واژه‌نامه

فرهنگ واژگان

همتای پارسی واژگان و ترم‌های فلسفه، گویایی، مزداهی و رایانش به پارسی واژه‌نامه واژه نامهبرابر فارسی واژگان و اصطلاحات فلسفه، منطق، مزداهی و رایانه به فارسی فرهنگ واژگان لغات معنی کلمهمعادل فارسی کلمات تخصصی و اصطلاحات فلسفه، منطق، ریاضی و کامپیوتر به فارسیپارسی سره گویی سره‌گویی

این سیاهه همواره افزایش و بهبود می‌یابد.
English پارسی ریشه‌شناسینادرست/ناسره
goal-directed آماجیدههدف‌دار
linguistics زبانشناسی
convey آبرد/آبرحمل کرد/کن
determine آترمید/آترمتعیین کرد/کن
experience آروینید/آروینتجربه کرد/کن
try آزمود/آزمای
test آزمود/آزمایآزمایش کرد/کن
interpret آزندید/آزندتعبیر کرد/کن
relax آسود/آسای
start آغازید/آغاز
go on آغازید/آغاز
get started آغازید/آغاز
begin آغازید/آغاز
devise آفرید/آفرین
come آمد/آی
teach آموخت/آموز
mix آمیخت/آمیز
combine آمیخت/آمیزترکیب کرد/کن
associate آهزید/آهز
abstract آهنجید/آهنجانتزاع کرد/کن
bring آورد/آور
hang آویخت/آویز
prove آوینید/آویناثبات کرد/کن
record آگاشت/آگارثبت شد/شو
perceive آگرتید/آگرتâgertidan
inform ازدید/ازداطلاع داد/ده
fall افتاد/افت
add افزود/افزای
augment افزود/افزای
calculate افمارد/افمارمحاسبه کرد/کن
saturate انجالید/انجالاشباع کرد/کن
cast انداخت/انداز
introduce اندرهاخت/اندرهازمعرفی کرد/کن
think اندیشید/اندیشفکر شد/شو
suppose انگاشت/انگارفرض کرد/کن
posit انگاشت/انگارفرض کرد/کن
assume انگاشت/انگارâgarbidanفرض کرد/کن
pose انگیخت/انگیزسبب گردید/گرد
prompt انگیخت/انگیز
mention ایاتید/ایاتاشاره کرد/کن
stand ایستاد/ایست
lose باخت/باز
remark بازداجید/بازداجملاحظه کرد/کن
represent بازنمایاند/بازنمای
repeat بازگرشید/بازگرشتکرار کرد/کن
weave بافت/باف
grow بالید/بال
honor بالید/بالافتخار کرد/کن
develop بالید/بالتوسعه داد/ده
fix برجایید/برجای
carry برد/بر
bear برد/برحمل کرد/کن
aggregate بردایید/بردایجمع کرد/کن
register برنوسید/برنوسثبت کرد/کن
decide برگزید/برگزینتصمیم گرفت/گیر
fell برید/بر
cut برید/بر
shut بست/بند
close بست/بند
multiply بستایید/بستایضرب کرد/کن
touch بسود/بسایلمس کرد/کن
modify بهساخت/بهسازاصلاح کرد/کن
be بود/است
were بود/بود
was بود/بود
exist بود/هستوجود داشت/دار
affirm بَردشید/بَردِش,بردشید,بردشBardešidan, from bar- "upon, to," + deš, → firm, + infinitive suffix -idan.تأیید کرد/کن
filter بیخت/بیز
attack تاخت/تازحمله کرد/کن
invade تاخت/تازحمله کرد/کن
translate ترازبانید/ترازبانترجمه کرد/کن
could توانست/توان
can توانست/توان
pulse تپید/تپ
care تیمارید/تیماراهمیت داد/ده
seek جویید/جوی
buy خرید/خر
inflect خمید/خم
laugh خندید/خند
sleep خوابید/خواب
rest خوابید/خواب
lie خوابید/خواب
want خواست/خواه
read خواند/خوان
have خورد/خور
eat خورد/خور
give داد/ده
have داشت/دار
possess داشت/دار
hold داشت/دارد
know دانست/دان
claim داوید/داوادعا کرد/کن
shine درخشید/درخش
spark درخشید/درخشجرقه زد/زن
invoke دروچید/دروچینمتوسل شد/شو
understand دریافت/دریاب فهمید/فهم
inherit دریگید/دریگبه ارث برد/بر
run دوید/دو
see دید/بین
form دیسید/دیسشکل گرفت/گیر
drive راند/ران
abandon راچید/راچترک کرد/کن
compute رایاند/رایان
deliver رساند/رسانتحویل داد/ده
convey رساند/رسان
arrive رسید/رس
reach رسید/رس
go رفت/رو
resent رنجید/رنج
offend رنجید/رنج
bear زایید/زای
eliminate زدود/زداحذف کرد/کن
express زهاوید/زهاواظهار کرد/کن
serve زوارید/زوارخدمت کرد/کن
execute زکارد/زکاراجرا کرد/کن
subscribe زیرنوشت/زیرنویس
make ساخت/ساز
create ساخت/ساز
build ساخت/ساز
build ساخت/ساز
assert ستوارد/ستوارSotvârdan from sotvâr, ostovâr "firm, reliable," Mid.Pers. awestwâr, ôst "firm, reliable," O.Pers./Av. sta- "to stand; set," (Av. hištaiti, cf. Skt. sthâ- "to stand," Gk. histemi "put, place, weigh," stasis "a standing still," L. stare "to stand"); PIE base *sta- "to stand."تصریح کرد/کن
admire ستود/ستای
quarrel ستیزید/ستیزنزاع کرد/کن
characterise سرشتارید/سرشتارمشخص کرد/کن
feel سُهید/سُه,سهید,سه,رااحساس کرد/کن
flow شارید/شار
become شد/شو
become شد/شو
count شمرد/شمر
hear شنید/شنو
break شکست/شکن
wait شکیبید/شکیبمنتظر بود/باش
send فرستاد/فرست
get sth off فرستاد/فرست
get off فرستاد/فرست
commit فرستاد/فرست
govern فرشایید/فرشایاداره شد/شو
sell فروخت/فروش
deduce فروهاخت/فروهازنتیجه‌گیری کرد/کن
mistake لغزید/لغزاشتباه کرد/کن
stay ماند/مان
die مرد/میر
dub نامید/نام
call نامید/نام
lack نستید/نستفاقد بود/هست
sit نشست/نشین
present نمایاند/نمایارائه داد/ده
write نوشت/نویس
drink نوشید/نوش
map نگاشت/نگار
depict نگاشت/نگار
observe نگریست/نگرمشاهده کرد/کن
deny نیارد/نیارانکار کرد/کن
conduct هاخت/هازهدایت کرد/کن
conjecture هاشنید/هاشنحدس زد/زن
consist هانسید/هانسHânesidan, literally "to put together," from prefix hâ-, → com-, + nesidan "to put, place," variant of nehidan, nehâdan "to put, place," → position.تشکیل شد/شو
generalize هروینید/هروینتعمیم داد/ده
generalise هروینید/هروینتعمیم داد/ده
are هست/هست
make up همساخت/همساز
constitute همساخت/همسازتشکیل داد/ده
compare همسنجید/همسنجمقایسه کرد/کن
compose همنهاد/همنه
correspond هم‌پتوازید/هم‌پتوازمطابقت داشت/دار
occupy هَگید/هَگ,هگید,هگاشغال کرد/کن
analyse واکاوید/واکاوتحلیل کرد/کن
discriminate واکربید/واکربVâkarbidan, from prefix vâ-, → dis-, + karb-, related to stem qarb- in qarbâl, qalbur, gerbâl "sieve," probably related to PIE root *krei- "to sieve," as above.
invert واگشت/واگرد
define ویمندید/ویمندتعریف کرد/کن
imagine وینارد/وینارتصور کرد/کن
specify ویژید/ویژمشخص شد/شو
cook پخت/پز
defend پدافندید/پدافنددفاع کرد/کن
subscribe پذیرفت/پذیر
assent پذیرفت/پذیر
adopt پذیرفت/پذیر
embrace پذیرفت/پذیر
admit پذیرفت/پذیر
accept پذیرفت/پذیر
persuade پذیرفت/پذیرمتقاعد شد/شو
paraphrase پراوتپارید/پراوتپارتفسیر کرد/کن
confine پربست/پربندمحدود کرد/کن
pay پرداخت/پرداز
ask پرسید/پرس
question پرسید/پرس
study پرهاند/پرهانParhâné, from Proto-Ir. *pari-huan- "to read thoroughly, to read through," from *pari- "through, throughout; thoroughly" (O.Pers. pariy "around, about;" Av. pairi "around, over") + *huanH- "to call;" cf. Pers. xândan, xvandan "to read, to sing" (Av. xvan- "to sound;" Skt. svana- "sound," svan- "to sound," svanati "it sounds;" O.E. swinn "music, song"); cf. Kurd. xwendin "to study, read;" Lori hané "to read;" Karingâni hoyniyan, Baluci vonag, Awromâni wânây "to read;" Khotanese hâvn- "to speak."مطالعه کرد/کن
convince پروخید/پروخمتقاعد کرد/کن
skip پرید/پر
jump پرید/پر
wear پوشید/پوش
cover پوشید/پوش
explore پویید/پوی
belong پَرگِتید/پَرگِت,پرگتید,پرگتPargetidan, literally "to surround, to relate with" (on the model of L. pertinere "pertain," Skt. parigraha- "surrounding; relation to"), from parget "to hold, seize, take around," from par- "around," → peri-, + get "to take, sieze," as in Tâleši gate "to take," Târi gata, Sorxeyi, Lâsgardi, Semnâni, Šâhmerzâdi -git- "take, seize," variants of gereftan "take, hold," → concept.تعلق داشت/دار
investigate پژوهید/پژوه
design پیرنگید/پیرنگطراحی کرد/کن
plan پیشگارید/پیشگار
join پیوست/پیوند
screw پیچید/پیچ
turn چرخید/چرخ
taste چشید/چش
mean چمارد/چمارمراد کرد/کن
condense چگالید/چگال
intend کامید/کامقصد داشت/دار
crunch کروچید/کروچقرچ‌قرچ خورد/خور
kill کشت/کش
draw کشید/بکش
pound کوبید/کوب
attempt کوشید/کوش
strive کوشید/کوش
put گذاشت/گذارقرار داد/ده
place گذاشت/گذارقرار داد/ده
spend گذراند/گذران
pass گذراند/گذرانپاس کرد/کن
tend گرایید/گرای
make گرفت/گیر
capture گرفت/گیر
get گرفت/گیر
capture گرفت/گیر
take گرفت/گیر
run away گریخت/گریز
cry گریست/گری
select گزید/گزینانتخاب کرد/کند
choose گزید/گزینانتخاب کرد/کند
lay out گسترد/گستر
emit گسیلید/گسیل
solve گشود/گشایحل شد/شو
open up گشود/گشای
say گفت/گوی
tell گفت/گوی
assign گماشت/گمارنسبت داد/ده
find یافت/یاب
waterآب
attributionآباژش
attributeآباژهصفت
attributed toآباژیده بهمنتسب به
attributableآباژ‌پذیرقابل اسناد
towelآبچینحوله
meltآبگون شد/شوذوب شد/شو
moltenآبگون‌شدهذوب شده
blueآبی
attentionآتانشتوجه
determinationآترمشâtarm•ešتعیین
