفتار
behaveرفتار کرد/کن
behaviorismرفتارگرایی
graduallyرفته‌رفتهبه تدریج
romanticرمانتیک
sufferرنج برد/بر
colourرنگ
colorرنگ
paintرنگ کرد/کن
paleرنگ‌پریده
releasedرها شده
releaseرها شد/شو
releaseرهایی
emancipationرهایی
leaderرهبر
leadersرهبران
leadershipرهبری
leadرهبری شد/شوهدایت شد/شو
set offرهسپار شد/شو
instructionرهنمود
guidelineرهنمود
travelerرهنوردمسافر
passengerرهگذرمسافر
tolerateروا داشت/دار
procedureروال
usuallyروالانهمعمولا
usualروالینمعمولی
runningروانجاری
soulروان
spiritروان
psychologicalروانشناختی
psychologyروانشناسی
psychicروانی
psychotherapyروان‌درمانی
prevailingرواگینرایج
foxروباه
againstروبرومقابل
faceروبرو شد/شو
dayروز
dailyروزانه
newspaperروزنامه
journalistروزنامه‌نگار
journalismروزنامه‌نگاری
Common Eraروزگار همداردوران مشترک
somedayروزی
meansروش
mannerروش
methodروش
clearروشنواضح
clarifyروشن شد/شوشفاف شد/شو
switch onروشن شد/شو
Explicationروشنگریایضاح
explainingروشنگریتوضیح‌دادن
explanationروشنگریتوضیح
explainروشنگری کرد/کنتوضیح داد/ده
daylightروشنی روز
clarificationروشن‌سازیشفاف‌سازی
modus tollensروشِ برداشتنروش برداشتن
modus tollendo tollensروشِ برداشتنروش برداشتن
modus ponensروشِ گذاردنروش گذاردنقیاس استثنایی
modus ponendo ponensروشِ گذاردنروش گذاردنقیاس استثنایی
methodologyروش‌شناسی
desktopرومیزی
copyرونوشت
coatingروکش
recipeروگرفتنسخه
overروی
onروی
happenروی داد/دهاتفاق افتاد/بیفت
noteروی داشت/دارتوجه کرد/کن
encounterرویارو شد/شومواجه شد/شو
encounterرویاروییمواجهه
happeningرویداداتفاق
eventرویداد
event basedرویداد پایه
loggingرویدادنگاری
realرویدادهحقیقی
realizedرویدادهمحقق
realistرویداده‌گراحقیقت‌گرا
realismرویداده‌گراییواقع‌گرایی
realityرویدادگیحقیقت
realizeرویدادگی بخشید/بخشتحقق بخشید/بخش
realizationرویدادگی‌بخشیدنتحقق
plateرویهصفحه
surfaceرویهسطح
pageرویهصفحه
pp.رویه‌هایصفحه‌های
approachرویکرد
remarkروی‌داشتتوجه
altogetherروی‌همکاملا
overallروی‌هم
dietرژیم غذایی
hypocrisyریاکاری
microorganismریزجاندارمیکروارگانیسم
microwaveریزخیزهمایکرو ویو
microserviceریززواریمایکروسرویس
the details omittedریزه‌ها فروگذار شده اندجزئیات حذف شده اند
threadریسمان
rootریشه
radicalریشه‌ایاساسی
radicallyریشه‌ای‌وار
generateزاد آورد/آورتولید کرد/کن
parentزادآوروالد
producedزادآوردهتولیدشده
generatedزادآوردهتولیدشده
generationزادآوریتولید
produceزادآوری شد/شوتولید شد/شو
birthdayزادروزتولد
generationزادماننسل
bornزاده‌شده
generatorزادگرمولد
natureزاستارطبیعت
naturallyزاستارانهبه طور طبیعی
naturalistزاستارگرا
naturalismزاستارگراییطبیعت‌گرایی
naturalزاستاریطبیعی
naturalisticزاستار‌باورانهطبیعت‌گرایانه
kneeزانو
servantزاورخدمتکار
angleزاویه
birthزایشتولد
generativeزایندهمولد
dumpزباله ریخت/ریز
languageزبان
formal languageزبان دیسه‌ایزبان صوری
natural languageزبان زاستاریزبان طبیعی
linguisticallyزبانشناسانه
linguisticزبانشناسیکزبانی
flameزبانه‌ی آتششعله
Programming languagesزبان‌های برنامه‌نویسی
superiorزبرین
injuryزخمجراحت
∧ Eliminationزدایش ∧حذف ∧
∨ Eliminationزدایش ∨
eliminativeزدایشیحذفی
eliminatorزدایندهحذف‌کننده
eliminationزدودنحذف
Double negation eliminationزدودن دوبار نی‌شدنحذف نقض مضاعف
goldزرطلا
arsenalزرادخانه
yellowزرد
yellownessزردی
goldenزرینطلایی
uglyزشت
tenseزمان
timeزمان
present-tenseزمان-کنون
timerزمانبانتایمر
timeزمانبندی شد/شو
temporalزمانی
emeraldزمرد
emergencyزمرچشیzomarcešاضطراری
winterزمستان
hibernalزمستانی
earthزمین
landزمین
groundزمین
pitchزمین بازی
fellزمین افتاد/افت
settingزمینه
groundزمینه
underlieزمینه شد/شو
terrestrialزمینی
earthyزمینی
geographerزمین‌نگارجغرافیدان
geographyزمین‌نگاریجغرافیا
geographicalزمین‌نگاریکجغرافیایی
womanزن
bitchزن هرزه
marriageزناشوییازدواج
remarriageزناشویی دوبارهازدواج مجدد
beeزنبور
chainزنجیر
prisonزندان
jailزندان
prisonerزندان
liveزنده
livedزنده
vivaزنده باد
reviveزنده شد/شو
lifeزندگی
afterlifeزندگی پس از مرگ
liveزندگی کرد/کن
real-lifeزندگیِ رویدادهزندگی رویدادهزندگی واقعی
nastyزننده
nastiestزننده‌ترین
rustزنگ زد/زن
ringزنگ زد/زن
rustزنگار
feministزن‌باورفمنیست
expressionزهاوشzohâvešعبارت
expressزهاویدن
expressedزهاویدهاظهار شده
poisonزهر
serverزوارندهخدمت‌رسان
clientزوارگیرمشتری
serviceزواریخدمت
streaming serviceزواری رابشیخدمت جریانی
earlyزود
soonزود
earliestزودترین
executingزکاردناجرا کردن
executionزکارشاجرا
executiveزکارشیاجرایی
lossزیان
beautifulزیبا
beautyزیبایی
followingزیرذیل
underزیر
subclassزیر رده
becauseزیرا
subcommandزیردستور
subwayزیرراهمترو
infrastructureزیرساخت
subsystemزیرسامانه
subsententialزیرسهانیزیر جمله‌ای
sub-sententialزیرسهانیزیر جمله‌ای
sub-caseزیرفتادزیرمورد
sub-processزیرفرآیند
substrateزیرنهاد
substanceزیرنهادجوهر
substratumزیرنهاد
substantialزیرنهادیقابل توجه
substantiveزیرنهادینجوهری
underlyingزیرنهفته
subscriptedزیرنوشته
subscribedزیرنوشته
subscriptزیرنویس
subsetزیرهنگردزیرمجموعه
proper subsetزیرهنگرد سرهزیرمجموعه‌ی محض
subcontraryزیرپادگونهتداخل تحت تضاد
subtaskزیرکار
subtypeزیرگونه
sub-logicزیرگویاییزیرمنطق
vitalزیستیحیاتی
biologistزیست‌شناس
biologicallyزیست‌شناسانه
biologicalزیست‌شناسانه
biologyزیست‌شناسی
biologisticزیست‌شناسیک
viableزیست‌پذیر
epochزیمه
epoch-makingزیمه‌ساز
degreeزینهدرجه
quadraticزینه دومدرجه دوم
tableزیگجدول
truth tableزیگ راستیجدول ارزش
stateساتراپیایالت
madeساخت
structureساختار
Algebraic structureساختار جبری
deconstructساختار شکست/شکن
deconstructionساختارشکنی
deconstructingساختارشکنی
buildingساختمان
Data structuresساختمان‌های داده
constructionساختن
creationساختن
constructedساخته شده
morphologyساختواژیصرف
dummyساختگی
structuredساخت‌یافته
simpleساده
simplifiedساده شده
simplifyساده کرد/کن
simplisticساده‌انگارانه
simplerساده‌تر
simplestساده‌ترین
simplificationساده‌سازی
simplicityسادگی
instrumentساز
equipmentساز و برگتجهیزات
adaptiveسازش
adaptسازش یافت/یاب
adaptationسازشی
adaptableسازش‌پذیر
organizationسازمان
organizationalسازمانی
organizeسازمان‌دهی کرد/کن
mechanismسازوکارمکانیسم
compatibleسازگار
accommodateسازگار شد/شو
compatibilityسازگاری
politicianساستارسیاستمدار
statesmanساستارسیاستمدار
politicsساستاریسیاست
politicalساستاری
stalkساقه
stemساقه
ageسالسن
yearسال
yearlyسالانه
year oldساله
years oldساله
social orderسامان هازمانینظم اجتماعی
systemسامانهسیستم
Modal System S3سامانه S3نظام S3
operating systemسامانه آپارشسیستم عامل
Formal Systemسامانه دیسه‌اینظام صوری
quantified modal systemسامانه شونی چندی‌گذاردهسیستم موجهاتی تسویری
operating systemsسامانه‌های آپارشسیستم‌های عامل
solar systemسامانه‌ی خورشیدیمنظومه‌ی شمسی
central nervous systemسامانه‌ی پیامرسان ستادیسیستم عصبی مرکزی
systematicسامانیکسیستماتیک
Sun Microsystemsسان مایکروسیستمز
centimetreسانتی‌متر
centimeterسانتی‌متر
nuanceساگِنساگن
cyberسایبر
shadowسایه
wastebasketسبد زبالهسطل زباله، سطل آشغال
basketballسبدتوپبسکتبال
greenسبز
greenfieldسبزه‌زار
vegetableسبزی
lightسبک
styleسبک
lifestyleسبک زندگی
starستاره
asteriskستاره
asteriskedستاره‌دار
Morning Starستاره‌ی بامدادی
Evening Starستاره‌ی شامگاهی
Stoicستاوندیرواقی
‫‪Stoics‬‬ستاوندیانرواقیون
stemستاک
adorationستایش
admirerستایشگر
binستلسطل
instantستندلحظه
Assertionستوارش
glorifyingستودنتجلیل
admirableستودنی
admiredستودهتحسین‌شده
celebratedستودهتحسین‌شده
virtueستودگیفضیلت
columnستون
verticalستونیعمودی
quarrelستیزنزاع
struggleستیز
strifeستیزه
toughسخت
hardسخت
stronglyسختبه‌شدت
botherسختیزحمت
hardwareسخت‌افزار
harderسخت‌تر
toughestسخت‌ترین
rigidسخت‌پایصلب
rigidityسخت‌پاییصلبیت
rigourسخت‌گیر
rigorسخت‌گیر
austereسخت‌گیر
strictسخت‌گیراکید
strictlyسخت‌گیرانه
austerelyسخت‌گیرانه
rigorouslyسخت‌گیرانه
utteranceسخن
speakسخن گفت/گویصحبت کرد/کن
lectureسخنرانی
censorshipسخن‌مهاریسانسور
hundredسدصد
soundسداصدا
soundسدا داد/دهصدا داد/ده
centuryسدهقرن
twentieth-centuryسده بیستمقرن بیستم
Middle Agesسده‌های میانیقرون وسطی
20th-centuryسده‌ی بیستمقرن بیستم
last centuryسده‌ی گذشتهقرن اخیر
headسر
make noiseسر و سدا کرد/کنسر و صدا کرد/کن
dealسر و کار داشت/دار
violateسر پیچید/پیچ
drink upسر کشید/کش
chefسرآشپز
inceptionسرآغاز
entirelyسراسرکاملا
fullyسراسرکاملا
throughoutسراسر
entireسراسرتمام
prettyسراسرکاملا
quiteسراسرکاملا
worldwideسراسر جهان
gloryسرافراز بود/است
titleسرالعنوان
ultimatelyسرانجام
eventuallyسرانجامدر نهایت
finallyسرانجام
apartmentسراپارآپارتمان
overheadسربار
soldierسرباز
alongسرتاسر
throughسرتاسر
redسرخ
pinkسرخ‌روشنصورتی
coldسرد
coolسرد
puzzleسردرگم کرد/کن
confusionسردرگمی
‫‪speciesسرده
genusسردهجنس
straightforwardسرراست
straightسرراستمستقیم
directسرراستمستقیم
directlyسرراستانهبطور مستقیم
straightforwardlyسرراستانهبطور مستقیم