determinantآترمگرâtarm•gar
determinedآترمیده
deterministآترم‌باورجبرگرا
deterministicآترم‌باورانهجبرگرایانه
determinismآترم‌گرویجبرگرایی
fireآتش
fieryآتشین
mannersآداب
etiquetteآداب همنشینیآداب معاشرت
acknowledgmentآدانشتصدیق
acknowledgeآدانیدن
dummyآدمک
tidyآراستهمرتب
calmآرام
arrangementآرایش
arrangeآرایش داد/ده
archeآرخه
wishآرزو
idealآرمانی
Ideallyآرمانی‌واردر حالت ایده‌آل
experienceآروینتجربه
empiricalآروینیتجربی
argumentآرگومان
yesآریبله
yes-noآری-نه
freeآزاد
freelyآزادانه
freedomآزادی
generationآزانشتولید
generatedآزانیده
testآزمایش
experimentalآزمایشیتجربی
trialآزمایشی
empiricistآزمایش‌گراتجربه‌گرا
empiricismآزمایش‌گرویاصالت تجربه
examآزمون
interpretationآزندشتعبیر
construalآزندیتعبیری
interpretingآزندیدنتعبیر کردن
interpretedآزندیدهتعبیر شده
easyآسان
facilitateآسان شد/شو
easierآسانتر
facilitiesآسانگانتسهیلات
facilityآسانی
easiestآسان‌ترین
euthanasiaآسان‌میری
welfareآسایشرفاه
thresholdآستانه
sleeveآستین
heavenآسمان
skyآسمان
ceilingآسمانهسقف
planetariumآسمان‌نما
convenientآسودبخشراحت
vacationآسودگانتعطیلات
convenienceآسودگیراحتی
immuneآسیب‌ناپذیرایمن
immunityآسیب‌ناپذیریایمنی
peaceآشتیصلح
pacificآشتی‌گراصلح‌جو
familiarآشنا
more familiarآشناتر
most familiarآشناترین
kitchenآشپزخانه
obviousآشکار
revealآشکار ساخت/ساز
detectآشکار شد/شو
manifestآشکار کرد/کن
openlyآشکاراعلنا
obviouslyآشکارا
patentlyآشکارا
manifestlyآشکارا
detectionآشکارسازی
startingآغاز
beginningآغاز
starting pointآغازگاهنقطه‌ی آغاز
getting startedآغازیدنآغاز کردن
seminalآغازین
initialآغازین
blightآفت
creatingآفریدنخلق‌کردن
creatureآفریدهمخلوق
creaturesآفریدگانمخلوقات
creativeآفرینش‌گر
creatorآفریننده
offensiveآفندگری
infectedآلوده
targetآماجهدف
aimآماجهدف
goalآماجهدف
targetedآماجیده
readyآماده
get readyآماده شد/شو
prepareآماده کرد/کن
preparationآماده‌سازی
providerآمادگر
statisticsآمار
statisticalآماری
trafficآمد و رفتترافیک
contingentآمرساناحتمال
contingentlyآمرسانانهبطور احتمالی
contingentistآمرسان‌باورامکان‌گرا
Contingentismآمرسان‌گرویامکان‌گرایی
Americanآمریکایی
teachآموزش
educationآموزش
educateآموزش داد/ده
schoolآموزشگاهمدرسه
educationalآموزشی
scholasticآموزشی
instructorآموزش‌دهنده
doctrineآموزه
lessonآموزهدرس
teacherآموزگارمعلم
schoolآموزگاهمکتب
Lwów–Warsaw Schoolآموزگاه لویو-ورشومکتب لویو-ورشو
classicآموزگاهی
mixtureآمیزه
combinationآمیغترکیب
thatآن
itآن
thereآنجا
whereآنجا که
fluآنفلوآنزا
thoseآنها
theyآنها
whatآنچه
thenآنگاه
Anglo-Hegelianآنگلو-هگلی
immediateآنیبی‌واسطه
associationآهزش
associativeآهزشیشرکت‌پذیر
slowerآهسته‌تر
ironآهن
abstractionآهنجشانتزاع
abstractآهنجیدهانتزاعی
abstractآهنجیدهانتزاعی
abstractnessآهنجیدگیانتزاعی‌بودن
songآهنگ
intonationآهنگ
singآواز خواند/خوان
singerآوازه‌خوانخواننده
liquidآوِهآوهمایع
proofآوینÂvin, on the model of Ger. Beweis "proof," from weisen "to show, point out;" O.E. witan "to see." âvin "to show, see," from intensive prefix â- + vin "to see" (as in a large number of dialects), variant bin, present stem of didan "to see;" Mid.Pers. wyn-; O.Pers. vain- "to see;" Av. vaēn- "to see;" cf. Skt. veda "I know;" Gk. oida "I know," idein "to see;" L. videre "to see;" Ger. weisen "to show," as above; PIE base *weid- "to know, to see."
proof-theoreticآوین-نگریکنظریه برهانی
positivistآوین‌باوراثبات‌گرا
undemonstratedآوین‌ناپذیرغیر قابل اثبات
unprovenآوین‌نشدهاثبات نشده
provableآوین‌پذیراثبات‌پذیر
provabilityآوین‌پذیریاثبات‌پذیری
operationآپارشعملیات
implication operationآپارش درتاهشعمل استلزام
interior operationآپارش درونعمل درون
operationalistآپارش‌باور
operatorآپارگرعملگر
closure operationآپارگر بستارعملگر
supplementaryآپُرندهآپرندهتکمیلی
supplementآپُرهآپرهمکمل
faultآکعیب
buggyآک‌دارمشکل‌دار
debuggingآک‌زداییاشکال‌زدایی
recordingآگاشتن
recordآگاشته
recordedآگاشت‌شده
awareآگاه
noticeآگاه شد/شومتوجه شد/شو
consciouslyآگاهانه
declarativeآگاهشیاعلانی
awarenessآگاهی
announceآگاهی داد/ده
perceivingآگرتش
perceivedآگرتیده
perceivableآگرت‌پذیر
whetherآیا
futureآینده
comingآینده
mirrorآینه
unitedآیکیدهمتحد
religionآییندین
planetاباخترسیاره
planetaryاباختریسیاره‌ای
cloudابر
cloud nativeابر بوم
supremeابرتمabartomعالی
supremelyابرتمانه
superintuitionisticابردرون‌یافت‌گرویابر شهودی
cloudyابری
toolابزار
meansابزار
instrumentابزار
instrumentallyابزارانه
instrumentalistابزارگرا
instrumentalismابزارگروی
instrumentalابزاری
instrumentalityابزاری‌بودن
instrumentalizationابزاری‌سازی
yourات
roomاتاک
classroomاتاک آموزشاتاق درس
atticاتاک زیر شیروانی
living roomاتاک نشیمن
cockpitاتاکه خلبانکاکپیت
automataاتوماتا
astronomerاخترشناس
utteredادا شده
utterادا کرد/کن
magazineادبنامهمجله
orthodoxyارتدکس
orthodoxارتدکس
militaryارتش
esteemارج نهاد/نهاحترام گذاشت/گذار
esteemedارجمند
orthogonalارداکنجardâkonjمتعامد
campingاردو
campsiteاردوگاه
campاردوگاه
duckاردک
valueارزش
truth-valueارزش راستیمقدار صدق
axiologyارزش شناسی
truth functionalارزش کارکردیتابع ارزشی
appreciateارزش شناخت/شناس
truth-functionalارزش-کارکردیتابع ارزشی
valuableارزشمند
truth valuesارزش‌های راستیمقادیر صدق
markارزه
assessingارزیابی
evaluationارزیابی
assessارزیابی شد/شو
evaluateارزیابی کرد/کن
securityارمندیامنیت
cybersecurityارمندی سایبریامنیت سایبری
Europeanاروپایی
sinceاز
thanاز
fromاز
thenceاز آن جا
sinceاز آن زمان
whereasاز آنجا که
sinceاز آنجا که
in spite of thatاز این رو
henceاز این رو
nonethelessاز این رو
henceforthاز این پساز حالا به بعد
thereforeاز این‌روبنابراین
soاز این‌روبنابراین
memorizeاز بر کرد/کن
fundamentallyاز بنیاداساسا
missاز دست داد/ده
loseاز دست رفت/رو
in terms ofاز دیدگاهبه لحاظ
come alongاز راه رسید/رس
in different waysاز راه‌های دگرسانبه طرق مختلف
omitاز قلم انداخت/انداز
disintegrateاز هم پاشید/پاش
turn outاز کار در آمد/آی
disentangleاز گیر در آورد/آور
informationازدشاطلاعات
informativeازدمندآگاهی‌بخش
informativenessازدمندیآگاهی‌بخشی
spyازدگیرجاسوس
isاست
professorاستاد
masterاستاد
standardاستاندهاستاندارد
standardlyاستانده‌واربطور استاندارد
explicitlyاستاهانهبطور صریح
explicitاستاهی
poolاستخر
extensionاستنشمصداق
extensionalاستنشیمصداقی
extensionalistاستنش‌باورمصداق‌گرا
solidاستوارمستحکم
steadyاستوارثابت
proof of conceptاستوار کردن پرمانهاثبات مفهوم
Theoremاستوارهقضیه
Gödel's completeness theoremاستواره بَوَندَگی گودلاستواره بوندگی گودلقضیه تمامیت گودل
Replacement Theoremاستواره جایگذاریقاعده جایگذاری
Gödel's second incompleteness theoremاستواره دوم بَوَندَگی گودلاستواره دوم بوندگی گودلقضیه‌ دوم ناتمامیت گودل
Deduction theoremاستواره فروهازشقضیه استنتاج
Compactness Theoremاستواره فشردگیقضیه‌ی فشردگی
Löwenheim Theoremاستواره لونهایمقضیه لونهایم، قضیه لوونهایم
Löwenheim-Skolem Theoremاستواره لونهایم-اسکولمقضیه لونهایم اسکولم، قضیه لوونهایم اسکولم
Upward Löwenheim-Skolem Theoremاستواره لونهایم-اسکولم سربالاقضیه‌ی لونهایم-اسکولم سربالا
Downward Löwenheim-Skolem Theoremاستواره لونهایم-اسکولم سرپایینقضیه‌ی لونهایم-اسکولم سرپایین
Model existence theoremاستواره هستومندی مدلقضیه‌ی وجود مدل
Gödel's first incompleteness theoremاستواره یکم بَوَندَگی گودلاستواره یکم بوندگی گودلقضیه‌ اول ناتمامیت گودل
sureاستیگانمطمئن
trustworthyاستیگانقابل اعتماد
ensureاستیگان شد/شومطمئن شد/شو
unreliableاستیگانی‌ناپذیرغیرقابل‌اطمینان
reliabilityاستیگان‌پذیریقابلیت اطمینان
ascriptionاسناد
horseاسپاسب
spaceاسپاشespašفضا
explosionاسکفتانفجار
skiاسکی
skiاسکی کرد/کن
acidاسید
itsاش
herاش
hisاش
denoteاشاره داشتن
alludedاشاره شده
alludeاشاره داشت/دار
pointاشاره کرد/کن
point outاشاره کرد/کن
pointerاشاره‌گر
ostensiveاشاری
Springerاشپرینگر
crashافتادنسقوط
equipافزارمند شد/شوتجهیز شد/شو
increasingافزایش
increaseافزایش
addingافزودن
additionافزودن
additiveافزودنی
extraافزوده
addedافزوده شده
in addition toافزون بر
additionallyافزون بر این
surplusافزون بر نیاز
pluginافزونه
redundantافزونه
redundancyافزونگی
moreoverافزون‌براین
fableافسانه
unfortunatelyافسوسمندانهمتأسفانه
calculatedافماردهمحاسبه‌شده
calculationافمارشمحاسبه
calculusافماریکحساب
Sequent calculusافماریک پی‌آیهحساب رشته‌ها
enterpriseاقدام مهم
healالتیام داد/ده
alcoholالکل
patternالگو
myام
scoreامتیاز
todayامروز
modernامروزی
tonightامشب
hopeامید
promisingامیدوار‌کننده
storageانبار
partakeانبازیشریک شدن
cumulativeانباشته
accumulationانباشتگی
integrationانتگرال‌گیری
saturatedانجالیدهاشباع‌شده
fulfillmentانجام دادن
performerانجام دهنده
doانجام داد/ ده
performانجام شد/شو
fulfillانجام شد/شو
fareانجام گرفت/گیر
accomplishmentانجامداد
accomplishedانجامداده
fulfillingانجام‌دادن
doneانجام‌شده
communityانجمن
councilانجمنشورا
associativityانجمنیگیشرکت‌پذیری
figانجیر
amountاندازهمقدار
sizeاندازه
measureاندازه
scaleاندازه شد/شو
measureاندازه گرفت/گیر
someاندازه‌ایمقداری
amountsاندازه‌هامقادیر
scalabilityاندازه‌پذیریمقیاس‌پذیری
measurementاندازه‌گیری
measureاندازه‌گیری کرد/کن
measuredاندازه‌گیری‌شده
greatlyاندازه‌ی بسیاری
enterاندر شد/شووارد شد/شو
interviewاندردامصاحبه
adviseاندرز داد/ده
interferenceاندرزنشدخالت
interestاندرستعلاقه
interestedاندرستمندعلاقه‌مند
interested inاندرستمند بهعلاقمند به
interjectionاندرشانش
internationalاندرنفانیبین‌المللی
introductionاندرهازش
Introduction of an assumptionاندرهازش یک انگاشتهمعرفی یک فرض
∧ Introductionاندرهازش ∧
∨ Introductionاندرهازش ∨
resourceاندوختهمنبع
reserveاندوخته
reservedاندوخته شدهرزرو شده
griefاندوه
slightاندکخفیف
thinkerاندیشمند
thinkersاندیشمندانمتفکران
thoughtاندیشه
thinkingاندیشیدن
Critical Thinkingاندیشیدن سنجشگرانهتفکر انتقادی
Mathematicsانگارشریاضیات
mathematicsانگارشریاضیات
mathematicalانگارشیکریاضیاتی
mathematicallyانگارشیکانهبطور ریاضیاتی
mathematicianانگارش‌دانریاضیدان
hypothesisانگارهفرضیه
hypothesizeانگاره ساخت/سازفرضیه ساخت/ساز
hypothesiseانگاره ساخت/سازفرضیه ساخت/ساز
hypotheticalانگاره‌ایفرضیه‌ای
Continuum hypothesisانگاره‌ی پیوستارفرضیه پیوستار
suppositionانگاشتفرض
assumptionانگاشتÂgarb, from â-, nuance prefix, + garb, from Av./O.Pers. grab-, Av. gərəb- "to take, to seize;" cf. Mod.Pers. gereftan "to take; to assume;" Skt. grah-, grabh- "to seize, to take," graha "seizing, holding, perceiving;" M.L.G. grabben "to grab;" E. grab "to take or grasp suddenly;" PIE *ghrebh- "to seize." فرض
assumedانگاشتهفرض‌شده
tenetانگاشته
positانگاشتهفرض‌شده
assumptionsانگاشته‌هامفروضات
fingerانگشت
Englishانگلیسی
grapeانگور
motivationalانگیزشی
motiveانگیزه
motivationانگیزه
underlineاهمیت داد/ده
herاو
himاو
sheاو
heاو
uncleاودر/داییعمو/دایی
Jupiterاورمزد
utterlyاوستانهمطلقا
oceanاَبَردریاابردریااقیانوس
absoluteاَوَستاوستمطلق
absolutelyاَوَستانهاوستانهکاملا
metalاَیوشُستایوشستفلز
metallicاَیوشُستیایوشستیفلزی
Explicatumاُستاهندهاستاهندهتوضیح‌دهنده
reliableاُستیگانی‌پذیراستیگانی‌پذیرقابل اطمینان
dragonاژدها
Aegeanاژه
nowاکنونحالا
ifاگر
iffاگر و تنها اگر
If that's soاگر چنین است
cardinalاگرا
cardinalityاگرایی
althoughاگرچه
Italianایتالیایی
AIDSایدز
errorایرنگخطا
goddessایزدبانوالهه
failureایست
staticایستا
resistanceایستادگیمقاومت
resistایستادگی کرد/کن
stateایستشوضع
moodایستشحالت
statusایستشوضعیت
state of affairsایستش رویدادهاوضعیت امور
intentional stanceایستش کامندهموضع قصدمندانه
stationایستگاه
police stationایستگاه پاسبانیمرکز پلیس
workstationایستگاه کاری
itاین
theseاین
thisاین
thatاین
hereاینجا
identicalاینهمان
identityاینهمانی
nowadaysاین‌روزها
eveningایوارعصر
merelyایوازصرفا
withبا
toبا
worthبا ارزش
in this wayبا این روش
neverthelessبا این همهبا این حال
given thatبا روی‌داشت به اینکهبا توجه به اینکه
in spite ofبا وجود
roughly speakingبا چشم‌پوشی از پازه‌هاصرف‌نظر از جزئیات
togetherبا یکدیگر
chamomileبابونه
westباخترغرب
westernباختریغربی
windباد
kiteبادبادک
windyبادی
timeبار
loadبار
loadبار کرد/کن
rainباران
rainباران بارید/بار
orderedبارایهمرتب
uploadبارگذاری
uploadبارگذاری شد/شو
downloadingبارگیری
narrowباریک
narrowباریک کرد/کن
narrowingباریک‌کردنمحدود کردن
openباز
redeemباز پرداخت کرد/کن
stopباز ایستاد/ایست
interruptباز ایستاد/ایست
mirrorباز تابید/تاب
unlockباز شد/شو
reduceباز هاخت/هازفرو کاست/کاه
openباز کرد/کن
returnباز گشت/گردان
resolveباز گشود/گشای
rearrangeبازآرایش شد/شو
resonanceبازآوایی
marketبازار
toutبازار گرمی کرد/کن
iterationبازانجامتکرار
interruptedبازایستاده
interruptionبازایستش
referenceبازبردمرجع، محکی
referبازبرد داد/دهارجاع داد/ده
reviseبازبینی کرد/کن
reflectionبازتابانعکاس
reflectبازتاب کرد/کنمنعکس کرد/کن
reflectivelyبازتابانهبطور انعکاسی
reflectiveبازتابیانعکاسی
reflexiveبازتابیانعکاسی
Reflexivityبازتابی بودنانعکاسی بودن
reflectedبازتاب‌شدهمنعکس‌شده
feedbackبازخورد
banبازداشته شد/شودممنوع شد/شود
yieldبازدهثمره
throughputبازدهی
reformulationبازدیسولش
commercialبازرگانیتجاری
reconstructionبازسازی
refactorبازسازی شد/شو
recoveryبازستانی
recognitionalبازشناختی
reproduceبازفرآوریبازتولید
representationبازنمایش
Knowledge Representation and Reasoningبازنمایش و خردورزی داناییبازنمایی و استدلال دانش
rewritingبازنویسی
revisedبازنگری شدهتجدید نظر شده
rangeبازه
reductionبازهازشتحویل
armبازو
reverseبازگردمعکوس
returnبازگشت
recursionبازگشت
recursiveبازگشتی
recursivelyبازگشتی‌واربطور بازگشتی
resolutionبازگشودن
reassignedبازگمارده
citeبازگو کرد/کننقل کرد/کن
gameبازی
playبازی
playبازی کرد/کن
retrievingبازیابی
retrievalبازیابی
retrieveبازیابی شد/شو
retrievedبازیابی‌شده
language-gamesبازیهای زبانی
toyبازیچهاسباب‌بازی
playerبازیکن
actorبازیگر
Reductio ad absurdumباز‌هازش به یاوهبرهان خلف، تعلیق به محال
regularباسامانمنظم
regularityباسامانینظم
ancientباستان
factباشاواقعیت
factualباشاییواقعیتی
clubباشگاه
gardenباغ
zooباغ درندگانباغ وحش
textureبافت
contextبافتارمتن
weavingبافتن
textualبافتیمتنی
textبافِهبافهمتن
wingبال
aboveبالا
topبالا
highبالا
upبالا
overviewبالا دیدمرور
raiseبالا برد/بر
go upبالا رفت/رو
higherبالاتر
upperبالاتر
highestبالاترین
developingبالشتوسعه
developmentبالشتوسعه
developerبالشگرتوسعه دهنده
developmentalبالشیتوسعه‌ای
helicopterبالگردهلی‌کوپتر
growingبالیدن
grownبالیده
roofبام
morningبامدادصبح
ladyبانو
bankبانک
sloganبانگشعار
crowبانگ زد/زن
concludeباهم بست/بندنتیجه گرفت/گیر
syllogismباهمشماریقیاس
enthymemeباهمشماری پنهانقیاس مضمر, قیاس موجز
syllogisticباهمشماریکقیاسی
confidenceباوراعتماد
believeباور
trustباوراعتماد
beliefباوراعتقاد
Justified True Beliefباور راستگوی راستاوردهباور صادق موجه
believeباور داشت/دار
believeباور داشت/دار
believerباورمندمومن
taxباژمالیات
byteبایت
mustباید
shouldباید
oughtباید
necessarilyبایستانهضرورتا
necessaryبایستهضروری
necessityبایستگیضرورت
Necessitistبایستگی‌گراضرورت‌گرا
Necessitismبایستگی‌گراییضرورت‌گرایی
instead ofبجای
insteadبجای آن
other thanبجزغیر از
saveبجز
chanceبختشانس
casualبختواراتفاقی
drawبخت‌آزماییقرعه‌کشی
reasonablyبخردانهمنطقی
sectionبخش
partبخش
portionبخش
segmentبخش
critical sectionبخش بزنگاهیناحیه‌ی بحرانی
partialبخشیجزئی
badlyبد
badبد
disasterبداختریفاجعه
malwareبدافزار
therebyبدان وسیله
worseبدتر
fairlyبدرستیکاملا
misconductبدرفتاری شد/شو
farewellبدرودوداع
leaveبدرود گفت/گوترک کرد/کن
byبدستبوسیله
acquisitionبدست آوردناکتساب
deriveبدست آمد/آی
graspبدست آورد/آور
obtainedبدست‌آمده
bodyبدنه
oweبدهکار بود/است
communicateبده‌بستان کرد/کن
communicationبده‌بستان‌کردن
suspectبدگمان بود/است
overبر
ontoبر
accordinglyبر این پایهبر این اساس
uponبر روی
by virtue ofبر پایهبر طبق، به موجب
based onبر پایه
on grounds ofبر پایه
Java-basedبر پایه‌ی جاوا
subvertبر افتاد/افت
exciteبر انگیخت/انگیز
give riseبر انگیزاند/انگیزان
ascribeبر بست/بندنسبت داد/ده
ariseبر خاست/خیز
imposeبر نهاد/نهتحمیل کرد/کن
removeبر چید/چین