deadlineسررسید
hallسرسراهال
instinctسرشتغریزه
characterسرشتارشخصیت
characterizationسرشتارش
characteristicسرشتاریمشخصه
characterisedسرشتاریدهمشخص‌شده
inherentسرشتین
proudسرفراز
coolingسرمایش
wealthسرمایهثروت
fundسرمایه
fundسرمایه گذارد/گذار
wealthyسرمایه‌دارثروتمند
Capitalismسرمایه‌داری
bourgeoisieسرمایه‌داری
fundingسرمایه‌گذاری
investmentسرمایه‌گذاری
fateسرنوشت
fatalismسرنوشت‌باوریتقدیرگرایی
crucialسرنوشت‌سازحیاتی
overthrowسرنگون شد/شو
rhymeسرود
master-slaveسرور-برده
violationسرپیچی
transgressionسرپیچی
violatingسرپیچیدن
provenanceسرچشمهمبدا
emanatingسرچشمه‌گرفته
suppressionسرکوب
busyسرگرم
hobbyسرگرمی
entertainingسرگرم‌کننده
deservedسزاوار
deserveسزاوار بود/است
firmسفت
zeroسفرصفر
vanish identicallyسفر شدن سخت‌گیرانهصفر شدن بطور اکید
whiteسفید
critiqueسنجشنقد
criticalسنجشگرانهانتقادی
analogسنجه‌ایقیاسی
criterionسنجیدارمعیار
chairسندلیصندلی
stoneسنگ
cruelسنگدلبی‌رحم
paveسنگفرش کرد/کن
pavingسنگفرش‌کردن
heavyسنگین
unwieldyسنگین
weightسنگینیوزن
cornerstoneسنگ‌بنا
tortoiseسنگ‌پشت
threeسه
three-valuedسه ارزشی
sentenceسهانجمله
sententialسهانیجمله‌ای
senseسهشحس
feelingسهشاحساس
Common Senseسهش همدارعقل سلیم
susceptibleسهندهحساس
sensitiveسهندهحساس
context-sensitiveسهنده به بافتارحساس به متن
context-sensitivityسهندگی به بافتارحساسیت به متن
tripleسه‌تایی
ternaryسه‌تایی
sideسوطرف
biasedسو گرفته
embarkسوار شد/شو
fuelسوخت
profitسود
benefitسود
profitableسودآور
businessmanسوداگر
businessسوداگریکسب‌ و کار
profiteerسودجویی کرد/کن
utilitarianسودمند
utilitarianismسودمندگراییفایده‌گرایی
usefulnessسودمندی
needleسوزن
alligatorسوسمارتمساح
thirdسومین
obversionسوگردشعکس نقیض مخالف
tragedyسوگنامه
assertionسُتوارشستوارشاخبار
assertoricسُتوارشیستوارشیاخباری
bishopسُکوباسکوبااسقف
exceptionalسُگِرتِشیسگرتشیاستثنایی
thanksسپاس
Acknowledgmentsسپاسمندیقدردانی
gratefulسپاسگزار
thank youسپاسگزارم
respectiveسپاکوارمربوطه
nextسپس
thenسپس
later onسپس‌تربعدا
holidayسپنت‌روزتعطیل
sacredسپندمقدس
candleسپندارشمع
dawnسپیده‌دم
sunriseسپیده‌دم
coinسکه
platformسکو
dogسگ
bitchسگ ماده
exceptionسگرتشsogerteš Sogert, from so-, variants zo- and os-, → ex- "out," + gert- "to take," → concept; cf. Mid.Pers. Parthian zgirw- "to take out," from uz- "ex-" + girw- "to take."استثناء
thirtyسی
blackسیاه
inventoryسیاهه‌ی داراییلیست موجودی
billسیاهه‌ی پرداختصورتحساب
ghostسیاهیروح
appleسیب
potatoسیب‌زمینی
situationسیتشوضعیت
dangerسیجخطر
dangerousسیجناکخطرناک
thirteenسیزده
floodسیل
wireسیم
cinemaسینما
cigaretteسیگار
golfشاخابخلیج
branchشاخه
boughشاخه
forkشاخه
forkشاخه شاخه شد/شو
open branchشاخه‌ی باز
foliageشاخ‌و‌برگ
cheerfulشاد
merryشاد
merrierشادتر
happyشادمانخوشحال
happinessشادمانیخوشحالی
joyشادی
fluidشارهسیال
flowشاره
fluidityشارِگیشارگیسیالیت
dinnerشام
sunsetشامگاهغروب
theirشان
shoulderشانه
mainstreamشاهراهجریان اصلی
princeشاهزاده/شاهزادگان
featشاهکار
princessشاه‌دخت
studentشاگرد
pupilشاگرد
perhapsشاید
maybeشاید
might have beenشاید بودممکن بود باشد
deservedlyشایسته
competentشایستهلایق
decentشایسته
competencyشایستگی
nightشب
hurryشتاب کرد/کنعجله کرد/کن
rapidشتابانسریع
quickشتابانسریع
quicklyشتابانبه‌سرعت
hastyشتابزدهعجولانه
plowشخم زد/زن
possibleشدنیممکن
mightشدنی بود/استممکن,بود,است
mayشدنی بود/استممکن,بود,است
possibilityشدنیگیامکان
contingencyشدنیگی ویژهامکان خاص
possiblyشدنی‌واربطور ممکن
sixشش
sixthششمین
trousersشلوار
shootشلیک
shootشلیک کرد/کن
firingشلیک‌کردن
youشما
countشمارتعداد
countableشمارا
accountantشماردارحسابدار
accountingشمارداریحسابداری
accountشماردنحساب
innumerableشمارش‌ناپذیرغیر قابل شمارش
enumerableشمارش‌پذیرقابل‌شمارش
denumerableشمارش‌پذیرقابل شمارش
counterشمارنده
numberشماره
integral numberشماره درستعدد صحیح
complex numberشماره همتافتعدد مختلط
numericalشماره‌ایعددی
numeralشماره‌ایعددی
numeralsشماره‌هااعداد
numbersشماره‌هااعداد
twin primesشماره‌های نخستین دوقلواعداد اول دوقلو
complex numbersشماره‌های همتافتاعداد مختلط
prime numberشماره‌ی نخستینعدد اول
irrational numberشماره‌ی گنگعدد گنگ
integral numbersشمارگان درستاعداد صحیح
digitalشماریدیجیتال
arithmeticشماریکحساب
Peano arithmeticsشماریک پئانوحساب پئانو
arithmeticalشماریکالحسابی
arithmetisationشماریک‌سازیحسابی‌سازی
articulateشمرده گفت/گوی
articulatingشمرده‌گفتن
articulatedشمرده‌گفته
articulationشمرده‌گویش
swordشمشیر
sandشن
swimشنا کرد/کن
cognitionشناخت
epistemicشناختیمعرفتی
cognitiveشناختی
epistemicallyشناخت‌شناسانهبطور معرفتی
Epistemologyشناخت‌شناسیمعرفت‌شناسی
identifiedشناسایی شده
identifyشناسایی کرد/کن
identifiedشناسایی‌شده
identifiableشناسایی‌پذیر
floatشناور
listenerشنونده/شنوندگان
audienceشنوندگان
eagleشهبازعقاب
townشهر
cityشهر
citizenشهروند
urbanشهری
civilشهریمدنی
civilizationشهریگریتمدن
probableشوانامحتمل
probablyشوانانهاحتمالا
probabilityشواناییاحتمال
probabilisticشوانیک
wittyشوخ
jokeشوخیجوک
kidشوخی کرد/کن
passionشور
encourageشور داد/دهتشویق کرد/کن
excitingشورانگیزهیجان‌انگیز
thrillerشورانگیزهیجان‌انگیز
insurrectionشورش
enthusiastشورمند
emotionalشورمندانهاحساسی
enthusiasticشورمندانه
emotionشورمندیاحساس
modeشون‫‪šōnجهت
modalشونیوجهی
modalityشونیگیوجهی‌بودن
husbandشوهر
huntشکار شد/شو
hunterشکارچی
gapشکاف
sugarشکر
failureشکستعدم موفقیت
failشکست خورد/خور
beatشکست داد/ده
chocolateشکلات
stomachشکمبهمعده
gloryشکوه
techniqueشگردتکنیک
strangeشگفتعجیب
surpriseشگفتانه
wonderشگفتیتعجب
surprisingشگفت‌آور
amazingشگفت‌آورحیرت‌انگیز
startlingشگفت‌آور
surprisinglyشگفت‌آورانه
wonderfulشگفت‌انگیز
surprisedشگفت‌زده
surpriseشگفت‌زده شد/شو
steepشیب تند
shineشید
milkشیر
syrupشیرهشربت
glassشیشه
Shivaشیوا
fluentشیوا
modeشیوهطرز
fashionشیوه
protocolشیوه‌نامهپروتکل
nicelyظریفانه
caveغار
dustغبار
foodغذا
filterغربال
sadغمگین
submergeغوته‌ور کرد/کنغوطه‌ور کرد/کن
giantغول
fileفایل
caseفتادمورد
case studyفتاد پژوهیمورد پژوهی
productivelyفرآورانهبطور مولد
productفرآوردهمحصول
productionفرآورشتولید
producerفرآورندهتولیدکننده
producingفرآوریتولید
inviteفرا خواند/خواندعوت شد/شو
callفرا خواند/خوان
metamathematicsفراانگارشفراریاضیات
callفراخوانی
run offفرار کرد/کن
fleeفرار کرد/کن
upstreamفرازاب
metalanguageفرازبان
projectفراشانپروژه
projectionفراشانش
projectorفراشانگر
projectingفراشانیدن
forgetفراموش کرد/کن
Frenchفرانسوی
supplyفراهم شد/شو
accommodateفراهم شد/شو
provideفراهم کرد/کن
extraordinaryفراهمیشگیفوق‌العاده
supplierفراهم‌کننده
numerousفراوان
exhaustiveفراگیر
ubiquitousفراگیر
beyondفرای
processفرایند
photoفرتورتصویر
pictureفرتورتصویر
photographفرتورعکس
pictureفرتور کرد/کنتصویر کرد/کن
cameraفرتوگیردوربین
completionفرجامشپایان یافتن
ultimateفرجامیننهایی
tomorrowفردا
philosopherفرزانه/فرزانگانفیلسوف/فیلسوفان
philosophersفرزانگانفیلسوفان
Philosophyفرزانگیفلسفه
philosophyفرزانگیفلسفه
Ordinary language philosophyفرزانگی زبان هرروزهفلسفه‌ی زبان طبیعی
Hegel's philosophyفرزانگی هگلفلسفه هگل
philosophizeفرزانگی ورزید/ورزفلسفه ورزید/ورز
philosophicalفرزانگیکفلسفی
impفرزند
perfectفرساختکامل
perfectlyفرساختانهکاملا
perfectionفرساختیکمال
senderفرستنده
postفرستهپست
milestoneفرسنگ‌شمار
carpetفرش
governingفرشاییدناداره
cultفرقه
obeyفرمان برد/براطاعت کرد/کن
rulerفرمانروا
realmفرمانرواییقلمرو
imperativeفرمانیامری
rectorفرنشینرئیس
bossفرنشینرئیس
chairmanفرنشینرئیس
purposeفرنههدف
cultureفرهنگ
culturalفرهنگی
ingestفرو داد/ده
sinkفرو رفت/رو
collapseفرو ریخت/ریز
parseفرو شکافت/شکافتجزیه کرد/کن
humbleفروتن
landingفرود آمدن
landفرود آمد/آی
downstreamفروداب
airportفرودگاه
sellerفروشنده
parserفروشکافندهتجزیه‌گر
photosynthesisفروغ‌ساختفتوسنتز
deductionفروهازشاستنتاج
Natural Deductionفروهازش زاستاریاستنتاج طبیعی
deductiveفروهازشیاستنتاجی
deducedفروهازیدهنتیجه‌گیری شده
promiseفرگتوعده
chapterفرگردفصل
evolutionفرگشتتکامل
completeفرگشته شد/شوکامل شد/شو
deceitفریب
fallacyفریبمغالطه
deceptionفریب
trickفریب خورد/خور
deceptiveفریبنده
deceptivelyفریبنده
trickyفریبنده
trickierفریبکار
principalفرین
principallyفرینانه
incrementفزایه
excessفزونیمازاد
stressفشار
pressureفشار
stressفشار آمد/آی
pushفشار داد/ده
compactفشرده
intensiveفشرده
compressionفشرده‌سازی
compactnessفشردگی
Philosophy of languageفلسفه‌ی زبان
technologicalفناورانه
technologyفناوری
cupفنجان
technicallyفنی
technicalفنی
indexفهرست
indexفهرست کرد/کن
evolveفَر گشت/گرفر,گشت,گر,گرداند,گردان,راتکامل یافت/یاب