go backبر گشت/گرد
come backبر گشت/گرد
estimateبرآورد
estimateبرآورد کرد/کن
satisfactionبرآوردن
satisfyبرآورده کرد/کن
satisfiedبرآورده‌شده
conclusionبرآیندنتیجه
concludeبرآیندگرفتننتیجه‌گرفتن
brotherبرادر
reallyبراستیواقعا
trulyبراستی
indeedبراستی
in factبراستیدر واقع
excitedبرانگیخته
excitementبرانگیزش
sakeبرایبخاطر
forبرای
toبرای
toبرای
for many purposesبرای بسیاری از فرنه‌هابرای بسیاری از اهداف
e.g.برای نمونهبرای مثال
for everبرای همیشه
toleranceبرتافتن
favouredبرتر دانستهارجح
favoredبرتر دانستهارجح
preferringبرتری دادنترجیح دادن
preferبرتری داد/دهترجیح داد/ده
leaveبرجای ماند/مان
fixationبرجایش
prominenceبرجسته
prominentبرجسته
clashبرخورد
hitبرخورد
impactبرخوردتاثیر
treatingبرخورد
treatبرخورد کرد/کن
strikeبرخورد کرد/کن
someبرخیبعضی
particularبرخیجزئی
vectorبردار
additionبردایشجمع
additionalبردایشیاضافی
slaveبرده
slaverبرده‌دار
undertakeبردوش گرفت/گیربه‌عهده گرفت/گیر
slaveryبردگی
surveyبردید
examinationبررسی
examineبررسی کرد/کن
hairbrushبرس مو
recognizeبرشناختتشخیص
recognitionبرشناختنتشخیص‌دادن
snowبرف
legacyبرماندمیراث
programبرنامه
scheduleبرنامه زمانی
programmerبرنامه‌نویس
programmingبرنامه‌نویسی
client applicationبرنامه‌ی زوارگیر
Hilbert's programبرنامه‌ی هیلبرت
applicationبرنامه‌ی‌کاربردی
bearerبرندهحامل
winبرنده شد/شو
truth bearerبرنده‌ی راستیحامل صدق
registrationبرنوسشثبت‌کردن
registeredبرنوسیدهثبت‌شده
interactionبرهم‌کنش
interactبرهم‌کنشتعامل
interactبرهم‌کنش کرد/کن
bareبرهنه
stripبرهنه شد/شو
excludeبرون داشت/دار
issueبرونایموضوع
objectبرون‌آختهشیء
objectiveبرون‌آختیعینی
alethicبرون‌آختیعینی
object-orientedبرون‌آخت‌گراشیء‌گرا
outcomeبرون‌آمدخروجی
outputبرون‌دادخروجی
exclusionبرون‌داشتن
excludedبرون‌داشتهخارج‌شده
outcomingبرون‌روندهخروجی
holdبرپا بود/استبرقرار بود/است
set upبرپا کرد/کن
proportionبرپارشتناسب
proportionalبرپارشیمتناسب
on-demandبرپایه‌ی درخواستبر اساس تقاضا
removalبرچیدن
holdبرگزار کرد/کن
decidedبرگزیده
decidingبرگزینشتصمیم‌گیری
decisionبرگزینشتصمیم
deciderبرگزینندهتصمیم‌گیرنده
resilienceبرگشت‌پذیری
Britishبریتانیایی
grandبزرگ
largeبزرگ
bigبزرگ
greatبزرگ
greaterبزرگتر
largestبزرگترین
greatestبزرگترین
highwayبزرگراه
adultبزرگسال
adulthoodبزرگسالی
greatnessبزرگی
crimeبزهجنایت
accusedبزهکارمتهم
criminalبزه‌کار
sufficeبس بود/استکافی بود/است
simpliciterبسادگی
closureبستار
Universal Closureبستار هرگانیبستار کلی
multiplicationبستایشضرب
multipliedبستاییده
multiplicityبستاییگیتعدد
ice creamبستنی
bundleبسته
parcelبسته
closedبسته
closeبسته
packبسته‌بندی
packبسته‌بندی کرد/کن
relevanceبستگیربط
dependبستگی داشت/دار
concernبستگی داشت/داردمربوط بود/است
pertainingبستگی‌دارمربوط
relevantبستگی‌دارمربوط
adequateبسندهکافی
sufficientبسندهکافی
enoughبسندهکافی
adequacyبسندگیکفایت
towardبسوی
backwardبسوی پشت
basketballبسکتبال
terriblyبسیارزیاد
extremelyبسیار
highlyبسیار
soبسیارخیلی
muchبسیارخیلی
tooبسیار
veryبسیارخیلی
farبسیار
pretty clearlyبسیار آشکاراکاملا بوضوح
hugeبسیار بزرگ
immenseبسیار بزرگ
excellentبسیار خوب
vastlyبسیار زیاد
cruciallyبسیار مهندانه
tinyبسیار کوچک
a lot ofبسیاری از
complicatedبغرنج
the restبقیه
rhetoricبلاغت
long-termبلند دورهطولانی مدت
get upبلند شد/شو
tallerبلندتر
tallestبلندترین
heightبلندی
causeبنارعلت
Causalityبنارمندیعلیت
causationبنارمندیعلیت
causalبناریعلی
clauseبندBand present stem of bastan "to close, to fasten, to bind," → closure.عبارت
Axiom KPبنداشت KPاصل KP
Axiom of Extensionalityبنداشت اُستَنِشیگیبنداشت استنشیگیاصل گسترش
Axiom of infinityبنداشت بی‌پایانیاصل موضوع بی‌نهایت
Axiom schema of separationبنداشت جداشدناصل شمول
Axiom of pairingبنداشت جفت‌سازیاصل موضوع زوج‌سازی
Axiom of Empty setبنداشت هنگرد تهی
Axiom of the power setبنداشت هنگرد توانیاصل موضوع مجموعه توانی
Axiom of choiceبنداشت گزینشاصل موضوع انتخاب
Axiom of the unionبنداشت یکایشاصل موضوع اجتماع
axiomatizationبنداشتشاصل موضوعی سازی
axiomaticبنداشتیاصل موضوعی
axiomatizedبنداشتیدهاصل بندی شده
axiomsبنداشت‌هااصول موضوعه
axiomatizableبنداشت‌پذیراصل‌پذیر
purpleبنفش
foundationبنیاد
institutionبنیادانستیتو
Foundation for mathematicsبنیاد برای انگارشبنیان ریاضیات
Mathematical foundationsبنیادهای انگارشیکبنیان‌های ریاضیاتی
founderبنیادگذار
fundamentalبنیادی
foundationalبنیادین
foundationalistبنیادین‌گرا
foundationalismبنیادین‌گرایی
sourceبن‌مایه
open-sourceبن‌مایه‌بازمتن‌باز
elementبن‌پارعنصر
closed elementبن‌پار بستهعنصر بسته
identity elementبن‌پار همانیعنصر همانی
intoبه
atبه
toبه
onبه
toبه
sufficientlyبه اندازه بسندهبه اندازه کافی
look outبه بیرون نگاه کرد/کن
exceptبه جز
pocketبه جیب زد/زن
attainبه دست آمد/آی
acquireبه دست آورد/آور
entailبه دنبال داشت/داردمستلزم بود/است
i.e.به دیگر سخنبه عبارت دیگر
that is to sayبه دیگر سخن
namelyبه دیگر سخنیعنی
easilyبه سادگی
wronglyبه نادرستی
anywayبه هر روی
rememberingبه یاد آوردن
remindبه یاد آورد/آور
rememberبه یاد داشت/دار
amendبه ساخت/ساز
priceبهاقیمت
fareبهاکرایه
springبهار
recoveryبهبودترمیم
improveبهبود داد/ده
betterبهتر
bestبهترین
quotientبهرخارج‌قسمت
gainingبهره‌بردناکتساب
productivityبهره‌وری
preferenceبهزونهترجیح
preferableبهزونیدنی
preferredبهزونیدهترجیح داده شده
modifiedبهساختهاصلاح‌شده
modifierبهسازاصلاح‌کننده
modificationبهسازیاصلاح
amendmentبهسازی
timelyبهنگامبه‌موقع
updateبهنگام شد/شو
updatingبهنگام‌سازی
updatableبهنگام‌شوندهقابل بروزرسانی
optimumبهینه
optimalبهینه
asبه‌
slowlyبه‌آهستگی
justبه‌تازگی
recentlyبه‌تازگی
rather thanبه‌جای
remainبه‌جای ماند/مانباقی ماند/مان
correctlyبه‌درستیبطور صحیح
obtainبه‌دست آورد/آور
resultبه‌دست داد/دهنتیجه داد/ده
on account ofبه‌دلیل
look forبه‌دنبال بود/است
clearlyبه‌روشنی
forcefullyبه‌زور
amendedبه‌ساخته
plainlyبه‌سادگی
simplyبه‌سادگی
scarcelyبه‌ندرت
soundبه‌نگر رسید/رسبنظر رسید/رس
seemبه‌نگر رسید/رسبنظر رسید/رس
interconnectednessبه‌هم‌پیوستگی
in particularبه‌ویژهبطور خاص
specificallyبه‌ویژهبطور مشخص
hiredبه‌کار گماشته
leverageبه‌کار گرفت/گیر
hireبه‌کار گماشت/گماراستخدام کرد/کن
utilizeبه‌کار،گرفت گیر/را
such thatبه‌گونه‌ای کهبطوریکه
increasinglyبه‌گونه‌ی فزاینده
smellبو
budgetبودجه
scholarshipبورس آموزشیبورس تحصیلی
booleanبولی
economyبومداتاقتصاد
economicبومداتیکاقتصادی
localبومیمحلی
nativeبومی
completedبونده‌شدهکامل شده
particularlyبویژهبخصوص
especiallyبویژهبخصوص
Affirming the consequentبَردِش پیایبردش پیایتصدیق تالی
affirmativeبَردِشیبردشیbardešiایجابی
oftenبَسوانبسواناغلب
completeبَوَندَهبوندهکامل
completelyبَوَندَگانهبوندگانهبطور کامل
completenessبَوَندَگیبوندگیتمامیت
Structural completenessبَوَندَگی ساختاریبوندگی ساختاریتمامیت ساختاری
strong completenessبَوَندَگی نیرومندبوندگی نیرومندتمامیت قوی
Semantic completenessبَوَندَگی چماریکبوندگی چماریکتمامیت معنایی
Syntactical completenessبَوَندَگی گفت‌شناسیکبوندگی گفت‌شناسیکتمامیت نحوی
implication fragment of Rبُرش درتاهش گویایی Rبرش درتاهش گویایی Rتکه استلزام منطق R
axiomبُنداشتبنداشتBondâšt, literally "taking as the base," from bon "root, origin, base" + dâšt "held," from dâštan "to have, to hold, to maintain, to consider."اصل موضوع
elementaryبُن‌پارینبن‌پارینمقدماتی
kidبچه
babyبچه
employingبکار گرفتنبه خدمت گرفتن
employedبکار گرفته
engagedبکار گرفته شده
engagementبکار گیری
applyبکار برد/بر
useبکار رفت/رواستفاده شد/شو
engageبکار گرفت/گیر
employبکار گرفت/گیر
employmentبکارگیری
argumentبگومگواستدلال
‫‪disputation‬‬بگومگو
argueبگومگو شد/شواستدلال کرد/کن
withoutبی
desertبیابان
let usبیایید
awakeبیدار
wake upبیدار شد/شو
wakeبیداری
disorderبیرایهنامرتب
outsideبیرونخارج
outبیرونخارج
bring outبیرون آورد/اور
bring outبیرون آورد/اور
dispenseبیرون داد/ده
go outبیرون رفت/رو
send outبیرون فرستاد/فرست
evictبیرون کرد/کن
banishبیرون کرد/کن
outerبیرونی
externalبیرونیخارجی
hateبیزار بود/استمتنفر بود/است
repulsionبیزاری
baseballبیسبال