postulateفَراوَسفراوسFarâvas (on the model of piš-nahâd "proposition," and farâ-nemudan "to exhibit, expose"), from farâ-, → pro-, + vas. The second component from Av. vas- "to will, desire, wish, long for," vasəmi "I wish," vasna- "will, favor," ušti- "desire, wish, will," vasô, vasə "at one's will;" cf. O.Pers. vasiy "at will, greatly, utterly," vašna- "will, favor;" Mid.Pers. vasnâd "because, on account of." This word is extant in several Modern Iranian dialects: Tabari vessen "to wish, desire," Gilaki vâssan "to wish, desire," vâsti "desire; for, because, on account of;" Kurd. wistin "to desire, wish," Lâri avessa "to desire;" Nâyini vas "to like;" colloquial Tehrâni vâsé "for;" Lori, Malâyeri biza "pregnancy craving;" cognate with Skt. vaś- "to wish, want, desire," váśa- "wish, desire," vasēna "for, because;" Gk. ekon "voluntary;" PIE base *uek- "to wish."اصل موضوع
frameقاب
lawقانون
law of double negationقانون دوبار نی‌شدنقانون نقض مضاعف
Peirce's lawقانون پیرس
lawyerقانوندانحقوقدان
legalقانونی
legitimateقانونی
canonicalقانونی
De Morgan 's lawsقانون‌های دمورگان
boatقایق
yachtقایق بادبانی
tribeقبیله
tallقد بلند
betقمار کرد/کنشرط بست/بند
gambleقمار کرد/کن
championshipقهرمانی
coffeeقهوه
brownقهوه‌ای
canقوتیقوطی
scissorsقیچی
Latinلاتین
rubberلاستیک
thinلاغر
lambdaلامبدا
azureلاژوردلاجورد
layerلایه
smileلبخند
smileلبخند زد/زن
edgeلبه
obstinateلجباز
obstinatelyلجبازانه
infallibleلغزش‌ناپذیر
slipperyلغزنده
Lindenbaum's lemmaلم لیندنبائوم
Polishلهستانی
diamondلوزی
roll upلوله شد/شو
logoلوگو
stainلکه
spotلکه
logلگاریتم
logarithmلگاریتم
leashلگامقلاده
leashلگام زد/زنقلاده زد/زن
listلیست
butلیک
but ratherلیکبلکه
ratherلیکبلکه
butلیک
weما
matrixماتریس
regular matrixماتریس باسامانماتریس منظم
materialماتکی
motherمادر
grandmotherمادر بزرگ
innateمادرزادی
matterماده
materialistماده‌گراماتریالیست
materialismماده‌گراییماتریالیسم
feminineمادین
spiralمارپیچ
masochistمازوخیست
machineماشین
yoursمال شما
whoseمال چه‌کسی
financialمالی
ourمان
heritageمانداکمیراث
the restماندهبقیه
permanentماندگار
monasteryمانستانصومعه
imitationمانشگریتقلید
such asمانند
as thoughمانند اینکهمثل اینکه
analogyمانندسازیتشبیه
ideaمانهایده
more general ideasمانه‌های هروینترایده‌های کلی‌تر
idealismمانه‌گرویایده‌آلیسم
moonمانگماه
ideologyمانگانایدئولوژی
ideologicalمانگانیایدئولوژیکی
monthماه
fishماهی
magmaماگما
magmaماگما
Meinongianismماینونگ‌گروی
vaccinationsمایه‌کوبیواکسیناسیون
sofaمبل
metalinguisticمتازبانیفرازبانی
regretمتاسف شد/شو
marriedمتاهل
metaphysicمتاگیتیکمتافیزیک
Metaphysicsمتاگیتیکمتافیزیک
metaphysicallyمتاگیتیکانهبطور متافیزیکی
metaphysicianمتاگیتیکدانمتافیزیک‌دان
metaphysicalمتاگیتیکیمتافیزیکی
metresمتر
metreمتر
meterمتر
journalمجله
headquartersمراکز فرماندهی
jamمربا
humanityمرتوگانی
humanistمرتوگان‌باور
humanismمرتوگان‌گروی
guyمرد
manمرد
policemanمرد پاسبانمرد پلیس
marshمرداب
mankindمردمبشر
humanمردمانسان
manمردمانسان
humansمردمانانسان‌ها
assassinمردمکشآدمکش
democraticمردم‌سالاردموکراتیک
democracyمردم‌سالاری
anthropologistمردم‌شناس
popularمردم‌پسندمحبوب
anthropicمردم‌گرا
anthropologicalمردم‌گرایانه
deadمرده
limitمرزحد
borderمرز
borderlineمرز
limitمرز گذارد/گذار
demarcationمرزبندی
demarcatingمرزبندی
delimitedمرزبندی شده
demarcateمرزبندی شد/شو
landmarkمرزنما
limitedمرزگذارده
limitationمرزگذارش
seagullمرغ‌دریایی/مرغان‌دریایی
marbleمرمر
reviewمرور
browserمرورگر
deathمرگ
fatalمرگبار
deadlyمرگبار
tasteمزهطعم
tasteمزه داد/دهطعم داد/ده
drunkمست
based inمستقر در
routeمسیر
storeمغازه
brainمغز
coreمغزه
copeمقابله کرد/کن
grasshopperملخ
meمن
Iمن
controlمهارکنترل
controlمهار شد/شوکنترل شد/شو
controlledمهارشدهکنترل‌شده
uncontrollableمهارناپذیرغیرقابل‌کنترل
controllingمهارکردنکنترل‌کردن
controllerمهارکنندهکنترل‌کننده
seniorمهتر
stampمهر
loveمهرعشق
loveمهر ورزید/ورزعشق ورزید/ورز
stampمهر کرد/کن
architectمهرازمعمار
architectureمهرازیمعماری
architecturalمهرازیمعماری
kindمهربان
kindnessمهربانی
nutمهره
gustمهمان
guestمهمان
hotelمهمانسراهتل
matterمهند بود/استمهم بود/است
engineerمهندس
importanceمهندیاهمیت
majorمهینmehinعمده
importantمهینمهم
hairمو
bananaموز
seasonموسمفصل
missileموشک
subtlerمویین‌ترظریفتر
traceableمَله‌پذیرمله‌پذیرقابل تعقیب
Egyptianمُدرَگیمدرگیمصری
mainمِهادینمهادیناصلی
mainlandمِه‌بوممه‌بومسرزمین اصلی
unlessمگر اینکه
wineمیشراب
betweenمیانبین
betweennessمیانبودگی
yardمیانسراحیاط
middleمیانه
midمیانه
moderateمیانه‌رو
centerمیانگاهمرکز
headquarterمیانگاه فرماندهیمرکز فرماندهی
centralمیانگاهیمرکزی
averageمیانگین
intermediateمیانی
excluded middleمیانی برون‌داشتهطرد ثالث
middlewareمیان‌افزار
Internetمیان‌توراینترنت
interleavedمیان‌لایه
mediocrityمیان‌مایگیمتوسط بودن
internationalمیان‌میهنیبین‌المللی
fieldمیدان
scopeمیدان دیدمحدوده
mortalمیرا
mortalityمیرایی
tableمیز
hostمیزبان
hostمیزبانی کرد/کن
barمیله
rodمیله
billionمیلیارد
millionمیلیون
monkeyمیمون
spiritualمینوی
nationمیهنملت
nationalمیهنیملی
fruitمیوه
prematureنا بالغ
nonemptyنا تهی
indeterminateناآترمیدهنامعین
undeterminedناآترمیدهتعیین‌نشده
indeterminacyناآترمیدگیعدم‌قطعیت
uncomfortableناآسودهناراحت
unfamiliarناآشنا
non-classicalناآموزگاهی
unawareناآگاهغافل
informallyناآیینمندانهبطور غیر‌رسمی
informalناآیینیغیر‌رسمی
disappointناامید
despairناامیدی
pureنابمحض
purelyنابانهبطور محض
unnecessaryنابایستهغیر ضروری
non-necessaryنابایستهغیر ضروری
sincerestنابترینخالصانه‌ترین
irrationalنابخردانه
foolishnessنابخردیحماقت
irrelevanceنابستگیبی‌ربطی
inadequateنابسندهناکافی
inadequatelyنابسنده‌واربطور غیرکافی
nonfundamentalنابنیادینغیر بنیادی
destroyنابود شد/شو
non-localنابومیغیرمحلی
incompleteنابَوَندهنابوندهناکامل
incompletenessنابَوَندَگینابوندگیناتمامیت
uncertaintyناتاشتیگیعدم قطعیت
non-emptyناتهی
unableناتوان
incapableناتوان
awkwardناجور
unconsciousناخودآگاه
nastyناخوشایند
unfairنادادگرانهناعادلانه
ignorantنادان
unknownنادانسته
ignoranceنادانی
wrongنادرستاشتباه
wrongنادرستغلط
misuseنادرست بکار رفت/رو
falsehoodنادرستی
non-intrinsicنادرونگین
inappropriateنادَرخورنادرخورنامناسب
pass overنادیده انگاشت/انگار
neglectنادیده گرفت/گیر
ignoreنادیده گرفت/گیر
get overنادیده گرفت/گیر
disregardنادیده گرفت/گیر
ignoreنادیده‌گرفتن
secularizationنادینی‌سازی
untrueناراست
unjustifiedناراستاوردهناموجه
insulationنارساناسازیعایق‌بندی
inaccuracyنارشمندی
orangeنارنجی
forbiddenنارواممنوع
unclearناروشن
unusuallyنارَوالانهناروالانهغیرعادی
unusualنارَوالینناروالینغیرعادی
unnaturalنازاستاریغیرطبیعی
nonsimpleناساده
incompatibleناسازگار
anomalyناسانیآنومالی
indirectناسرراستغیرمستقیم
subtleناسهیدنینامحسوس
impossiblyناشدنی
impossibleناشدنیناممکن
anonymousناشناس
unlikelyناشوانانامحتمل
non-modalناشونیغیر وجهی
imperfectنافرساختناکامل
imperfectlyنافرساختانهبطور ناکامل
imperfectionنافرساختیناکاملی
nounنام
nameنام
nonmaterialناماتکیغیرمادی
unlikeنامانندبرخلاف
famouslyنامدارمعروف
famousنامدارمشهور
celebrityنامدار/نامدارانسلبریتی
candidateنامزد
letterنامه
inboxنامه‌دان
correspondenceنامه‌نگاریمکاتبات
nominalistنامگرا
so-calledنامیده‌شده بهموسوم به
immortalنامیرا
immortalityنامیرایی
nominalنامیکاسمی
Nominalismنام‌گراییاصالت تسمیه
breadنان
unobservedنانپاهیدهمشاهده‌نشده
sandwichنان‌پیچساندویچ
lunchناهار
lunchroomناهارخوری
inconsistentناهانسگار
inconsistencyناهانسگاری
nonexistenceناهستنا موجود
non-existenceناهستیعدم وجود
asymmetricalناهماموننامتفارن
asymmetricناهماموننامتقارن
uncommonناهمدارغیرعادی
incoherentناهمدوسغیرمنسجم
incoherenceناهمدوسیعدم‌انسجام
disagreementناهمراییعدم‌توافق
disapprovalناهمرای‌بودنناموافق‌بودن
asynchronouslyناهمزمانانه
distinctionناهمسانیتمایز
non-normalناهنجارغیرنرمال
non-normalناهنجارغیرنرمال
abnormalityناهنجاروری
indefiniteناهکانیدهنامعین
independenceناوابسته
independentناوابستهمستقل
mind-independentناوابسته به ذهنمستقل از ذهن
independentlyناوابسته‌واربطور مستقل
navigatingناوبری
navigateناوبری شد/شو
invarianceناورتایی
navigationناوش
fleetناوگان
nonspecificناویژهغیر اختصاصی
unspecificناویژیدهنامشخص
noncontradictionناپادگویی
non-contradictionناپادگویی
invalidناپایمندنامعتبر
invalidityناپایمندیعدم‌اعتبار
vanishناپدید شد/شو
vagueناپرسوننادقیق
impreciseناپرسوننادقیق
vaguenessناپرسونی
discontinuityناپیوستگی
non-relationalناپیوندینارابطه‌ای
inefficientناکارآمد
have toناگزیر بود/استمجبور,بود,است
suddenlyناگهان
suddenناگهانی
horribleناگوار
non-uniformنایکدیس
combatنبرد
battleنبرد
lackنبودفقدان
bookنبیگکتاب
libraryنبیگخانهکتابخانه
neutralنتاربی‌کنش ، خنثی
neuterنتارNatâr, from negation prefix na-, → non-, + Mid.Pers. atâr, from Av. atāra- "this of the two," cognate with L. uter "either of two;" Av. katāra- "which of two; each of two;" Skt. katará- "who or which of two."
Ergebnisse eines Mathematischen Kolloquiumsنتایج یک گردهمایی انگارشیکنتایج یک گردهمایی ریاضیاتی
yarnنخ
firstنخست
primeنخست
primaryنخستیناولیه
firstنخستین
primitiveنخستیناولیه
won'tنخواهد
agnosticندانم‌گرا
rateنرخ
ladderنردبان
fenceنرده
softنرم
softwareنرم‌افزار
masculineنرین
approximateنزدین
approximationنزدینش
nearنزدیک
closeنزدیک
intimateنزدیک
almostنزدیک به
approachنزدیک شد/شو
aboutنزدیکانهتقریبا
roughlyنزدیکانهبطور تقریبی
approximatelyنزدیکانهتقریبا
nearlyنزدیکانهتقریبا
intimatelyنزدیکانه
nearestنزدیکترین
nearbyنزدیکی
signalنشالعلامت
signنشانعلامت
effectنشاناثر
illustrationنشان دادن
showingنشان دادن
denoteنشان داد/ده
showنشان داد/ده
indicateنشان داد/ده
demonstrateنشان داد/ده
illustrateنشان داد/ده
designateنشان کرد/کنتعیین کرد/کن
affectنشان گذارد/گذارتأثیر کرد/کن
significantنشانارقابل توجه
significanceنشاناریاهمیت
signedنشاندارعلامت‌دار
signatureنشانزدامضا
symptomنشانه
focusنشانه رفت/روتمرکز کرد/کن
focusingنشانه‌رویتمرکز
designatorنشانگر
addressنشانیآدرس
addressنشانی داد/ده
illustratedنشان‌دادهمصور
indicativeنشان‌دهنده
designatedنشان‌شدهتعیین‌شده
designationنشان‌کردن
impressionنشان‌گذارنده
residentنشتندهمقیم
impossibilityنشدنیگیعدم امکان
sessionنشستجلسه
seatingنشستن
descendingنشیبینزولی
seatنشیمنگاه
saucerنعلبکی
oilنفت
hateنفرت
damnنفرینلعنت
damnedنفرین‌شدهلعنت‌شده
roleنقش
surveyingنقشه‌برداری
moistureنمرطوبت
symbolنماد
notationنمادگان
notationalنمادگانی
symbolicنمادین
denotationنماردندلالت
displayنمایش
showنمایش
displayنمایش داد/ده
scriptنمایشنامه
agencyنمایندگی
indexنمایهایندکس
indexicalنمایه‌ای
moistنمناکمرطوب
appearanceنمود
aspectنمودجنبه
diagramنموداردیاگرام
chartنمودار
tableauنمودارتابلو
tableauxنمودارهاتابلوها
manifestنموسارnemusâr
manifestationنموسارشnemusâreš
denoteنمونشاشاره داشتن
alludedنمونش شدهاشاره شده
alludeنمونش داشت/داراشاره داشت/دار
pointنمونش کرد/کناشاره کرد/کن
point outنمونش کرد/کناشاره کرد/کن
pointerنمونشگراشاره‌گر
paradigmنمونهالگو
instanceنمونه
sampleنمونه
exampleنمونهمثال
modelنمونهمدل
instantiateنمونه ساخت/ساز
exemplifiedنمونه‌آوردهمصداق‌یافته
instantiationنمونه‌سازی
Universal Instantiationنمونه‌سازی هرگانیتخصیص کلی
substitution instanceنمونه‌ی جانشین
saltنمک
neitherنه
norنه
notنه
Nahنه
inherentlyنهادانهذاتا
subjectنهادهموضوع
matterنهادهموضوع
themeنهاده
topicنهادهموضوع
thesisنهادهتز
subject predicateنهاده واخته‌ایموضوع محمولی
subject matterنهاده‌ی بنیادینموضوع اصلی
mattressنهالینتشک
privacyنهانبودگیمحرمانگی
privateنهانیخصوصی
privatelyنهانی‌واربطور محرمانه
absentنهستغایب
absenceنهستیغیبت
positionنهشموقعیت
opposed positionsنهش‌های پادورزانهمواضع مخالف
lieنهفته بود/است
whaleنهنگ
lemmaنهکلم
newنوجدید
innovateنو آورد/آور
inventionنوآفرینیاختراع
innovativeنوآورانه
noemaنوئمامُدرَک
newerنوترجدیدتر
prehendنوتیدن
journeyنوردشسفر
opticنوری
opticalنوریک
newbornنوزاد
paperنوشتارمقاله
essayنوشتارمقاله
articleنوشتارمقاله
literatureنوشتارگانادبیات
writingنوشتن
documentنوشته‌ی رسمیسند
drinkنوشیدنی
grandchildنوه
granddaughterنوه دختر
grandsonنوه پسر
emergingنوپدیدنوظهور
hipsterنوپرست
cuspنوک
tipنوک
dotنوکهنقطه
midpointنوکه‌ی میانینقطه میانی
end-pointنوکه‌ی پایانی
end pointنوکه‌ی پایانینقطه‌ی پایانی
discoveryنویابش
promiseنوید دادن
promiseنوید داد/دهوعده داد/ده
writerنویسنده/نویسندگان
characterنویسهکاراکتر
observerنپاهشگرمشاهده‌کننده
non-observableنپاهش‌ناپذیرغیرقابل مشاهده
unobservableنپاهش‌ناپذیرغیرقابل مشاهده
observableنپاهش‌پذیرقابل مشاهده
observationنپاهیدنمشاهده
aristocracyنژادسالاری
racismنژادپرستی
genocideنژادکشینسل‌کشی
racialنژادی
galleryنگارخانهگالری
versionنگارش
graphنگارهگراف
muralنگارگری دیواری
graphicنگاریکگرافیک
Computer graphicsنگاریک رایانه‌ایگرافیک کامپیوتری
mappingنگاشت
logنگاشتهلاگ
MapReduceنگاشت‌بازهازشنگاشت‌فروکاست، نگاشت فروکاست، نگاشت کاهش
glimpseنگاه گذرا
lookنگاه کرد/کن
look atنگاه کرد/کن
lookingنگاه‌کردن
as regardsنگر به اینکهنظر به اینکه
regardنگر کرد/کننظر کرد/کن
worryنگران بود/است
worryنگرانی
concernنگرانی
worryingنگران‌کننده
considerationsنگرش‌هاملاحظات
theoryنگره‌نظریه
theoristنگره‌پردازنظریه پرداز
Naïve set theoryنگره‌ی آسانگیرانه هنگردنظریه سهل‌انگارانه مجموعه‌ها
Number theoryنگره‌ی شمارهنظریه اعداد
Picture theory of meaningنگره‌ی فرتوری چمارنظریه تصویری معنا
identity theory of truthنگره‌ی همانی راستینظریه اینهمانی صدق
Coherence theory of truthنگره‌ی همدوسی راستینظریه انسجامی صدق
Correspondence theory of truthنگره‌ی همپتوازی راستینظریه مطابقتی صدق
Set theoryنگره‌ی هنگردنظریه مجموعه‌ها
Theory of relativityنگره‌ی وابستگینظریه نسبیت
Theory of descriptionsنگره‌ی واگویه‌هانظریه وصفها
theory of meaningنگره‌ی چمارنظریه‌ی معنا
Theory of typesنگره‌ی گونه‌هانظریه نوع‌ها
viewerنگرورناظر
sceneنگرگاه
considerationنگریستنملاحظه
considerableنگریستنیقابل توجه
theoreticنگریکنظری
theoreticalنگریکالنظری
theoreticallyنگریکانهبه‌طور نظری
unassignedنگماردهنسبت‌داده‌نشده
preserveنگه داشت/دار
keepنگه داشت/دار
holdنگه داشت/دار
saveنگه داشت/دار
keep sth inنگه داشت/دار
keep inنگه داشت/دار
guardنگهبان
protectionنگهبانیحفاظت
protectنگهبانی کرد/کنحفاظت کرد/کن
holdنگهداری
maintainingنگهداری
sustainنگهداری کرد/کنحفظ کرد/کن
maintainنگهداری کرد/کن
preservationنگهداشتحفظ
truth-preservationنگهداشت راستیحفظ صدق
unfortunateنگون‌بخت
negateنی شد/شونفی شد/شو
needنیاز
needنیاز داشت/دار
requireنیاز داشت/دار
Explicandumنیازمند روشنگرینیازمند توضیح
requirementنیازمندی
neededنیازینمورد نیاز
settleنیاشاندنحل و فصل
prayerنیایشدعا
strengthنیرو
forceنیرو
strongنیرومندقوی
powerfulنیرومند
strengthenنیرومند کرد/کنتقویت کرد/کن
boostنیرومند کرد/کنتقویت کرد/کن
boostنیرومند کرد/کنتقویت کرد/کن
a fortioriنیرومندتر
strongerنیرومندترقوی‌تر
strongestنیرومندترینقوی‌ترین
strengtheningنیرومندسازیتقویت
boostedنیرومندشدهتقویت‌شده
engineنیروگرموتور
driving forceنیروی پیشران
nonbeingنیستی
twilightنیمتابشامگاه
noonنیمروزظهر
halfنیمه
halfwayنیمه‌راه
couchنیمکت
radiusنیمکرانشعاع
semilatticeنیم‌جارهنیم‌شبکه
profileنیم‌نماFarâpâl, from farâ-, → pro-, + pâl "thread, string,"پروفایل
semigroupنیم‌گروه
hemisphereنیم‌گوینیمکره
opportunityنیکواییفرصت
ethicalنیک‌کردارانهاخلاقی
ethicsنیک‌کرداریاخلاق
moralنیک‌کرداری
moralityنیک‌کرداریاخلاقیات
bioethicsنیک‌کرداری زیستیاخلاق زیستی
negativeنیگویمنفی
negationنی‌شدننفی
denialنی‌شدن
negatedنی‌شدهنفی‌شده
conjectureهاشَنهاشنحدس
commentهامتhâmatدیدگاه
commentatorهامتنده
commentaryهامتگانhâmatgânتفسیر
commentateهامتیدن
commentedهامتیده
consistentهانسگارسازگار
consistentlyهانسگارانهسازگارانه
consistencyهانسگاریhânesgâri
consistهانسیدن
consistingهانِسِشهانسششامل
disciplineهاوِشانهاوشانHâvešân, from hâveš "disciple, pupil," Mid.Pers. hâvišt "disciple, pupil;" Av. hāvišta- "disciple, pupil," + -ân a suffix denoting "group, order, system."انضباط
converseهاگردعکس
converse of Barcan formulaهاگرد دیسول بارکنعکس فرمول بارکن
converse of Buridan formulaهاگرد دیسول بوریدانعکس فرمول بوریدان
converselyهاگردانه
conversionهاگردشعکس مستوی
conversingهاگردیدن
syllabicهجایی
perهر
eachهر
everyهر
anyهر
whatsoeverهر آنچه که
from time to timeهر از گاهی
bothهر دو
as often asهر زمانهر وقت
as often as notهر زمانهر وقت
anytimeهر زمان
wheneverهر زمان
horribleهراسناکوحشتناک
threatهراسهتهدید
frightenedهراسیدهوحشت‌زده
anywhereهرجا
everywhereهرجا
anarchyهرج‌و‌مرج
everydayهرروز
ordinaryهرروزهعادی
nastyهرزه
pyramidهرم
generalهروینعمومی
generallyهروینانهعموما
in generalهروینانهبطور کلی
generalityهروینگیعمومیت
generalizationهروینیدنتعمیم
general-purposeهروین‌فرنههمه منظوره
howeverهرچندبا این حال
whateverهرچه
everythingهرچیز
anythingهرچیزی
whereverهرکجا
anybodyهرکس
everybodyهرکس
everyoneهرکس
anyoneهرکسی
whoeverهرکسی که
universalهرگانیکلی
universalityهرگانیگی
universallyهرگانی‌وارعموما
neverهرگز
eitherهریک
thousandهزار
mazeهزارتو
socialهزانه‌ایاجتماعی
sociologicalهزانه‌شناختیجامعه‌شناختی
costهزینه
entityهستندهموجودیت
nuclearهسته‌ای
existenceهستیوجود
thereهستیوجود
Existenceهستیوجود
beingهستیوجود
there wasهستی داشتوجود داشت
there wereهستی داشتند
raiseهستی داد/دهبوجود آورد/آور
existentialهستیالوجودی
existentialistهستیال‌باوراگزیستانسیال
Existansialismهستیال‌گرویمکتب قیام حضوری
ontologicalهستی‌شناسانه
ontologyهستی‌شناسیانتولوژی
eightهشت
caveatهشدار
warningهشداراخطار
alertهشدار داد/ده
sevenهفت
weekهفته
seventeenهفده
Netherlandsهلند
configureهم آراست/آرا
connectهم بست/بندمتصل کرد/کن
wholeهمادکل
ordinarilyهماره‌واربطور معمول
symmetricalهمامونمتقارن
symmetricهمامونمتقارن
symmetryهمامونیتقارن
the sameهمان
similarهمانندمشابه
likeهمانند
likeهمانندشبیه
look likeهمانند بود/است
similarlyهمانندانهبطور مشابه
similarityهمانندیشباهت
tautologyهمانگویی
accordingهماهنگمطابق
according toهماهنگ با
harmonyهماهنگی
orchestrationهماهنگ‌سازیارکستراسیون
competingهماورد
rivalهماوردرقیب
competitionهماوردشرقابت
raceهماوردیمسابقه
contestهماوردیرقابت
contestهماوردی شد/شورقابت شد/شو
vieهماوردی کرد/کن
competitiveهماوردیکرقابتی
totalهماکسرجمع
totallyهماکانهکاملا
totalityهماکیتمامیت
conferenceهمایش
partnerهمباز
conditionهمبایستشرط
conditionsهمبایستهاشرایط
truth conditionsهمبایستهای راستیشرایط صدق
conditionalهمبایستیشرطی
Indicative conditionalهمبایستی آگاهشیشرطی اخباری
material conditionalهمبایستی ماتکیشرطی مادی
connectedهمبستهمتصل
correlateهمبسته شد/شو
federalهمبستگانفدرال
connectionهمبستگیاتصال
connectorهمبندمتصل‌کننده
connectiveهمبند
mateهمتا
counterpartهمتا
sortهمجور کرد/کنمرتب کرد/کن
conjunctionهمجوهشعطف
conjunctهمجوهه
subalternationهمخلیدگیتداخل
consonantهمخوانصامت
coincidenceهمخوانیانطباق
commonهمدارمشترک
commonlyهمدارانهمعمولا
communistهمدارگراکمونیست
Communismهمدارگرویکمونیسم
sympathyهمدردی
intimateهمدلصمیمی
empathyهمدلی
coherentهمدوسمنسجم
coherentlyهمدوسانهبطور منسجم
coherenceهمدوسیانسجام
each otherهمدیگر
along withهمراه با
accompanimentهمراهی
accompanyهمراهی شد/شو
approvalهمرای بودنموافق‌بودن
approveهمرای بودن
quite soهمرای هستمموافقم
agreeهمرای بود/استموافق بود/است
agreementهمراییتوافق
consensusهمراییاجماع
De Morgan dualityهمزادی قانون‌های دمورگان
simultaneouslyهمزمان
at the same timeهمزمان
concurrentlyهمزمان
coincideهمزمان شد/شومصادف شد/شو
constitutionهمساختن
constitutionalهمساختنی
constructهمسازه
settlementهمسازیتوافق
analogueهمسانشبیه
analogousهمسانمشابه
analogouslyهمسانانهبطور مشابه
resemblanceهمسانیشباهت
adjacentهمسایهمجاور
next doorهمسایه
neighborهمسایه
neighborhoodهمسایگی
companyهمستانشرکت
class conflictهمستیزی رده‌ایتضاد طبقاتی
wifeهمسر
relativelyهمسنجانهنسبتا
comparisonهمسنجیمقایسه
comparableهمسنجی‌پذیرمقایسه‌پذیر
disputationهمسگالیمناظره
companionهمنشین
companionshipهمنشینی
componentهمنهHamneh from ham- "together," → com- + neh present tense stem of nehâdan "to put, place," → compose.جزء
compositeهمنهاده
synthesisهمنهادهسنتز
compositionهمنهش
compoundهمنهشتهمرکب
compositionalهمنهشی
comprehensionهمنوتشدرک مطلب
comprehensiveهمنوتندهجامع
comprehendهمنوتیدن
allهمه
panpsychistهمه‌روان‌گرا
everythingهمه‌چیز
ever-changingهمواره در دگرگونیدائما در حال تغییر
memberهموندعضو
membershipهموندیعضویت
equalهموگمساوی
equalهموگ بود/استمساوی بود/است
equinoxهموگان
equationهموگشhamugešمعادله
equationalهموگشیمعادله‌ای
equalityهموگیتساوی
correspondenceهمپتوازیHampatvâzidan, from ham-, → com-, + patvâz "response" [Mo'in], from Mid.Pers. patvâc "response," Av. paitivak- + -idan infinitive suffix.