twentyبیست
twenty-oneبیست و یک
twenty-firstبیست و یک
twentiethبیستم
twentythreeبیست‌و‌سه
excessivelyبیش از اندازهبیش از حد
evenبیشاحتی
pluralبیشالجمع
pluralistبیشال‌باور
pluralismبیشال‌گرویتکثرگرایی
furtherبیشتر
moreبیشتر
furthermoreبیشتر
mainlyبیشترعمدتا
mostlyبیشتر
ever moreبیشتر و بیشتر
mostبیشترین
plusبیشَنبیشن
majorityبیشیناکثریت
maximumبیشینه
illبیمار
patientبیمار
hospitalبیمارستان
diseaseبیماری
illnessبیماری
assuranceبیمه
assureبیمه شد/شو
assuredبیمه‌شده
assuringبیمه‌کردن
insightبینش
noseبینی
foreignبیگانهخارجی
irrelevantبی‌بستگینامرتبط
masslessبی‌جرم
stillبی‌جنبشساکن
atheismبی‌خدایی
real-timeبی‌درنگبه‌موقع
right awayبی‌درنگبلافاصله
promptlyبی‌درنگ
instantlyبی‌درنگ
immediatelyبی‌درنگبلافاصله
unchangingبی‌دگرگونیبی‌تغییر
secularismبی‌دین‌گروی
timelessبی‌زمان
irregularبی‌سامانبی‌قاعده
irregularityبی‌سامانیبی‌قاعدگی
countlessبی‌شمار
trivialبی‌مایه
trivialityبی‌مایگی
unlimitedبی‌مرز
infiniteبی‌پایاننامتناهی
infinitelyبی‌پایانانهبی‌نهایت
infinityبی‌پایانیبی‌نهایت
unrelatedبی‌پیوندنامرتبط
meaninglessبی‌چمبی‌معنا
meaninglessnessبی‌چمیبی‌معنایی
defuseبی‌کنش کرد/کن
idempotencyبی‌کنشی چندبارگیخنثی تکراری، خود توانی، تکرارشوندگی
Idempotency of entailmentبی‌کنشی چندبارگی دمداشتخنثی تکراری استلزام
harmlessبی‌گزند
safelyبی‌گزندبی‌خطر
safeبی‌گزندبی‌خطر
safestبی‌گزندترینبی‌خطرترین
safetyبی‌گزندیامنیت
arguablyبی‌گمانمسلما
innocentبی‌گناه
oddتافرد
as far asتا آنجا که
largelyتا اندازه زیادی
as long asتا زمانی که
whileتا زمانی که
everتا کنونتا بحال
so farتا کنون
summerتابستان
tableauتابلو
tableauxتابلوها
trade-offتاخت‌زنیمعاوضه
obscuredتار
spiderتارتنکعنکبوت
websiteتارنماسایتِ‌وب
historyتاریخ
historicallyتاریخانهبطور تاریخی
historicتاریخی
historicalتاریخی
darkتاریک
obscureتاریک
obscurityتاریکی
obscurantistتاریک‌اندیش
untilتازمانیکه
freshتازه
confirmتاشت ساخت/سازتایید کرد/کن
certainتاشتیگ
certainlyتاشتیگانهیقینا
certaintyتاشتیگی
vineyardتاکستان
somewhatتا‌اندازه‌ایتاحدی
feverتب
originalتباریناصلی
originalityتبارینگیاصالت
corruptionتباهیفساد
flatتخت
throneتخت
boardتخته
slateتخته سنگلوح
rockتخته‌سنگصخره
keyboardتخته‌کلیدصفحه‌کلید
terabytesترابایت
terabyteترابایت
transportترابردانتقال
traditionترادادسنت
traditionallyترادادانهبه‌طور سنتی
traditionalترادادیسنتی
transparentترادیدشفاف
transformationترادیسشتغییر شکل
transformترادیسیتغییر شکل
balanceتراز
levelترازسطح
load-balancingتراز کردن بار
balanceتراز کرد/کن
translatingترازبانشترجمه
translationترازبانشترجمه
translatorترازبانندهمترجم
balancedترازشده
horizontalترازیافقی
transcendenceترافرازندهاستعلایی، ورای جهان پدیداری
transferترافرستانتقال
transferableترافرست‌پذیرقابل‌انتقال
transitiveتراگذر
transitivityتراگذری
diameterتراگوشقطر
diagonalتراگوشیقطری
transubstantiationتراگُهریتراگهری
stanceترز ایستادنطرز ایستادن
subjunctiveترز همبایستیوجه شرطی
fearترس
Christianترساییمسیحی
afraidترسیده
delineateترسیم کرد/کن
trickترفند
termترملفظ
terminologicalترم‌شناسانهاصطلاح‌شناسانه
terminologyترم‌شناسیاصطلاح‌شناسی
crackترک خورد/خور
drawتساوی
hourتسوساعت
minuteتسوکدقیقه
watchتسوی مچیساعت مچی
thirstتشنگی
varyتغییر کرد/کن
shiftتغییر کرد/کن
gunتفنگ
divideتقسیم شد/شو
phoneتلفن
phoneتلفن زد/زن
watchingتماشا کردن
watchتماشا کرد/کن
stampتمبر
alligatorتمساح
bodyتنبدن
fitnessتناسب اندام
lazyتنبل
fastتندسریع
speedتنداسرعت
velocityتندا
fasterتندترسریعتر
violentتندخوخشن
violenceتندخوییخشونت
healthتندرستیسلامتی
stressتنش
lonelyتنها
aloneتنها
justتنها
onlyتنها
just in caseتنها در فتادفقط در مورد
the only wayتنها راه
physiologyتنکردشناسیفیزیولوژی
tightتنگ
tightenتنگ شد/شو
restrictتنگ کرد/کنمحدود کرد/کن
closelyتنگاتنگ
tightlyتنگانه
tighterتنگتر
restrictionتنگ‌شدنمحدودیت
tightenedتنگ‌شده
restrictedتنگ‌شدهمحدود‌شده
tightenتنگ‌کردن
tennisتنیس
blankتهی
emptyتهیخالی
povertyتهیدستیفقر
exhaustionتهی‌شدن
capableتوانا
ableتواناقادر
enableتوانا کرد/کنقادر کرد/کن
abilityتوانایی
capabilityتوانایی
potentialityتوانایی
affordتوانایی داشت/دار
powerfulتوانمندقدرتمند
powerتوانمندیقدرت
squareتوانِ دوتوان دو
richتوانگرثروتمند
enrichتوانگر ساخت/سازغنی ساخت/ساز
richerتوانگرترغنی‌تر
richnessتوانگریغنا
facultyتوان‌ذهنیاستعداد، قوه ذهنی
berryتوت
haystackتوده‌ی کاه
networkتوربستشبکه
stormتوفانطوفان
snowstormتوفان‌برف
brainstormingتوفندگیِ مغزیتوفندگی مغزیتوفان فکری
potentialتوندtavandپتانسیل
potentiallyتوندانهبطور بالقوه
ballتوپ
Topologyتوپوشناسیتوپولوژی
topologicalتوپولوژیکی
filmتوژهفیلم
movieتوژهفیلم
embeddedتوکار
recentتَرنهترنهاخیر
open-endedتَه‌بازته‌باز
end-to-endتَه‌به‌تَهته‌به‌ته
pulseتَپتپ
heartbeatتپش دلضربان قلب
individualتکفرد
concrete particularsتکال‌های کالبدینافراد انضمامی
particularsتکانافراد
individualsتکانافراد
impulseتکانه
fragmentتکه
splitتکه
pieceتکه
splitتکه کرد/کن
monoidتکواره
singularتکینمفرد
monadicتکین
singularityتکینی
monopolyتک‌داریانحصار
monolingualتک‌زبانه
tyrannyتک‌سالاریاستبداد
sharpتیز
sharpenتیز کرد/کن
razorتیغ
dreamتینابرویا
yieldثمر داد/ده
placeجامکان
locationجامحل
roomجا
placeholderجا نگهدار
allocateجا داد/دهاختصاص داد/ده
switchingجابجا کردن
switchجابجا شد/شو
toggleجابجا کرد/کن
switchedجابجاشده
commutativeجابجایی
commutativityجابجایی
roadجاده
latticeجارهشبکه
distributive latticeجاره پخش‌پذیریشبکه پخش‌پذیری
bounded latticeجاره کراندارشبکه کراندار
embeddingجاسازیتعبیه
glassجامگیلاس
clothesجامهلباس
laundryجامه‌شوییلباس‌شویی
geistجانگایست
organismجاندارارگانیسم
substitutionجانشانی
successorجانشین
succeedجانشین شد/شو
animalجانورحیوان
petجانور خانگی
eternalجاویدابدی
eternallyجاویدانه
Jakartaجاکارتا
Jakarta Enterpriseجاکارتای سازمانی
placeجای
locateجای گرفت/گیرقرار داد/ده
deployجای گرفت/گیر
setجای گرفت/گیرقرار گرفت/گیر
rewardجایزه
awardجایزه
pronounجاینامضمیر
grandstandجایگاه
replaceجایگزین کرد/کن
replacementجایگزینی
Permutationجایگشت
permutationجایگشت
deploymentجایگیریاستقرار
somewhereجایی
trackجای‌پا
Algebraجبر
Abstract algebraجبر آهنجیدهجبر مجرد
Closure algebraجبر بستاری
Boolean algebraجبر بولی
Elementary algebraجبر بُن‌پارینجبر بن‌پارینجبر مقدماتی
Linear algebraجبر ختیجبر خطی
Interior algebraجبر درونی
Modal algebraجبر شونیجبر موجهاتی
Heyting algebraجبر هیتینگ
algebraicجبری
apartجدا
separateجدا
segregatedجدا شده
quarantineجدا نگه داشت/دارقرنطینه کرد/کن
distinguishingجدا کردنمتمایز کردن
isolateجدا شد/شو
break awayجدا شد/شو
separateجدا کرد/کن
distinguishجدا کرد/کنفرق گذاشت/گذار
isolationجداسازی
distinctiveجداسان
distinctجداسانمتمایز
isolatedجداشده
derivedجدامدهمشتق شده
derivableجدامدپذیر
derivabilityجدامدپذیری
derivingجدامدگیاشتقاق
derivationجدامدگیاشتقاق
floating-pointجداکننده‌ی شناورممیز شناور
floating pointجداکننده‌ی شناورممیز شناور
separationجداییتفکیک
seriousجدی
massجرم
dogmaticجزمی
topicجستارمبحث
searchجست‌و‌جو
searchجست‌و‌جو کرد/کن
partyجشن
feastجشن
coupleجفت
pairجفت
evenجفتزوج
pairجفت کرد/کن
couplingجفت‌سازی
nonsenseجفنگمهمل
frontجلو
forwardجلو
preventجلوگیری کرد/کن
republicجمهوری
Republicanجمهوری‌خواه
sirجناب
motionجنبشحرکت
moveجنبشحرکت
movementجنبش
mobileجنبندهسیار
warجنگ
forestجنگل
armجنگ‌افزاراسلحه
worldجهان
real-worldجهان رویدادهجهان حقیقی
possible-worldجهان شدنیجهان ممکن
actual worldجهان کنشمندجهان بالفعل
globalجهانیعمومی
universalجهانیکلی
Internetجهان‌تاراینترنت
mutationجهش
youngجوان
youthجوانان
chickenجوجه
chickجوجه
matchingجورمطابق
matchجور بود/است
inquireجویا شد/شو
liverجگرکبد
moveحرکت,کرد,کن
settleحل کرد/کن
originخاستگاه
spotخال
pointخالنقطه
crudeخام
roughخام
naiveخام
stillخاموشساکت
offخاموش
switch offخاموش شد/شو
crudelyخام‌واربطور خام
houseخانه
homeخانه
familyخانواده
domesticخانگی
eastخاورشرق
easternخاوریشرقی
soilخاک
lineختخط
godخدا
crashخرابی
damageخرابی
wisdomخردحکمت
reasonخردعقل
reasonخرد ورزید/ورزاستدلال کرد/کن