overlappingهمپوشان
overlapهمپوشانی
overlapهمپوشانی داشت/دار
configurationهمپیکرش
cohesionهمچسبیانسجام
synonymousهمچممترادف
synonymهمچممترادف
synonymouslyهمچمانهبطور مترادف
as well asهمچنین
soهمچنین
likewiseهمچنین
alsoهمچنین
as wellهمچنین
tooهمچنین
asهمچونبه‌عنوان
fellowهمکار
collaborationهمکاری
synchronizingهمگام‌سازی
synchronizationهمگام‌سازی
publicهمگانی
coefficientهمگرضریب
convergentهمگرا
convergeهمگرا شد/شو
focusهمگرا شد/شو
convergenceهمگرایی
conversationallyهمگویانه
conversationalهمگویانه
conversationهمگوییمکالمه
alwaysهمیشه
evermoreهمیشه
constantlyهمیشهدائما
always-onهمیشه‌روشن
just nowهمین اکنونهمین حالا
as soon asهمینکهبه محض اینکه
coordinateهم‌آرا
coordinationهم‌آراستگی
homophoneهم‌آوا
competingهم‌آوردیرقابت
competeهم‌آوردی کرد/کنمسابقه داد/ده
constellationهم‌اخترانصورت فلکی
equivalentهم‌ارزمعادل
equivalentlyهم‌ارزانه
equivalenceهم‌ارزی
shareهم‌بهر کرد/کنبه اشتراک گذاشت/گذار
shareableهم‌بهری‌پذیرقابل اشتراک گذاری
sharedهم‌بهر‌شدهبه اشتراک گذاشته شده
contemporaryهم‌دوره
constructivelyهم‌ساختانهبطور برساختی
constructiveهم‌ساختی
mathematical constructionsهم‌ساخت‌های انگارشیکبرساخت‌های ریاضیاتی
conflictهم‌ستیزی
correlativeهم‌وابستهمتضایف
correlationهم‌وابستگیتضایف
covarianceهم‌ورتایی
correspondingهم‌پتوازمتناظر
consultهم‌پرسیدن
configuredهم‌پیکرشدهپیکربندی‌شده
participantهنبازشرکت‌کننده
contributionهنبازیمشارکت
partnershipهنبازیمشارکت
contributeهنبازی کرد/کنمشارکت کرد/کن
participateهنبازی کرد/کنمشارکت کرد/کن
normهنجار
normalهنجار
normallyهنجارانهبطور نرمال
normalityهنجاروری
normalizeهنجاریدن
Software engineeringهندازگری نرم‌افزارمهندسی نرم‌افزار
synthetic aprioriهندایشی پیشینیتالیفی پیشینی
geometryهندسه
geometerهندسه‌دان
geometricalهندسی
geometricهندسی
Indianهندی
artهنر
artistهنرمند
artisticهنرمندانه
yetهنوز
stillهنوز
momentهنگاملحظه
occasionهنگام
whenهنگامی‌که
setهنگردHangard, from Mid.Pers. hangart "whole, complete," hangartik "complete," hangartênitan "to collect, assemble," from *hamkard- literally "created, cut together," from han- variant of ham- "together," cognate with L.L. insimul "at the same time," from in- intensive prefix + simul "together, at the same time" (cf. Gk. homos "same," Mod./Mid.Pers. ham- "together, with," O.Pers./Av. ham-, Skt. sam-; also O.Pers./Av. hama- "one and the same," Skt. sama-; originally identical with PIE numeral *sam- "one," from *som-). (→ com-), + gard, variant of kard "created, cut," Mid.Pers. kirrēnītan, kirrēn- "to cut, create," cf. fragard "section, chapter," Av. karət- "to cut," kərəntaiti "cuts, breaks," with fraca- "to create, bring forth," karəta- "knife, dagger" (Mid.Pers. kârt "knife;" Mod.Pers. kârd "knife"), Skt. kart- "to cut, split, break," krti- "sword, knife;" PIE base *(s)kert- "to cut;" Hitt. kartae- "to cut;" Arm. kherthem "to skin;" L. cortex "bark of a tree," corium "skin, leather;" O.H.G. scrinden "to split;" Lith. kertu "to fell, cut down." مجموعه
empty setهنگرد تهیمجموعه‌ی تهی
powersetهنگرد توانیمجموعه‌ توانی
semilattice property setهنگرد ویژگی‌های نیم‌جارهمجموعه ویژگی‌های نیم‌شبکه
set-theoreticهنگرد-نگریکنظریه مجموعه‌ای
arbitrary setsهنگردهای دلخواهمجموعه‌های دلخواه
weatherهوا
airهوا
itهوا
fanهوادار/هوادارن
proponentهوادار/هوادارنطرفدار/طرفداران
atmosphereهواسپهر
planeهواپیما
aeroplaneهواپیما
hijackerهواپیماربا
northهودرHudar, from hu(y), from Mid.Pers. hôy "left, left hand," from Av. haoiia- "left" (cf. Skt. savyá- "left hand;" O.C.S. šuji; Rus. šuj; Welsh aswy; PIE *seujos) + -dar, from -tar direction suffix, as in Mid.Pers. ošastar "east" (Av. ušastara- "easthern"), dôšastar "west" (Av. daôšatara-, daôšastara- "western"), abâxtar "north" (Av. apāxtara- "northern"), Mod.Pers. bâxtar, → west.شمال
northernهودریشمالی
tropicalهورگردیاستوایی
geniusهوشنبوغ
intellectهوشعقل
Artificial intelligenceهوش برساختههوش مصنوعی
intellectualهوشمند
intelligentهوشمند
intelligenceهوشمندی
carefulهوشیاربادقت
carefullyهوشیارانهبادقت
occupyingهَگیدنهگیدنHagidan, from dialectal Pers.: Šahmirzâdi hâgetan, Saraxsi hagiton, Tabari hâytan, haytan, Semnâni hâtan, Gilaki hâgitan, Lâsgardi agiton, degiton "to occupy;" maybe related to Av. haz- "to occupy;" Skt. sah- "to overcome, be victorious, prevail," saha- "victory," sahate "overcomes, masters;" Gk. ekhein "to have, hold;" PIE base *segh- "to have, to hold."اشغال
definiteهکانیدهمعین
thrillingهیجان‌انگیز
woodcutterهیزم‌شکن
anyهیچ
noهیچ
noneهیچکدام
none ofهیچکدام از
nobodyهیچکس
nothingهیچ‌چیز
and more soو بیش از اینها
etc.و دیگرو غیره
and/orو/یا
cancelوا داد/دهلغو شد/شو
dictateوا داشت/دار
inspectوا دید/بین
rejectوا زد/زن
disproveوا زد/زنرد کرد/کن
analyzeوا کاوید/کاوتحلیل کرد/کن
refuteوا کوفت/کوب
convertوا گردید/گشتتبدیل شد/شو
dissolveوا گشود/گشای
figure outوا گشود/گشای
describeوا گفت/گویشرح داد/ده
dependentوابسته
relativeوابستهمربوط
relatingوابسته
dependenceوابسته
context-dependentوابسته به بافتاروابسته به متن
speaker-relativeوابسته به گوینده
belong toوابسته بود/استمتعلق بود/است
relativizeوابسته کرد/کننسبی کرد/کن
relativistوابسته‌گرانسبی‌گرا
relativismوابسته‌گرایینسبی‌گرایی
dependencyوابستگی
disjointوابندیدهمجزا
ratioوابَروابرنسبت
spellوابیدن
inspectorوابین
inspectionوابینش
letterواتحرف
alphabetواتگروهالفبا
disjunctionواجوهشفصل
disjunctiveواجوهشیفصلی
predicateواختهمحمول
protestواخواهیاعتراض
protestواخواهی کرد/کناعتراض کرد/کن
cancellationوادادلغو
makeوادار کرد/کنمجبور کرد/کن
forceوادار کرد/کنمجبور کرد/کن
dictatedواداشتهدیکته شده
inspectingوادیدن
inspectوادیدن
checkوارسی کرد/کن
checkingوارسی‌کردن
vice versaوارونبر عکس
invertibilityوارون پذیری
reversalوارونساز
deliverableواسپردنیتحویل‌دادنی
locatedواقع
borrowوام گرفت/گیرقرض گرفت/گیر
dimensionوامونبعد
dimensionوامونVâmun, from vâ-, → dis-, + mun, variant mân "measure" (as in Pers. terms pirâmun "perimeter," âzmun "test, trial," peymân "measuring, agreement," peymâné "a measure; a cup, bowl"), from O.Pers./Av. mā(y)- "to measure;" PIE base *me- "to measure;" cf. Skt. mati "measures," matra- "measure;" Gk. metron "measure;" L. metrum.بعد
dimensionalوامونی
metaphorوامگیریاستعاره
pretendوانمود کرد/کن
decompositionواهمنهش
latestواپسینآخرین
lastواپسین
latterواپسینآخری
lastواپسین
lastواپسینآخرین
lastواپسینآخرین
last dayواپسین روزآخرین روز
backtrackingواپس‌رویعقبگرد
wordواژهکلمه
word for wordواژه به واژهکلمه به کلمه
dictionaryواژه‌نامه
vocabularyواژگان
lexicalواژگانیلغوی
lexicallyواژگانیواربطور لغوی
overturningواژگون‌کردن
analyticallyواکاوانهبه‌طور تحلیلی
analyzingواکاوشتحلیل
analysableواکاوش‌پذیرقابل تحلیل
analystواکاوندهتحلیلگر
analysisواکاویتحلیل
analyzedواکاویدهتحلیل‌شده
analyticalواکاویکتحلیلی
analyticواکاویکتحلیلی
discriminationواکربشvâkarbešفرق‌گذاشتن
discriminatoryواکربشی
reactionواکنشعکس‌العمل
reactواکنش نشان داد/ده
reactorواکنشگر
reactiveواکنشی
vowelواکهمصوت
refutationواکوبش
refutingواکوبیدن
refutedواکوفته
divergentواگرا
divergenceواگرایی
divergedواگراییده
invertibleواگردپذیر
invertingواگردیدن
revolutionواگشتانقلاب
invertedواگشته
describedواگفتهشرح‌داده
descriptionواگویششرح
webوب
phraseوتپارVatpâr, literally "part of speech," from vat-, "to speak, say;" cf. (Kurd.) wittin "to speak, say," → letter, + pâr "piece, part, portion," → partial.عبارت
phrasalوتپاریعبارتی
variantورتانوع
variantsورتاهاانواع
varianceورتایی
sportورزش
athleteورزشکار
stadiumورزشگاهاستادیوم
practitionerورزمندمتخصص
practiceورزیدن
practicalورزیگعملی
ministerوزیر
steamوشمبخار
staunchوفادار
faithfulوفادار
faithfulnessوفاداری
devoteوقف کرد/کن
affixوند
affixingوندیدن
affixedوندیده
variableوَرتَندهورتندهvartandeمتغیر
otherwiseوگرنهدر غیر اینصورت
vitaminویتامین
memoryویرحافظه
cacheویر نهانحافظه‌ی نهان
destructiveویرانگر
destructionویران‌کردن
virtualویراگین
editionویرایش
presidentویسپِرَدویسپردرئیس جمهور
definitionویمندتعریف
definedویمندیدهتعریف‌شده
imaginationوینارش
imaginativeوینارمند
imageوینهتصویر
specificویژهخاص
particularویژهخاص/ جزئی
specialویژه
proper nameویژه‌ناماسم خاص
specificationویژگیمشخصه
featureویژگیârangمشخصه
traitویژگیخصیصه
magnetismویژگی مغناتیسیخاصیت مغناطیسی
specifiedویژیدهمشخص‌شده
legپا
footپا
fixedپابرجاثابت
fixed-domainپابرجا-دامنهدامنه-ثابت
barefootپابرهنه
footballپاتوپفوتبال
opposeپاد ایستاد/ایستمخالف بود/است
objectپاد ورزید/ورز
contradictپاد گفت/گویدر تضاد بود/است
punishmentپادافرهمجازات
counterintuitiveپاددرون‌یافتخلاف شهود
disputeپادراییاختلاف
interventionپادرمیانیمداخله
contraryپادسانیتضاد
kingپادشاه
counter-modelپادنمونهمدل‌نقض
antithesisپادنهادهآنتی‌تز
contrapositionپادنهشعکس نقیض (موافق)
Contrapositionپادنهش
antisymmetricپادهمامونپادمتقارن
unusualپادورزمخالف
contrastingپادورزانهمتضاد
objectionپادورزیمخالفت
despiteپادکام
poleپادگاهقطب
oppositeپادگونهمخالف
on the contraryپادگونهبر عکس
contradictoryپادگویانهمتناقض
contradictionپادگوییتناقض
dialetheiaپادگویی راستگوتناقض صادق
opposeپادیستش
opposedپادیستهمخالف
opponentپادیستگرمخالف
counterfactualپاد‌باشاخلاف واقع
counter-exampleپاد‌نمونهمثال نقض
paradoxپارادخشپارادکس، پارادوکس
Skolem's Paradoxپارادخش اسکولمپارادوکس اسکولم
Burali-Forti paradoxپارادخش بورالی-فورتی
Russell's paradoxپارادخش راسل
Sorites paradoxپارادخش سورایتسپارادوکس سورایتس
paradoxicalپارادخشیپارادکسی، پارادوکسی
paradoxes of strict implicationپارادخش‌های درتاهش سخت‌گیرپارادوکس‌های استلزام اکید
paradoxes of material implicationپارادخش‌های درتاهش ماتکیپارادوکس‌های استلزام مادی
paraconsistentپاراهانسگار
mereologyپارشناسیجزء‌شناسی
Parmenideanپارمنیدسی
shardپاره
constituentپارهجزء
tornپاره
tearپاره شد/شو
clothپارچه
particleپاریزهذره
Parisپاریس
oldپارینهقدیمی
detailپازهجزئیات
detailedپازه‌ایمشروح
passپاس داد/ده
policeپاسبانپلیس
replyپاسخ
responseپاسخ
answerپاسخ
unansweredپاسخ داده نشده
answerپاسخ داد/ده
respondپاسخ داد/ده
in chargeپاسخگومسئول
in charge ofپاسخگومسئول
responsibleپاسخگو
accountableپاسخگو
responsibilityپاسخگوییمسئولیت
responderپاسخ‌دهنده
emphasisپافشاری
stressپافشاری شد/شوتاکید شد/شو
footnoteپانوشت
constraintپاوندمحدودیت
cleanپاک کرد/کنتمیز کرد/کن
genuineپاکنژاداصیل
cleanپاکیزهتمیز
hinderپاگیر شد/شو
constantپایاثابت
endپایان
finishپایان داد/ده
endپایان داد/ده
concludeپایان داد/ده
terminateپایان یافت/یاب
terminationپایانش
finalپایانی
finiteپایان‌دارمتناهی
finitelyپایان‌دارانه
weekendپایان‌هفتهآخر‌هفته
finishedپایان‌یافته
commitپایبند شد/شومتعهد شد/شو
commitmentپایبندیتعهد
capitalپایتخت
Pythonپایتون
tenableپایدار
persistentپایدار
stableپایدار
permanentپایدار
lastپایدار ماند/مان
hold onپایداری کرد/کنصبر کرد/کن
overseeingپایشنظارت
validپایمندمعتبر
validityپایمندیاعتبار
endurantپایندهکامل در هر بازه‌ی زمانی
survivalپایندگی
baseپایه
gradeپایهسطح
basisپایه
base-10پایه ۱۰
layپایه گذارد/گذار
basicپایه‌ای
establishپایه‌ریزی کرد/کنتأسیس کرد/کن
establishingپایه‌گذاریتاسیس
hierarchyپایگان
hierarchicalپایگانیسلسله مراتبی
databaseپایگاه‌داده
Databasesپایگاه‌های داده
fallپاییز
autumnپاییز
downپایین
bottomپایین
degenerateپایین آمد/آیتنزل یافت/یاب
lowerپایین‌تر
loyalپای‌بندوفادار
gradualپای‌پایهتدریجی
potentialپتانسیل
sledgehammerپتک
distributeپخش شد/شوتوزیع کرد/کن
releaseپخش شد/شومنتشر شد/شو
publisherپخشگرناشر
publisher-subscriberپخشگر-خواهان
distributedپخش‌شدهتوزیع‌شده
perdurantپخش‌شده در زمان
distributiveپخش‌پذیری
publicationپخش‌کردنانتشار
distributionپخش‌کردنتوزیع
defenseپدافنددفاع
defensiveپدافندگری
fatherپدر
grandfatherپدربزرگ
grandparentپدربزرگ و مادربزرگ
grandparentsپدربزرگ و مادربزرگ
emergentپدیدار
apparentپدیدارظاهری
appearپدیدار شد/شو
emergeپدیدار شد/شو
apparentlyپدیدارانهظاهرا
Phenomenologyپدیدارشناسی
phenomenonپدیده
phenomena ofپدیده‌ی
demonstrationپدیشیدنPadišidan, from Sogd. padēš "to show," ultimately from Proto-Ir. *apa-dais-, from *dais- "to show," cf. Av. daēs- "to show," related to andiš, → think.نشان‌دادن
admissionپذیرش
acceptabilityپذیرشمندیمقبولیت
adoptionپذیرفتن
acceptableپذیرفتنیقابل قبول
admissibleپذیرفتنیقابل قبول
fullپر
fillپر شد/شو
parameterپراسنجهپارامتر
parallelپراسوموازی
paralleledپراسوشدهموازی‌شده
parallelismپراسوگرویموازی‌باوری
scatterپراکنده شد/شو
pitchپرتاب
pitchپرتاب شد/شو
throwپرتاب کرد/کن
orangeپرتقال
lightپرتو
rayپرتو
cliffپرتگاه
massiveپرجرم
massivelyپرجرمانه
glutپرخوری
paymentپرداخت
payerپرداخت‌کننده
processingپردازش
processپردازش
discoverپرده برداشت/بردارکشف کرد/کن
discoveryپرده‌برداشتنکشف
discoveringپرده‌برداشتناکتشاف
stageپرده‌گاهصحنه
boldپررنگ
fuzzyپرزوارفازی
nurseپرستار
questionپرسش
problemپرسمانمسئله
gettier problemپرسمان گتیهمسئله‌ی گتیه
problematicalپرسمانیمشکل‌ساز
problematicپرسمانیمشکل‌ساز
preciseپرسوندقیق
preciselyپرسونانهدقیقا
precisenessپرسونیدقت
inquiryپرس‌و‌جواستعلام
queryپرس‌و‌جو
jumpپرش
dramaticپرشور
passionateپرشور
best sellerپرفروش
conceptپرمانهمفهوم
conceptualپرمانه‌ایمفهومی
enrichپرمایه ساخت/سازغنی ساخت/ساز
birdپرنده/پرندگان
studyپرهانهمطالعه
posetپرهنگردمجموعه‌ی مرتب جزئی
circleپرهوندایره
circularپرهونیحلقوی
avoidanceپرهیز
avoidپرهیز کرد/کن
cautionپروااحتیاط
flightپرواز
take offپرواز کرد
flightپرواز کرد/کن
flyپرواز کرد/کن
butterflyپروانه
permissionپروانه
allowingپروانه دادن
permittedپروانه داده شدهاجازه داده شده
پروانه دهیداجازه دهید
letپروانه داد/دهاجازه داد/ده
permitپروانه داد/دهاجازه داد/ده
consentپروانه داد/دهرضایت داد/ده
allowپروانه داد/دهاجازه داد/ده
cautiousپرواگرمحتاط
convincedپروخیدهمعتقد
coachپرورشگرمربی
flagپرچم
crisisپرژنهبحران
usefulپرکاربرد
environmentپرگیرمحیط
environmentalپرگیریمحیطی
priorityپرینیاولویت
doctorپزشک
medicalپزشکی
thusپس
laterپس
afterپس از
p.m.پس از نیمروزبعد از ظهر
postponeپس افکند/افکنعقب انداخت/انداز
dismissپس زد/زنرد کرد/کن
boyپسر
sonپسر
suffixپسوند
suffixingپسوندیدن
nextپسینبعدی
subsequentپسین
posterioriپسینی
backgroundپس‌زمینه
repulsionپس‌زنی
afternoonپس‌نیمروزبعد از ظهر
behindپشت
backپشت
pushdownپشته‌ای
creditپشتوانه
supportپشتیبانی
supportپشتیبانی کرد/کن
back-endپشت‌سو
endorsementپشت‌نویسی
woolپشم
woolenپشمی
bridgeپل
Platonicپلاتونیافلاطونی
plasmaپلاسما
fiveپنج
fiftyپنجاه
windowپنجره
fifthپنجم
dreamپندار
notionپندارهتصور/مفهوم
dreamپنداره ساخت/ساز
notion of existenceپنداره‌ی هستومندیمفهوم وجود
conceptionپنداشتتصور
Aristotle's Notion of Existenceپنداشت ارستو از هستیوجود نزد ارسطو
Frege's Notion of Existenceپنداشت فرگه از هستیوجود نزد فرگه
Meinong's Notion of Existenceپنداشت ماینونگ از هستیوجود نزد ماینونگ
conceiveپنداشتنتصور کردن
conceivableپنداشت‌پذیرقابل تصور
hiddenپنهان
concealپنهان کرد/کن
hideپنهان کرد/کن
secretlyپنهانیمخفیانه
cheeseپنیر
menuپهرستمنو
listedپهرست شدهلیست شده
monitorپهره‌گرصفحه‌ی نمایش
monitoringپهره‌گریمونیتورینگ
collocateپهلوی‌هم گذاشت/گذار
breadthپهناعرض
vastپهناوروسیع
extentپهناوریوسعت
moduleپودمان
apologyپوزشعذرخواهی
apologizeپوزش خواست/خواهعذرخواهی کرد/کن
snoutپوزه
skinپوست
flakyپوسته‌پوسته
decayپوسیدگی
coveringپوشاندن
coveredپوشانده
coverageپوشش
coverپوشش
folderپوشه
volumeپوشینهجلد
coverپوشینهجلد
currencyپول
moneyپول
steelپولادفولاد
poundپوند
voidپوچ
nullپوچنال
dynamicپویا
explorerپویشگر
dynamicsپویه‌شناسی
opinionatedپَژانیدهپژانیدهخودرأی
neuroscienceپَی‌شناسیپی‌شناسیعلوم اعصاب
filledپُرشدهپرشده
varietyپُرگونیپرگونیتنوع
populationپُرینشپرینشجمعیت
populousپُرینهپرینهپرجمعیت
opinionپژانpažânنظر
investigationپژوهش
researchپژوهش
investigatedپژوهش شده
researcherپژوهشگر
investigatorپژوهشگر
inferپی برد/برنتیجه‌گیری کرد/کن
go onپی گرفت/گیر
continueپی گرفت/گیرادامه داد/ده
proceedپی یافت/یابادامه یافت/یاب
overhaulپیاده,کرد,کن
walkپیاده‌روی
implementationپیاده‌سازی
implementingپیاده‌سازی
implementپیاده‌سازی شد/شو
onionپیاز
messageپیام
consequenceپیامد
ramificationپیامد
logical consequenceپیامد گویاییپیامد منطقی
consequentlyپیامدانهنتیجتا
broadcastپیام‌گستری
continualپیاپی
frequentlyپیاپیکرارا
consequentپیایتالی
successorپیایتالی
Pythagoreanismپیتاگوریانفیثاغوریان
work sth outپیدا کرد/کن
find outپیدا کرد/کن
emergenceپیدایش
oldپیر
old manپیر مرد
surroundingپیرامون
circumstanceپیرامونمحیط
perimeterپیرامونمحیط
shirtپیراهن
designerپیرنگ‌گرطراح
followerپیرو
victoryپیروزی
followپیروی کرد/کن
followedپیروی‌شده
agoپیش
alreadyپیش از این
Before Common Eraپیش از روزگار همدارپیش از دوران مشترک
b.c.پیش از زایشقبل از میلاد
facingپیش روی
previewپیش نمایش
advanceپیش برد/بر
presentپیشاستحاضر
presenceپیشاستیحضور
immanenceپیشاستی در همه‌جاحضور در همه‌جا
thanks in advanceپیشاپیش سپاس
antecedentپیشایمقدم
precedenceپیشاییتقدم
leadingپیشتاز
previouslyپیشترقبلا
earlierپیشتر
counterپیشخوان
advanceپیشرفت
advancedپیشرفته
progressivelyپیشروندانه
progressiveپیشروندهاستمراری
progressionپیشروندگی
progressپیشروی
proposalپیشنهاد
recommendationپیشنهاد
suggestionپیشنهاد
offeringپیشنهاد دادن
proposedپیشنهاد شده
suggestپیشنهاد داد/ده
recommendپیشنهاد داد/ده
proposeپیشنهاد کرد/کن
offerپیشنهاد کرد/کن
recommenderپیشنهاددهندهتوصیه‌کننده
draftپیشنویس
professionپیشهحرفه
jobپیشهشغل
careerپیشهحرفه
prepositionپیشهلحرف اضافه
professionalپیشه‌ایحرفه‌ای
jargonپیشه‌واژهاصطلاح
prefixپیشوند
prefixپیشوند
prefixingپیشوندیدن
Prefixingپیشوندیدن
Prefixingپیشوندیدن
prefixedپیشوندیده
giftپیشکش
presentپیشکشهدیه
dedicateپیشکش شد/شوتقدیم شد/شو
giftپیشکش شد/شو
giftedپیشکش‌شده
dedicatedپیشکش‌شده
planپیشگار
pioneerپیشگام
precursorپیشگام
pioneeringپیشگام
premiseپیشگذاردهمقدمه
prefaceپیشگفتار
predictionپیشگویی
prioritizeپیشی داد/دهاولویت داد/ده
predecessorپیشین
precedingپیشین
previousپیشین
formerپیشین
a prioriپیشینی
predecessorsپیشینیان
predeterminedپیش‌آترمیدهاز پیش تعیین‌شده
beforeپیش‌از
presuppositionپیش‌انگاری