rationalخردمندعقلانی
reasonableخردمندانهمعقول
rationalityخردمندیعقلانیت
bitخرده
reasoningخردورزیاستدلال
rationalistخردگرا
rationalismخردگرایی
bearخرس
unsatisfactoryخرسندنکننده
satisfyingخرسندکنندهراضی‌کننده
roosterخروس
rabbitخرگوش
shoppingخرید
buyerخریدار
customerخریدارمشتری
furryخزدار
bugخسترحشره
tiredخسته
boringخسته کننده
boreخسته شد/شو
boreخسته شد/شو
angerخشمعصبانیت
harshخشن
satisfiedخشنودراضی
satisfyخشنود کرد/کنراضی کرد/کن
satisfiabilityخشنودی‌پذیریصدق‌پذیری, صدق پذیری، ارضاء پذیری
satisfactoryخشنود‌کنندهرضایت‌بخش
continentخشکادقاره
continentalخشکادیقاره‌ای
riskخطر
pilotخلبان
reductioخلف
curveخممنحنی
inflectionخمش
inflectionalخمشی
inflectedخمیده
flexibilityخم‌شوندگیانعطاف‌پذیری
laughخنده
laughterخنده
comicخنده‌آورکمیک
musicخنیاموسیقی
musicalخنیاییموسیقیایی
dreamخواب دید/بین
hostelخوابگاه
couchخوابیدن
restingخوابیده
algorithmخوارزمیکالگوریتم
algorithmicخوارزمیکیالگوریتمی
Algorithmsخوارزمیک‌هاالگوریتم‌ها
contemptخواریتحقیر
free willخواست آزاداراده‌ی آزاد
suitorخواستگار
readingخواندن
readerخواننده
willخواهان بود/استمایل بود/است
willخواهد
wouldخواهد
sisterخواهر
desireخواهشمیل
pleaseخواهشمندانهلطفا
niceخوب
fineخوب
goodخوب
wellخوب
ownخود
selfخود
veryخود
self-consciouslyخود-آگاهانه
self-referencingخود-بازبردخود-ارجاع
consciousخودآگاه
consciousnessخودآگاهی
self-confidenceخودباوریاعتماد به نفس
yourselfخودت
intentionallyخودخواسته
carخودرو
herselfخودش
itselfخودش
himselfخودش
themselvesخودشان
autonomyخودفرمانیاستقلال
myselfخودم
pretenseخودنماییتظاهر
self-consistentخودهانسگار
automatedخودکار
automaticallyخودکارانهبطور خودکار
automationخودکارسازی
dictatorخودکامهمستبد
dictatorshipخودکامگیاستبداد
autonomousخودگردانخودمختار
autocovarianceخود‌هم‌ورتایی
mealخوراکوعده غذایی
edibleخوراکی
eatingخوردن
restaurantخورشکدهرستوران
sunخورشید
solarخورشیدی
welcomeخوش آمدید
well-orderingخوش رایهخوش ترتیب
well-orderedخوش رایهخوش ترتیب
pleasinglyخوشایند
eudaimoniaخوشبختی
deliciousخوشمزه
clusterخوشه
air conditioningخوش‌هواسازیتهویه مطبوع
well-definedخوش‌ویمندخوش‌تعریف
bloodخون
revengeخونخواهی کرد/کن
accustomedخوگرفتهعادت‌شده
familiarityخویشاوندی
taskخویشکاریوظیفه
deontologyخویشکاری‌گراییوظیفه‌گرایی
personalخویشیکشخصی
self-containedخویش‌گنجانده
streetخیابان
cucumberخیار
fictionalخیالی
second-waveخیز دومموج دوم
waveخیزهموج
wetخیس
plowخیش
moralخیمیاخلاقی
authorداتار
copyrightداتار-راشن
authorityداتارگان
exchangeداد و ستدمبادله
convictionدادباختگیمحکومیت
judgeدادرسقاضی
dataداده
givenداده شده
dataداده‌ها
juryدادورانهیئت منصفه
fairlyدادورانهمنصفانه
tradingدادوستد
courtدادگاه
justiceدادگریعدالت
propertyداراکصفت
Finite model propertyداراک مدل پایان‌دارویژگی مدل متناهی
disjunction propertyداراک واجوهشویژگی فصل
ownerدارندهصاحب
ownershipدارندگیمالکیت
medicineدارو
drugدارو
possessionدارِشتندارشتنDârešt, verbal noun of dâštan "to have, possess" (on the model of konešt, from kardan; xoršt, from xordan; bâlešt, from bâlidan; râmešt, from râmidan; (Lori) zenešt, from zadan; (Nowdân, Fârs) perešt, from paridan); Mid.Pers. dâr-, dâštan "to have, hold, preserve;" O.Pers./Av. dar- "to hold, keep back, maintain, keep in mind;" Skt. dhr- "to hold, keep, preserve," dharma- "what is established or firm; law;" Gk. thronos "elevated seat, throne," L. firmus "firm, stable," Lith. daryti "to make," PIE *dher- "to hold, support."مالکیت
Daseinدازاین
novelداستان
storyداستان
allegoryداستان نمادینتمثیل
novelistداستان‌نویس
havingداشتن
hotداغ
domainدامنه
domain-drivenدامنه راندهدامنه محور
empty domainدامنه‌ی تهی
knowledgeدانایی
knownدانسته
scienceدانشعلم
Computing Scienceدانش رایانش
Computer Scienceدانش رایانش
studentدانشجو
scientistدانشمند
scholarlyدانشمندانه
scholarدانشور
universityدانشگاه
scientificدانشیکعلمی
studentدانش‌آموز
positivismدانش‌گرویاثبات‌گرایی
seedدانه
granularدانه‌ای
positiveداهیدارمثبت
volunteerداوخواهداوطلب
verdictداوریحکم
judgmentداوری
judgingداوری
judgementداوریقضاوت
judgeداوری کرد/کن
scriptدبیرهخط
daughterدختر
girlدختر
brutallyددمنشانهوحشیانه
brutalددمنشانهوحشیانه
inدر
inدر
inدر
withinدر
doorدر
onدر
inدر
atدر
inدر
embraceدر آغوش گرفت/گیر
live inدر آن زندگی کرد/کن
whereasدر آنگه کهدر حالی که
at the momentدر این هنگامدر این لحظه
prima facieدر برخورد نخست
in some senseدر برخی چمارهادر برخی معانی
captivityدر بند بودناسارت
elsewhereدر جای دیگر
beforeدر جلوی
on the streetدر خیابان
duringدر درازایدر طول
primarilyدر درجه‌ی نخستدر درجه‌ی اول
on-callدر دسترس
changingدر دگرگونیدر حال تغییر
originallyدر ریشهدر اصل
just in timeدر زمان
belowدر زیر
vsدر مقابل
amongstدر میان
acrossدر میان
amongدر میان
considerدر نگر گرفت/گیردر نظر گرفت/گیر
anyhowدر هر گونهدر هر صورت
break downدر هم شکست/شکن
opposingدر پادیستش
in consequence ofدر پیبه تبع
aheadدر پیش
over the next few yearsدر چند سال آینده
in the case ofدر کاته‌یدر مورد
embedدر کار کرد/کن
besideدر کنار
strictly speakingدر گفتار سخت‌گیرانه
generally speakingدر گفتار هروینانهبطور کلی
take sth offدر آورد/آور
poseدر انداخت/اندازمطرح کرد/کن
inspireدر دمید/دمالهام گرفت/گیر
incomeدرآمد
introductionدرآمدمقدمه
intercourseدرآمیزشمراوده
entryدرآیهمدخل
longدرازطولانی
lengthدرازاطول
over timeدرازای زمان
elongationدرازش
influenceدرایشتاثیر
influentialدرایمندموثر
influencedدراییدهتاثیرگرفته
concerningدرباره
aboutدرباره
containدربر داشت/دار
compriseدربر داشت/داردشامل بود/است
versusدربرابر
comprisedدربردارندهشامل
incorporatingدربردارندهشامل
containingدربرگیرندهشامل
exclusiveدربستانحصاری
implicationدرتاهشاستلزام
Strict implicationدرتاهش سخت‌گیراستلزام اکید
Material implicationدرتاهش ماتکیاستلزام مادی
intensionدرتنشمفهوم
intensionalدرتنشیمفهومی
intensionalistدرتنش‌باورمفهوم‌باور
intensionalismدرتنش‌گرویمفهوم‌باوری
intenseدرتنوشدید
intensiveدرتنویی‌مندمتمرکز
treeدرخت
brightدرخشان
brightnessدرخشندگی
requestدرخواست
requestدرخواست کرد/کن
requestedدرخواست‌شده
suitableدرخورمناسب
properدرخورمناسب
appropriateدرخورمناسب
suitablyدرخورمناسب
appropriatenessدرخور بودنمناسب بودن
fitدرخور کرد/کنمناسب کرد/کن
appropriatelyدرخورانهبطور مناسب
properlyدرخورانه
painدرد
inspiringدردمندهالهام‌بخش
inspiredدردمیدهالهام‌گرفته
inspirationدردَمِشدردمشالهام
correctدرستصحیح
fairدرست
justدرست
rightدرست
be the caseدرست باشد
well-formedدرست ساخت
confirmدرست ساخت/سازتایید کرد/کن
endorseدرست شمارد/شمارصحه گذاشت/گذار
integerدرستهعدد صحیح
correctnessدرستی
confirmationدرست‌پنداشتن
injectionدرشانشتزریق
cureدرمان
treatmentدرمان
wildدرندهوحشی
apprehendدرنوتیدن
delayدرنگتاخیر
delayدرنگ کرد/کنتاخیر کرد/کن
delayedدرنگیدهبه تاخیر افتاده
inductionدرهازشاستقرا
inductiveدرهازشیاستقرایی
intertwinedدرهم تنیده
conflateدرهم آمیخت/آمیز
mowدرو شد/شو
Soundدرواصحیح
soundدرواصحیح
gateدروازهگیت
gatewayدروازه
soundnessدرواییصحت
falseدروغکاذب
lieدروغ
lieدروغ گفت/گوی
fakeدروغینقلابی
intoدرونداخل
insideدرونداخل
get intoدرون شد/شووارد شد/شو
get inدرون شد/شووارد شد/شو
inputدروندادورودی
input-outputدرونداد-بروندادورودی-خروجی
contentsدرونمایهمحتوا
contentدرونمایهمحتوا
intrinsicsدرونگین
intrinsicدرونگینذاتی
intrinsicallyدرونگینانهبطور ذاتی
interiorدرونیداخلی
innerدرونی
internalدرونیداخلی
subjectivelyدرون‌آختانه
subjectدرون‌آختهسوژه
subjectivityدرون‌آختگی
subjectiveدرون‌آختیشخصی
subjectivistدرون‌آخت‌گرا
subjectivismدرون‌آخت‌گرایی
incomingدرون‌آیندهورودی
talentدرون‌داشتاستعداد
internalistدرون‌گرا
internalismدرون‌گرایی
inclusionدرون‌گرفتن
inclusiveدرون‌گرفته
includedدرون‌گرفتهشامل‌شده
includeدرون‌گرفتهشامل
intuitionدرون‌یافتشهود
conscienceدرون‌یافتوجدان
intuitivelyدرون‌یافتانهبطور شهودی
intuitionistدرون‌یافت‌باورشهودگرا
intuitionismدرون‌یافت‌گرویشهودگرایی
intuitiveدرون‌یافت‌گرویشهودی
intuitionisticدرون‌یافت‌گرویشهودی
repairدرپینیدنتعمیر، مرمت
doorwayدرگاه
inverseدرگرد
inversionدرگردش
involveدرگیر کرد/کن
seaدریا
understandingدریافتفهم
receiveدریافت شد/شو
receiveدریافت شد/شو
intelligibleدریافتنیقابل فهم
understoodدریافتهفهمیده شده
lakeدریاچه
beachدریاکنارساحل
inheritanceدریگشdarigeš
thiefدزد
pirateدزد دریایی
handدست
obtainدست یافت/یاب
achieveدست یافت/یابنائل شد/شو
resultدستاوردنتیجه
accessدسترسی
accessدسترسی داد/ده
availableدسترس‌پذیر
accessibleدسترس‌پذیر
accessibilityدسترس‌پذیری
availabilityدسترس‌پذیری
partyدستهحزب
sortدسته
ruleدستورقاعده
commandدستور
Necessitation ruleدستور بایستگیقاعده‌ی ضرورت
grammarدستور زبانگرامر
grammaticallyدستور زبانانهبطور نحوی
grammaticalدستور زبانی
Generalizationدستور هروینیدنقاعده تعمیم
Admissible ruleدستور پذیرفتنیقاعده‌ی قابل قبول
agendaدستور کاردستور جلسه
rules of derivationدستورهای جدامدگیقواعد استنتاج
structural rulesدستورهای ساختاریقواعد ساختاری
manipulateدستکاری شد/شو
deviceدستگاهوسیله
deductive apparatusدستگاه فروهازشیدستگاه استنتاجی، دستگاه استنباطی
manualدستی
accessingدستیابی
achievementدستیابینایل شدن
assistantدستیار
obtainableدستیافتنی
appealingدست‌به‌دامان شدنمتوسل شدن
righthandدست‌راست
artifactدست‌ساز
lefthandدست‌چپ
obtainingدست‌یافتن
accidentدشامدتصادف
accidentallyدشامدانهبطور تصادفی
southernدشتریجنوبی
hostileدشمنخصومت‌آمیز
enemyدشمن
laboriousدشوار
difficultدشوار
difficultyدشواری
troubleدشواریمشکل
troublingدشواری‌سازمشکل‌ساز
impostorدغلکار
post officeدفتر پست
officeدفتر کار
secretaryدفتردار
albumدفترگانآلبوم
heartدلقلب
arbitraryدلخواه
favoriteدلخواهمورد علاقه
anxietyدلواپسیاضطراب
braveدلیرشجاع
dareدلیرشجاع
courageدلیریشجاعت
cordateدل‌دارقلب‌دار
instantدملحظه
breathدمنفس
temperatureدما
Entailmentدمداشتاستلزام
First Degree Entailmentدمداشت زینه‌ی یکم
Democratدموکرات
secondsدمک‌هاثانیه‌ها
pursueدنبال کرد/کن
seriesدنباله
sequenceدنباله
trainدنبالهقطار
tenده
mouthدهان
decimalدهدهی
donationدهش
decadeدهه
twoدو
two-valuedدو ارزشی
two-placeدو جایگاهیدو موضعی
twelveدوازده
twiceدوبار
againدوباره
dichotomyدوبخشیدیکوتومی
doubleدوبرابر
duplicateدوتا کرد/کن
duplicationدوتایش
binaryدوتایی
smokeدود
obsessiveدودلوسواس
hesitationدودلیتردید
distancedدوربافاصله
remoteدور
distantدور
awayدور
farدور
wasteدور ریختنی
discardدور ریخت/ریز
distanceدورافاصله
heydayدوران شکوفایی
childhoodدوران کودکی
prudentدوراندیش
dilemmaدوراهی
fartherدورتر
farthestدورترین
TVدوردیستلویزیون
televisionدوردیستلویزیون
telemetryدورسنجی
courseدوره
periodدوره
plateدوریبشقاب
hellدوزخجهنم
likeدوست داشت/دار
friendlyدوستانه
friendshipدوستی
lovelyدوست‌داشتنی
showerدوش
twinدوقلو
secondaryدومان
secondدومین
biconditionalدوهمبایستیدو شرطی
bikeدوچرخه
dualدوگان
dualismدوگانه‌گروی
dualityدوگانگی
dialecticalدوگویانهدیالکتیکی
dialecticدوگوییدیالکتیک
installationدَرهِشدرهش
southدَشتردشترDaštar, from Mid.Pers. dašn "right hand;" Av. dašina- "right;" Ossetic dæsni "skillful, dexterous;" cf. Skt. dáksina- "right; southern;" Gk. dexios (<*deks-i-uo-) "right," dexiteros "located on the right side;" L. dexter "right;" Goth. taihswo "right hand;" O.Ir. dess "on the right hand, southern;" PIE base *deks- "right." The second element -tar direction suffix, as in Mid.Pers. ošastar "east" (Av. ušastara- "eastern"), dôšastar "west" (Av. daôšatara-, daôšastara- "western"), abâxtar "north" (Av. apāxtara- "northern"), Mod.Pers. bâxtar, → west.جنوب
boxدُرجدرججعبه
toolboxدُرج ابزاردرج ابزارجعبه‌ی ابزار
departmentدپارتمان
casualtyدژبختیسانحه
misunderstandingدژدریافتسوء تفاهم
mistakenدژ‌گرفتهاشتباه‌گرفته‌شده
mistakenlyدژ‌گیرانهبطور اشتباه
mistakeدژ‌گیریاشتباه
cartesianدکارتی
Drدکتر
turn intoدگر شد/شوتبدیل شد/شو
renameدگر نامید/نامتغییر نام داد/ده
changeدگر کرد/کنتغییر داد/ده
othernessدگربودگی
differingدگرسانمتفاوت
differentدگرسانمتفاوت
differدگرسانمتفاوت
differدگرسان بود/استتفاوت داشت/دار
differentlyدگرسانانهمتفاوت
differentiationدگرسانشمشتق‌گیری
differentialدگرسانه‌ای
differenceدگرسانیتفاوت
immutableدگرش‌ناپذیرتغییرناپذیر
immutabilityدگرش‌ناپذیریتغییرناپذیری
mutableدگرش‌پذیرتغییرپذیر
mutabilityدگرش‌پذیریتغییرپذیری
renamedدگرنامیده
changeدگرگونیتغییر
shiftدگرگونیتغییر
changesدگرگونی‌هاتغییرات
alternativeدگرین
alternativelyدگرینانه
meetingدیدارملاقات
meetدیدار کرد/کنملاقات کرد/کن
visitedدیدن کرد
visitedدیده
viewدیدگاه
point of viewدیدگاه
standpointدیدگاه
pointof-viewدیدگاهمنظر
points of viewدیدگاهها
lateدیر
lateدیر
durationدیرشمدت
yesterdayدیروز
museumدیرینکدهموزه
formatدیسارقالب
formationدیسش
shapeدیسهشکل
formدیسهشکل
formalدیسه‌ایصوری
non-formalizedدیسه‌ای نشدهصوری نشده
formativeدیسه‌بخششکل‌دهنده
formalizeدیسه‌سازی کرد/کنصورت‌بندی کرد/کن
formaliseدیسه‌سازی کرد/کنصورت‌بندی کرد/کن
formalizedدیسه‌سازی‌شدهصورت‌بندی شده
schemaدیسه‌نما
formalizationدیسه‌ورشصورتبندی
formalistدیسه‌گراصورت‌گرا
formalismدیسه‌گراییصورت‌گرایی
formallyدیسه‌‌ای‌واربطور صوری
formulaدیسولفرمول
Barcan formulaدیسول بارکنفرمول بارکن، فرمول بارکان
Buridan formulaدیسول بوریدانفرمول بوریدان
formulationدیسولشصورتبندی
formulateدیسول‌سازیفرمول‌بندی
Controversial formulas in Quantified Modal Logicدیسول‌های سگالشی در گویایی شونی چندی‌گذاردهفرمول‌های بحث برانگیز در منطق موجهات محمولاتی
last nightدیشب
devilدیو
wallدیوار
enclosedدیوارکشی‌شدهمحصور
ministryدیوانسراوزارتخانه
crazyدیوانه
anymoreدیگر
no longerدیگر
elseدیگر
anotherدیگر
otherدیگر
othersدیگران
DNAدی‌ان‌اِیدی‌ان‌ای
storeذخیره کرد/کن
saveذخیره کرد/کن
mindذهنzen
mind-brainذهن-مغز
mentallyذهنانه
mentalذهنی
mentalityذهنیگیذهنیت
Mentalismذهنی‌گرا
mentalistذهن‌گرا
give backرا پس داد/ده
give sth backرا پس داد/ده
streamingرابش
streamرابه
streamlineراب‌خت
radioرادیو
mysteryراز
rightراست
trueراستصادق
verifyراست جست/جوrâst•jostanتحقیق کرد/کن
directionراستاجهت
directedراستادارجهت‌دار
directednessراستاداریجهت‌داری
justifiedراستاوردهموجه
justificationراستاورشتوجیه
justifyراستاوری کرد/کنتوجیه کرد/کن
justifiableراستاوری‌پذیرقابل توجیه
rectangularراستگوش
truthراستیصدق
truth of sentenceراستی سهانصدق جمله
vacuous truthراستی پوچ
logical truthراستی گویاییکصدق منطقی
authenticراستیناصیل
authenticateراستین شمرد/شمار
truthراستینیحقیقت
verificationراستی‌جوییتحقیق
truth-preservingراستی‌نگهدار
rightmostراست‌ترین
verificationistراست‌جست‌باورتحقیق‌گرا
verifiableراست‌جست‌پذیرقابل تحقیق
verifiabilityراست‌جست‌پذیریتحقیق‌پذیری
verificationismراست‌جست‌گرویتحقیق‌گرایی
rectangleراست‌گوشهمستطیل
directorراشتارمدیر
rightراشنحق
patentراشَن برنوسشراشن برنوسشحق ثبت
driverراننده
drivingرانندگی
wayراه
pipelineراه لولهخط لوله
runراه افتاد/افت
triggerراه انداخت/انداز
walkراه رفت/رو
monkراهب
adminراهبر
administratorراهبر
administrativeراهبری
administrationراهبری
administrateراهبری کرد/کن
guideراهنما
solutionراهکارراه‌ حل
triggerراه‌انداز
start-upراه‌اندازاستارت‌آپ
obstacleراه‌بندمانع
barrierراه‌بندمانع
voteرای
voteرای داد/ده
computationرایانش
computationalرایانشی
computableرایانش‌پذیر
computabilityرایانش‌پذیری
computerرایانگرکامپیوتر
laptopرایانگرلپتاپ
PCرایانگر خویشیککامپیوتر شخصی
mentorرایزن
consultantرایزنمشاور
attorneyرایزنوکیل
orderرایهRâyé, noun related to râyânidan "to regulate, set in order," from Mid.Pers. râyânīdan "to arrange, organize," from rây- (Mod.Pers. ârây-, ârâyeš, ârâyidan "to arrange, adorn"), ârây-, ârâstan "to arrange, adorn;" O.Pers. rād- "to prepare," rās- "to be right, straight, true," rāsta- "straight, true" (Mod.Pers. râst "straight, true"); Av. rāz- "to direct, put in line, set," razan- "order;" Gk. oregein "to stretch out;" L. regere "to lead straight, guide, rule," p.p. rectus "right, straight;" Skt. rji- "to make straight or right, arrange, decorate;" PIE base *reg- "move in a straight line;" see also → direct.