defaultپیش‌انگاشتهپیش‌فرض
predictingپیش‌بینی
forecastپیش‌بینی
dashboardپیش‌خوانداشبورد
prejudicedپیش‌داوری‌شده
provisionپیش‌دیدنتدارک
front-endپیش‌سو
prototypeپیش‌نمونه
prototypicalپیش‌نمونه‌ای
prerequisiteپیش‌نیاز
predefinedپیش‌ویمندیدهاز پیش تعریف‌شده
prolegomenonپیش‌گفتار
foregoingپیش‌گفته
elephantپیلفیل
conventionپیمانقرارداد
conventionalپیمانیقراردادی
infidelityپیمان‌شکنیخیانت
conventionalistپیمان‌گراقرارداد گرا
traversalپیمایشی
irreparableپینه‌ناپذیرجبران‌ناپذیر
repairmanپینه‌گرتعمیرکار
appendixپیوستضمیمه
attach toپیوست شد/شو
attachپیوست شد/شو
continuumپیوستار
continuouslyپیوستانه
joinپیوستن
continuousپیوسته
continuityپیوستگی
attachedپیوست‌شدهمتصل‌شده
attachingپیوست‌کردنمتصل‌کردن
linkپیوند
contactپیوندتماس
relationپیوندرابطه
relationshipپیوندرابطه
consequence relationپیوند پیامدرابطه پیامد
linkپیوند داد/ده
relateپیوند داشت/دارمربوط بود/است
contactپیوند یافت/یابتماس گرفت/گیر
linkedپیوندداده
relatedپیونددارمربوط
junctureپیوندگاه
relationalپیوندیرابطه‌ای
bound upپیوند‌دار
boltپیچ
screwپیچ
mazeپیچ و خم
intricateپیچیده
sophisticatedپیچیده
complexپیچیده
complicateپیچیده کرد/کن
more complexپیچیده‌تر
complexityپیچیدگی
complicationپیچیدگی
distortedپیچ‌خورده
fightپیکار کرد/کنمبارزه کرد/کن
arrowپیکان
figureپیکر گرفت/گیرشکل گرفت/گیر
figureپیکرهشکل
postcardپیک‌برگکارت پستال
pursuedپیگرد شدهتعقیب شده
chaseپیگرد کرد/کنتعقیب کرد/کن
pursuitپیگرد,کرد,کنتعقیب,کرد,کن
follow-upپیگیری
nervousپییعصبی
respectivelyپی‌آیانهبه‌ترتیب
inferenceپی‌بردنتیجه‌گیری
continuantپی‌دارادامه‌دار
continuingپی‌دارادامه‌دار
continuedپی‌دارادامه‌دار
continuallyپی‌داشتانه
continuationپی‌داشتن
successiveپی‌در‌پی
beatپی‌در‌پی زد/زن
BCEپ‌رهپیش از میلاد
agileچابک
problem solvingچاره‌یابیحل مسئله
schemataچارچوب
frameworkچارچوب
squareچارگوشمربع
challengeچالش
challengingچالشی
poetچامه‌سراشاعر
printچاپ
publishچاپخش شد/شومنتشر شد/شو
publishedچاپخش‌شدهمنتشرشده
unpublishedچاپخش‌نشدهمنتشرنشده
publishingچاپخش‌کردنمنتشرکردن
flatteryچاپلوسی
knifeچاکوچاقو
teaچای
umbrellaچتر
whyچرا
argumentچراآوریاستدلال
lightچراغ
pastureچراگاه
reasonچراییدلیل
argueچرایی آورد/آوراستدلال کرد/کن
reasonsچرایی‌هادلایل
wheelچرخ
turning pointچرخشگاهنقطه عطف
cycleچرخه
vicious circleچرخه‌ی بیهودهدور باطل
stickyچسبنده
eyeچشم
expectچشم داشت/دارانتظار داشت/دار
expectationچشمداشتتوقع
strikingچشمگیر
eminentlyچشمگیرانه
strikinglyچشمگیرانه
most interestingچشمگیرترینجالب‌ترین
glassesچشمیارعینک
landscapeچشم‌انداز
perspectiveچشم‌انداز
sightچشم‌انداز
eye-catchingچشم‌ربا
tasterچشنده/چشندگان
tastingچشیدن
fit inچفت شد/شو
meaningچمارمعنا
semanticsچماریکمعناشناسی
semanticچماریکمعناشناسی
possible worlds semanticsچماریک جهان‌های شدنیمعناشناسی جهان‌های ممکن
semanticallyچماریکانهبطور معنایی
semanticalچماریکی
possible-world semanticsچماریک‌های جهان شدنیمعناشناسی‌های جهان ممکن
relational semanticsچماریک‌های پیوندیمعناشناسی‌های رابطه‌ای
lawnچمن
grassچمن
spoonچمچهقاشق
meaningfulچم‌داربا معنا
ringچنبرهحلقه
Ringچنبرهحلقه
someچند
manyچند
many-valuedچند ارزشی
how many timesچند بار
how manyچند تا
poly-modalچند شونی
multi-nodeچند-گره
idempotentچندبار شوندهتکرار شونده
iterativelyچندباره
iterativeچندبارهتکرار شونده
polygonچندبر
n-tupleچندتایی
polynomialچندجمله‌ای
ambiguousچندپهلومبهم
ambiguityچندپهلوییابهام
ambiguousnessچندپهلوییابهام
multi-choiceچندگزینه‌ای
quantityچندیکمیت
multicellularچندیاخته‌ایچندسلولی
quantitativeچندیمند
severalچندین
multipleچندین
unquantifiedچندی‌نگذاردهنامسور
quantifiedچندی‌گذاردهتسویری
quantifyingچندی‌گذاری
quantifyچندی‌گذاری
quantificationچندی‌گذاری
quantifierچندی‌گرسور
forkچنگال
such aچنین
suchچنین
whatچه
what areچه اند
howچه اندازهچقدر
whenچه زمانی
whoچه کسی
fourچهار
quadrupleچهارتایی
fourthچهارمین
faceچهره
countenanceچهره
portraitچهره‌نگارهپرتره
fortyچهل
whomچه‌کسی
stickچوب
qualityچونیکیفیت
qualiaچونی
qualifyچونی نمود/نمای
qualifiedچونیمند
qualifierچونی‌نما
qualifyingچونی‌نمایی
qualificationچونی‌نمایی
leftچپ
leftmostچپ‌ترین
Czechچک
poemچکامهشعر
hammerچکش
summaryچکیدهخلاصه
abstractچکیده
negotiationچک‌و‌چانه زدنمذاکره
denseچگال
densityچگالی
condensedچگالیده
howچگونه
howچگونه
how do you doچگونه‌ایدچطورید
layoutچیدمان
dominantچیره
conquerچیره شد/شو
dominateچیره شد/شو
skilledچیره‌دستماهر
skillfullyچیره‌دستانهماهرانه
skillچیره‌دستیمهارت
conqueredچیره‌شده
predominantlyچیره‌گرانهعمدتا
dominanceچیرگیتسلط
thingچیز
Ceteris paribusچیزهای دیگر هموگ باشند
somethingچیزی
what isچیست
puzzleچیستانمعما
riddleچیستانمعما
natureچیستیماهیت
Chinaچین
disposalچینش
sexژانهجنسیت
sexualژانه‌ایجنسی
deepژرف
profoundژرف
fathomژرف در یافت/یاب
ponderingژرف‌اندیشی
deeperژرف‌تر
Germanژرمنیآلمانی
geneژن
geneticژنتیک
randomlyکاتورانهبطور تصادفی
randomکاتورهتصادفی
randomnessکاتورگی
pineکاج
pineappleکاجدیسآناناس
castleکاخ
taskکاروظیفه
workکار
labourکار
enterpriseکار بزرگاقدام مهم
artworkکار هنری
affairکار و بارامر
workکار کرد/کن
effectiveکارآمداثربخش
efficientکارآمد
effectivelyکارآمدانهبطور موثر
efficientlyکارآمدانهبطور موثر
effectivenessکارآمدیاثربخشی
detectiveکارآگاه
policyکاراهسیاست
efficiencyکارایی
performanceکارایی
high-performanceکارایی بالا
userکاربر
userکاربر
applicationکاربرد
useکاربرد
usageکاربرد
misuseکاربرد نادرست
applicableکاربردپذیر
appliedکاربردی
exerciseکاربست
applicabilityکاربست‌پذیریقابلیت اجرا
factoryکارخانه
surgeonکاردپزشکجراح
campaignکارزارکمپین
expertکارشناسخبره
employerکارفرما
energyکارمایهانرژی
employeeکارمند
officerکارمند
catalogکارنماکاتالوگ
caravanکاروان
verbکارواژهفعل
homeworkکارِ خانهکار خانهتکلیف
teamworkکارِگروهیکارگروهی
infinitiveکارپایهمصدر
objectکارپذیرمفعول
functionکارکردعملکرد
functionalityکارکردعملکرد
functionalismکارکردگرایی
operationalکارکردیعملکردی
functionalکارکردیعملکردی
staffکارکنان
functorکارکننده
workmanکارگر
workerکارگر/کارگران
subjectکارگزارفاعل
shortcomingکاستی
paperکاغذ
wallpaperکاغذ دیواری
templateکالبقالب
schemeکالبقالب
anatomyکالبدشناسی
anatomicalکالبدشناسیک
concreteکالبدینانضمامی
intentionکامشقصد
intentionalityکامندگیحیث التفاتی، قصدمندی
successfulکامیابموفق
succeedکامیاب شد/شوموفق شد/شو
successfullyکامیابانهبا موفقیت
successکامیابیموفقیت
intendedکامیدهمورد نظر
truckکامیون
mineکانمعدن
mitigateکاهش یافت/یاب
reducingکاهش‌دادن
doveکبوتر
bruiseکبود شد/شو
coatکت
textbookکتاب درسی
whereکجا
codeکد
whichکدام
which onesکدام‌ها
Mrکدبانآقای
codingکدکردن
coderکدکننده
economistکدیور/کدیوراناقتصاددان/اقتصاددانان
economicalکدیورانهاقتصادی
economyکدیوریاقتصاد
economicکدیوریاقتصادی
falsityکذب
boundکران
horizonکرانافق
boundedکراندار
range overکرانمند شد/شومحدود شد/شو
boundaryکرانه
adverbکرانواژهقید
rentکرایه کرد/کن
pragmatistکردارگراعمل‌گرا
pragmaticکردارگراعمل‌گرا
butterکره
factorکروندفاکتور
crocodileکروکودیل
industryکروگیصنعت
industrialکروگیکصنعتی
functionکریاKaryâ, from Av. kairya- "function;" cf. Mod.Pers. Laki karyâ "done," Awromâni kiriyây, kiria "to be done," from kar- "to do" (Mod.Pers. kar-, kardan "to do, to make;" Mid.Pers. kardan; O.Pers./Av. kar- "to do, make, build;" Av. kərənaoiti "he makes;" cf. Skt. kr- "to do, to make," krnoti "he makes, he does," karoti "he makes, he does," karma "act, deed;" PIE base kwer- "to do, to make") + -ya suffix of verbal adjectives and nouns (e.g. išya- "desirable," jivya- "living, fresh," haiθya- "true," maidya- "middle," dadya- "grain"); cf. Skt. kāryá- "work, duty, performance."تابع
Kripkeکریپکی
cricketکریکت
personکسشخص
fractionکسر
oneکسی
whoکسی
somebodyکسی
someoneکسی
farmerکشاورز
agricultureکشاورزی
agriculturalکشاورزی
cultivateکشت شد/شو
shipکشتی
elasticکشسان
countryکشور
governmentکشورداریاداره
floorکف
shoeکفش
ravenکلاغ
skeinکلاف
metropolisکلان‌شهر
hatکلاه
cookieکلوچه
keyکلید
churchکلیسا
kidneyکلیه
renateکلیه‌دار
littleکم
lowکم
fewکم
more or lessکم و بیش
fall offکم شد/شو
subtractکم کرد/کنتفریق کرد/کن
ratherکمابیشنسبتا
parentheseکمانکپرانتز
lessکمتر
fewerکمتر
slightlyکمی
rareکمیاب
committeeکمیسیون
minimumکمینه
at leastکمینهحداقل
minimalکمینه‌ایحداقلی
minimalistکمینه‌گراحداقل‌گرا
weakکم‌زورضعیف
weakerکم‌زورترضعیف‌تر
weakestکم‌زورترینضعیف‌ترین
weaknessکم‌زوریضعف
weakeningکم‌زور‌سازیتضعیف
reconditeکم‌شناخته
shallowکم‌ژرفاnažalکم‌عمق
subtractionکم‌کردنتفریق
get overکنار آمد/آی
get alongکنار آمد/بیا
pull outکنار کشید/کش
dispense withکنار گذاشت/گذار
bypassکنار گذشت/گذر
annotationکنارنویسیحاشیه‌نویسی
bypassکنارگذر
curiousکنجکاو
Curiosityکنجکاوی
actionکنشعمل
actکنش کرد/کنعمل کرد/کن
actualکنشمندفعلی
actuallyکنشمندانهدر واقع
actualismکنشمندگرویبالفعل‌گرایی
actualityکنشمندیواقعیت
activeکنشگرفعال
agentکنشگرعامل
activateکنشگر کرد/کنفعال کرد/کن
activityکنشگریفعالیت
presentکنونحال
currentlyکنونانهدر حال حاضر
currentکنونیجاری
whichکه
whoکه
thatکه
thatکه
wherebyکه با آن
whereinکه در آن
mythکهن‌الگواسطوره
mythologicalکهن‌الگویانهاساطیری
oldestکهن‌ترینقدیمی‌ترین
galaxyکهکشان
minorکهینkehin
quantumکوانتوم
strokeکوبهضربه
shortکوتاه
short-termکوتاه دورهکوتاه مدت
shorterکوتاهتر
succinctکوتاه‌شدهمختصر
briefکوتاه‌شدهمختصر
brieflyکوتاه‌شده‌واربطور خلاصه
succinctlyکوتاه‌شده‌واربطور مختصر
fertilizerکود
childکودک/کودکان
furnaceکوره
industriousکوشا
tryingکوششسعی
attemptکوشش
effortکوششتلاش
attemptingکوشیدن
mountainکوه
littleکوچک
smallکوچک
smallerکوچکتر
smallestکوچکترین
leastکوچکترین
least upper boundکوچکترین کران بالا
contractionکوچک‌شدنانقباض
shrinkingکوچک‌شونده
migrationکوچیدنمهاجرت
cookieکوکی
minusکَمَنکمنمنها
logکُندهکنده
tidalکِشندیکشندی
juniorکِهترکهتر
tiltکژ شد/شوکج شد/شو
deviationکژرفتانحراف
awryکژروانهمنحرف
awryکژروندهمنحرف
illusionکژپندارهخیال باطل
identityکیستیهویت
religiousکیشیمذهبی
bagکیف
walletکیف پول
chemistryکیمیاشیمی
chemicalکیمیاییشیمیایی
spiteکینه
hatredکینهنفرت
cosmosکیهان
cosmicکیهانی
cosmologicalکیهان‌شناختی
cakeکیک
garageگاراژ
gasگاز
stepگام
phaseگامفاز
recursion stepگام بازگشت
stepگام برداشت/بردار
stageگامهصحنه
step-by-stepگام‌به‌گام
dateگاهدادتاریخ
calendarگاهشمارتقویم
sometimeگاهی
sometimesگاهی
occasionallyگاهی
periodicallyگاه‌به‌گاه
bullگاو نر
lavaگدازه
transitionگذارانتقال
passageگذر
pathگذرمسیر
passingگذر کردنعبور کردن
crossگذر کرد/کنعبور کرد/کن
go throughگذر کرد/کن
transitiveگذرامتعدی
temporaryگذراموقت
provisionalگذراموقت
interimگذراموقت
passwordگذرواژهرمز عبور
routingگذریابیمسیریابی
lastگذشتهقبل
pastگذشته
asideگذشته از
respectگرامیداشتاحترام
gravityگرانیثقل
tendencyگرایش
trendگرایش
attitudeگرایش
tendingگرایشتمایل
inclineگرایش داشت/دار
catگربه
sketchگرته
sketchگرته زد/زنطراحی کرد/کن
roundگرد
collectگرد آورد/آورجمع‌آوری کرد/کن
compilerگردآورکامپایلر
whirlpoolگرداب
loopگردالحلقه
aroundگرداگرد
collectionگردایهمجموعه
workflowگردش کار
touristگردشگر
tourismگردشگری
neckگردن
diskگردهدیسک
compileگردهم آورد/آورکامپایل کرد/کن
walnutگردو
hungryگرسنه
warmگرم
heatگرم کرد/کن
bathگرمابهحمام
heatingگرمایش
thermalگرمایی
tieگره
nodeگره
tie upگره خورد/خور
tieگره خورد/خور
faithگروشایمان
groupگروه
Groupگروه
Abelian Groupگروه آبلی
swarmگروه انبوه
crowdگروه بزرگی از مردم
societyگروهگانجامعه
sociallyگروهگانیاجتماعی
socioeconomicگروهگانی-کدیوریاجتماعی-اقتصادی
swarmگروهی پرواز کرد/کن
groupoidگروه‌واره
groupingگروه‌کردن
hostageگروگان
thoughگرچه
wolfگرگ
cryگریه
accountگزارش
reportگزارش
reportگزارش داد/ده
hermeneuticsگزارندگیهرمنوتیک
statementگزارهestâtmânعبارت
propositionگزاره
stateگزاره شد/شوبیان کرد/کن
propositionalگزاره‌ای
propositional functionگزاره‌نما
general propositionsگزاره‌های هروینگزاره‌های کلی
adjectiveگزارواژهصفت
harmfulگزندرسان
electionگزینشانتخاب
undecidableگزینش‌ناپذیرتصمیم‌ناپذیر
undecidabilityگزینش‌ناپذیریتصمیم‌ناپذیری
decidableگزینش‌پذیرتصمیم‌پذیر
decidabilityگزینش‌پذیریتصمیم‌پذیری
selectorگزیننده
optionگزینهانتخاب
choiceگزینه
selectionگزینه
eligibleگزین‌پذیرواجد شرایط
consumeگسارشمصرف
consumerگسارندهمصرف‌کننده
spreadگسترده
extensiveگسترده
widelyگسترده
spreadingگسترده
extensivityگستردگی
vastnessگستردگی
extendگسترش داد/ده
expandگسترش داد/ده
extendedگسترش‌یافته
areaگسترهناحیه
regionگسترهناحیه
missionگسیلشماموریت
emissionگسیلش
emiterگسیلنده
emittingگسیلیدن
emittedگسیلیده
wideگشادهعریض
openingگشایشافتتاح
circuitگشتراهمدار
travelگشت‌و‌گذارمسافرت
discourseگفتار
speechگفتار
quoteگفتاوردنقل‌قول
discussionگفتمانبحث
debateگفتمانبحث
discussگفتمان کرد/کنبحث کرد/کن
debateگفتمان کرد/کنبحث کرد/کن
controversialگفتمان‌انگیزبحث برانگیز
discussedگفتمان‌شدهبحث‌شده
syntacticallyگفت‌شناسانهبطور نحوی
syntaxگفت‌شناسینحو
syntacticalگفت‌شناسیکنحوی
syntacticگفت‌شناسیکنحوی
dialogueگفت‌و‌گو
talkگفت‌و‌گو کرد/کنحرف زد/زن
flowerگل
petalگلبرگ
vaseگلدان
golfگلف
complainگله کرد/کنشکایت کرد/کن
throatگلوحلق
loseگم شد/شو
loseگم شد/شو
assignmentگمارشتکلیف
assigningگماشتن
assignationگماشتن
assignedگماشته
likelihoodگماناحتمال
doubtگمانشک
likelyگمان می‌روداحتمالا
presumablyگمان می‌روداحتمالا
plausiblyگمان می‌روداحتمالا
guessگمانه زد/زنحدس زد/زن
doubtfulگمان‌انگیزمشکوک
skepticalگمان‌گرایانهشک‌گرایانه
skepticismگمان‌گرویشک‌گرایی
Skepticism (Scepticism)گمان‌گرویشک‌گرایی
misleadingگمراه کننده
misleadگمراه کرد/کن
misleadingnessگمراه‌کنندگی
lostگمشده
manageگنارش
manageableگنارش‌پذیر
managementگنارمانمدیریت
managerگنارگرمدیر
managedگناریده
guiltگناه
guiltyگناهکارمجرم
treasureگنج
containerگنجانهظرف
capacityگنجایشظرفیت
volumeگنجایش
dumbگنگ
disambiguateگنگی زدود/زداابهام‌زدایی شد/شو
cradleگهواره
rarelyگهگاهبه‌ندرت
occasionalگهگاهی
evidenceگواهشاهد
documentationگواهمندسازی
documentگواهمندیمستند
licenseگواهینامه
ironicallyگواژانهبطور طعنه‌آمیز
ironyگواژه
ironicگواژیک
tomatoگوجه‌فرنگی
tomatoeگوجه‌فرنگی
tombگورقبر
sheepگوسپندگوسفند
listenگوش داد/ده
meatگوشت
beefگوشت گاو
cornerگوشه
variousگوناگون
diversityگوناگونی
typeگونهنوع
kindگونهنوع
speciesگونه
genreگونه
typicalگونه‌وارنوعی
typicallyگونه‌وارانهدر بیشتر موارد
wedgeگوه
essenceگوهرجوهر، ذات
quintessenceگوهر پنجمعنصر پنجم
essentiallyگوهرانهبطور ذاتی
essentialگوهریاساسی
sphereگوی
rationalگویا
logicگویاییمنطق
logicگویایی
Logic Bگویایی Bمنطق B
Logic Eگویایی Eمنطق E
Logic Rگویایی Rمنطق R
Positive Free Logicگویایی آزاد افزودهمنطق آزاد مثبت
Neutral Free Logicگویایی آزاد نتارمنطق آزاد خنثی
Negative Free Logicگویایی آزاد کاستهمنطق آزاد منفی
Classical logicگویایی آموزگاهیمنطق کلاسیک
Provability logicگویایی آوین‌پذیریمنطق اثبات پذیری
mathematical logicگویایی انگارشیمنطق ریاضی
Relevance logicگویایی بستگیمنطق ربط
Relevant logicگویایی بستگیمنطق ربط
Many-valued logicگویایی بسیار ارزشیمنطق چند ارزشی , منطق بسیار ارزشی
Infinite-valued logicگویایی بی‌پایان ارزشیمنطق بی‌نهایت ارزشی
Linear Logicگویایی ختیمنطق خطی
Intuitionistic logicگویایی درون‌یافت‌گرویمنطق شهودی , منطق شهودگرایی
First-order logicگویایی رایه‌ی یکممنطق مرتبه‌ی اول
Categorical Logicگویایی رسته‌ایمنطق حملی
Modal Logicگویایی شونیمنطق موجهات
normal modal logicگویایی شونی هنجارمنطق موجهات نرمال
Quantified modal logicگویایی شونی چندی‌گذاردهمنطق موجهات محمولی
Propositional modal logicگویایی شونی گزاره‌ایمنطق موجهات گزاره‌ای
Predicate Logicگویایی واخته‌هامنطق محمول‌ها
Fuzzy Logicگویایی پرزوار
Multiple-valued logicگویایی چند ارزشیمنطق چند ارزشی
Kreisel–Putnam logicگویایی کرایزل-پاتنممنطق کرایزل-پاتنم
Propositional Logicگویایی گزاره‌ایمنطق گزاره‌ای
Classical Propositional Logicگویایی گزاره‌ای آموزگاهیمنطق گزاره‌ای کلاسیک
logicalگویاییکمنطقی
logicianگویایی‌دانمنطقدان
Free Logicsگویایی‌های آزادمنطق آزاد
Relevance logicsگویایی‌های بستگیمنطق‌های ربط
Relevant logicsگویایی‌های بستگیمنطق‌های ربط
Substructural Logicsگویایی‌های زیرساختاری
Sub-classical logicsگویایی‌های فروآموزگاهیمنطق‌های فروکلاسیک
Non-classical logicsگویایی‌های ناآموزگاهیمنطق‌های ناکلاسیک
Extended logicsگویایی‌های گسترش‌یافتهمنطق‌های گسترش‌یافته، گویایی‌های فراکلاسیک
affixing relevant logicsگویایی‌هایِ بستگیِ وندیگویایی‌های بستگی وندیمنطق‌های ربطِ وندی
logicismگویایی‌گراییمنطق‌گرایی
logicismگویایی‌گرویمنطق‌گرایی
speakerگوینده
logicallyگوییکانهبطور منطقی
Vienna Circleگِردنشینی وینگردنشینی وینحلقه وین
secularگیانی
plantگیاه
universeگیتی
physicsگیتیکفیزیک
physicallyگیتیکانهبطور فیزیکی
physicistگیتیکدانفیزیکدان
physicalگیتیکی
confusedگیج
confuseگیج کرد/کن
confuseگیج کرد/کن
entangledگیر افتاده
entangleگیر افتاد/افت
interestingگیراجالب
fascinatingگیرا
attractiveگیراجذاب
attractionگیراییجذابیت
receiverگیرنده
learnیاد گرفت/گیر
mnemonicیادآور
reminiscentیادآور
remainderیادآور
hangoverیادگار
learnerیادگیرنده/یادگیرندگان
learningیادگیری
machine learningیادگیری ماشین
teamیارگانتیم
helpیاری شد/شوکمک شد/شو
auxiliaryیاریگرکمکی
helpfulیاری‌بخش
findingیافتن
heuristicیافتیکاکتشافی
absurdیاوهنامعقول
rubyیاکندیاقوت
iceیخ
fridgeیخچال
theologianیزدان‌شناسمتکلم
itemiseیوتریدن
itemیوتَریوترمورد
attackیورشحمله
Greekیونانی/یونانیان
oneیک
aیک
someیک
a primeیک شماره‌ی نخستینیک عدد اول
one-dimensionalیک وامونییک بعدی
one-to-oneیک-به-یک
one-oneیک-یک
unitیکاواحد
unionیکایشاجتماع
onceیکبار
uniqueیکتا
uniquelyیکتاوار
uniquenessیکتایی
poolingیکجا کردن
conformیکجور شد/شو
solidیکدست
uniformیکدیس
uniformlyیکدیسانه
uniformityیکدیسی
sincerityیکرنگی
sameیکسان
alikeیکسان
keenlyیکسرهکاملا
straightیکسره
primeیکماول
monotoneیکنواخت
monotonicityیکنواختی
Monotonicityیکنواختی
Monotonicity of entailmentیکنواختی دمداشت
singleیکهمنفرد
integrateیکپارچه شد/شو
integrationیکپارچه‌سازی
integrityیکپارچگی
either ofیکی از
mergeیکی شد/شوادغام شد/شو
unifyیکی کرد/کن
unifiedیکی‌شده
monolithیک‌تکه
monolithicیک‌تکه
somehowیک‌جوری
a bitیک‌خرده
eighthیک‌هشتم
quarterیک‌چهارم
monistیگانه‌گرا
monismیگانه‌گروی
unityیگانگیوحدت
3-valued۳-ارزشی
4-valued۴-ارزشی
واپسین بروزرسانی ۰۹:۵۹:۲۹ ، ۱۴۰۱/۱۱/۱۳برابر با Thu Feb 02 09:59:29 GMT 2023