orderingرایهترتیب
second orderرایه دوممرتبه دوم
second-orderرایه دوممرتبه دوم
first-orderرایه یکممرتبه اول
ordinalرایه‌ایترتیبی
first orderرایه‌ی یکممرتبه‌ی اول
rowرجردیف
queueرجصف
occurرخ داد/دهبه وقوع پیوست/پیوند
bedرختخواب
incidentرخدادحادثه
occurrenceرخدادوقوع
occurredرخدادهبه وقوع پیوسته
electricityرخشبرق
electricرخشبرق
electricalرخشیبرقی
rejectionرد کردن
triageرده‌بندی درمانی,کرد,کن,را
classifiedرده‌بندی شدهطبقه‌بندی شده
strategyرزم‌آمایی
exactرزیندقیق
exactlyرزینانهدقیقا
deliveryرسانشتحویل
mediaرسانه
growthرسترشد
officialرسمی
officiallyرسمی
formalityرسمی بودن
ropeرسنطناب
reachingرسیدن
matureرسیدهبالغ
stringرشته
sequentرشته
accurateرشمندrašmandدقیق
accuracyرشمندیrašmand•iدقت
behaviorرفتار
behaviourرفتار
behaveرفتار کرد/کن
behaviorismرفتارگرایی
graduallyرفته‌رفتهبه تدریج
romanticرمانتیک
sufferرنج برد/بر
colourرنگ
colorرنگ
paintرنگ کرد/کن
paleرنگ‌پریده
releasedرها شده
releaseرها شد/شو
emancipationرهایی
releaseرهایی
leaderرهبر
leadersرهبران
leadershipرهبری
leadرهبری شد/شوهدایت شد/شو
set offرهسپار شد/شو
instructionرهنمود
travelerرهنوردمسافر
passengerرهگذرمسافر
tolerateروا داشت/دار
procedureروال
runningروانجاری
soulروان
spiritروان
psychologicalروانشناختی
psychicروانی
psychotherapyروان‌درمانی
foxروباه
againstروبرومقابل
faceروبرو شد/شو
dayروز
dailyروزانه
newspaperروزنامه
journalistروزنامه‌نگار
journalismروزنامه‌نگاری
Common Eraروزگار همداردوران مشترک
somedayروزی
mannerروش
methodروش
meansروش
switch onروشن شد/شو
clarifyروشن شد/شوشفاف شد/شو
Explicationروشنگریایضاح
explainingروشنگریتوضیح‌دادن
explanationروشنگریتوضیح
explainروشنگری کرد/کنتوضیح داد/ده
clarificationروشن‌سازیشفاف‌سازی
modus tollensروشِ برداشتنروش برداشتن
modus tollendo tollensروشِ برداشتنروش برداشتن
modus ponensروشِ گذاردنروش گذاردنقیاس استثنایی
modus ponendo ponensروشِ گذاردنروش گذاردنقیاس استثنایی
methodologyروش‌شناسی
desktopرومیزی
clearرونهواضح
copyرونوشت
recipeروگرفتنسخه
overروی
onروی
happenروی داد/دهاتفاق افتاد/بیفت
noteروی داشت/دارتوجه کرد/کن
encounterرویارو شد/شومواجه شد/شو
encounterرویاروییمواجهه
eventرویداد
happeningرویداداتفاق
event basedرویداد پایه
realرویدادهحقیقی
realizedرویدادهمحقق
realistرویداده‌گراحقیقت‌گرا
realismرویداده‌گراییواقع‌گرایی
realityرویدادگیحقیقت
realizeرویدادگی بخشید/بخشتحقق بخشید/بخش
pageرویهصفحه
plateرویهصفحه
surfaceرویهسطح
pp.رویه‌هایصفحه‌های
approachرویکرد
remarkروی‌داشتتوجه
altogetherروی‌همکاملا
overallروی‌هم
dietرژیم غذایی
hypocrisyریاکاری
microorganismریزجاندارمیکروارگانیسم
microwaveریزخیزهمایکرو ویو
microserviceریززواریمایکروسرویس
threadریسمان
rootریشه
radicalریشه‌ایاساسی
radicallyریشه‌ای‌وار
parentزادآوروالد
birthdayزادروزتولد
generationزادگاننسل
generatorزادگرمولد
natureزاستارطبیعت
naturallyزاستارانهبه طور طبیعی
naturalistزاستارگرا
naturalismزاستارگراییطبیعت‌گرایی
naturalزاستاریطبیعی
naturalisticزاستار‌باورانهطبیعت‌گرایانه
kneeزانو
servantزاورخدمتکار
angleزاویه
birthزایشتولد
languageزبان
formal languageزبان دیسه‌ایزبان صوری
natural languageزبان زاستاریزبان طبیعی
linguisticallyزبانشناسانه
linguisticزبانشناسیکزبانی
Programming languagesزبان‌های برنامه‌نویسی
superiorزبرین
injuryزخمجراحت
Double Negation Eliminationزدایش نایش دوباره
∧ Eliminationزدایش ∧حذف ∧
∨ Eliminationزدایش ∨
eliminativeزدایشیحذفی
eliminatorزدایندهحذف‌کننده
eliminationزدودنحذف
Double negation eliminationزدودن نایش دوبارهحذف نقض مضاعف
goldزرطلا
arsenalزرادخانه
yellowزرد
yellownessزردی
goldenزرینطلایی
uglyزشت
tenseزمان
timeزمان
present-tenseزمان-کنون
temporalزمانی
emergencyزمرچشیzomarcešاضطراری
winterزمستان
earthزمین
landزمین
groundزمین
fellزمین افتاد/افت
groundزمینه
settingزمینه
underlieزمینه شد/شو
geographerزمین‌نگارجغرافیدان
geographyزمین‌نگاریجغرافیا
geographicalزمین‌نگاریکجغرافیایی
womanزن
marriageزناشوییازدواج
remarriageزناشویی دوبارهازدواج مجدد
beeزنبور
chainزنجیر
jailزندان
prisonerزندان
prisonزندان
liveزنده
livedزنده
reviveزنده شد/شو
lifeزندگی
afterlifeزندگی پس از مرگ
liveزندگی کرد/کن
real-lifeزندگیِ رویدادهزندگی رویدادهزندگی واقعی
ringزنگ زد/زن
feministزن‌باورفمنیست
expressionزهاوشzohâvešعبارت
expressزهاویدن
expressedزهاویدهاظهار شده
serverزوارندهخدمت‌رسان
clientزوارگیرمشتری
serviceزواریخدمت
streaming serviceزواری رابشیخدمت جریانی
soonزود
earlyزود
earliestزودترین
executingزکاردناجرا کردن
executionزکارشاجرا
executiveزکارشیاجرایی
lossزیان
beautifulزیبا
beautyزیبایی
followingزیرذیل
underزیر
subclassزیر رده
becauseزیرا
subcommandزیردستور
subwayزیرراهمترو
infrastructureزیرساخت
subsystemزیرسامانه
subsententialزیرسهانیزیر جمله‌ای
sub-sententialزیرسهانیزیر جمله‌ای
sub-processزیرفرآیند
substrateزیرنهاد
substanceزیرنهادجوهر
substratumزیرنهاد
substantialزیرنهادیقابل توجه
substantiveزیرنهادینجوهری
underlyingزیرنهفته
subscriptedزیرنوشته
subscribedزیرنوشته
subscriptزیرنویس
subsetزیرهنگردزیرمجموعه
subcontraryزیرپادگونهتداخل تحت تضاد
subtaskزیرکار
subtypeزیرگونه
sub-logicزیرگویاییزیرمنطق
vitalزیستیحیاتی
biologistزیست‌شناس
biologicallyزیست‌شناسانه
biologicalزیست‌شناسانه
biologyزیست‌شناسی
biologisticزیست‌شناسیک
viableزیست‌پذیر
epochزیمه
epoch-makingزیمه‌ساز
degreeزینهدرجه
quadraticزینه دومدرجه دوم
tableزیگجدول
truth tableزیگ راستیجدول ارزش
truth tablesزیگهای راستیجدولهای ارزش
madeساخت
structureساختار
Algebraic structureساختار جبری
deconstructساختار شکست/شکن
deconstructionساختارشکنی
deconstructingساختارشکنی
buildingساختمان
Data structuresساختمان‌های داده
creationساختن
constructionساختن
constructedساخته شده
morphologyساختواژیصرف
dummyساختگی
artificialساختگیمصنوعی
artificiallyساختگی‌واربطور مصنوعی
structuredساخت‌یافته
simpleساده
simplifiedساده شده
simplifyساده کرد/کن
simplisticساده‌انگارانه
simplerساده‌تر
simplestساده‌ترین
simplificationساده‌سازی
simplicityسادگی
instrumentساز
equipmentساز و برگتجهیزات
adaptiveسازش
adaptسازش یافت/یاب
adaptationسازشی
adaptableسازش‌پذیر
organizationسازمان
organizationalسازمانی
organizeسازمان‌دهی کرد/کن
mechanismسازوکارمکانیسم
compatibleسازگار
accommodateسازگار شد/شو
compatibilityسازگاری
politicianساستارسیاستمدار
politicsساستاریسیاست
politicalساستاری
stemساقه
yearسال
year oldساله
years oldساله
social orderسامان هازمانینظم اجتماعی
systemسامانهسیستم
operating systemسامانه آپارشسیستم عامل
Formal Systemسامانه دیسه‌اینظام صوری
quantified modal systemسامانه شونی چندی‌گذاردهسیستم موجهاتی تسویری
operating systemsسامانه‌های آپارشسیستم‌های عامل
central nervous systemسامانه‌ی پیامرسان ستادیسیستم عصبی مرکزی
systematicسامانیکسیستماتیک
Sun Microsystemsسان مایکروسیستمز
centimeterسانتی‌متر
centimetreسانتی‌متر
soapساونصابون
nuanceساگِنساگن
cyberسایبر
shadowسایه
wastebasketسبد زبالهسطل زباله، سطل آشغال
greenسبز
greenfieldسبزه‌زار
vegetableسبزی
lightسبک
styleسبک
lifestyleسبک زندگی
asteriskستاره
starستاره
asteriskedستاره‌دار
Morning Starستاره‌ی بامدادی
Evening Starستاره‌ی شامگاهی
Stoicستاوندیرواقی
‫‪Stoics‬‬ستاوندیانرواقیون
stemستاک
adorationستایش
admirerستایشگر
binستلسطل
instantستندلحظه
Assertionستوارش
glorifyingستودنتجلیل
virtueستودگیفضیلت
columnستون
verticalستونیعمودی
struggleستیز
quarrelستیزنزاع
strifeستیزه
stronglyسختبه‌شدت
toughسخت
hardسخت
botherسختیزحمت
hardwareسخت‌افزار
harderسخت‌تر
rigidسخت‌پایصلب
rigidityسخت‌پاییصلبیت
rigourسخت‌گیر
rigorسخت‌گیر
austereسخت‌گیر
strictسخت‌گیراکید
strictlyسخت‌گیرانه
austerelyسخت‌گیرانه
rigorouslyسخت‌گیرانه
utteranceسخن
speakسخن گفت/گویصحبت کرد/کن
lectureسخنرانی
censorshipسخن‌مهاریسانسور
hundredسدصد
soundسداصدا
soundسدا داد/دهصدا داد/ده
centuryسدهقرن
twentieth-centuryسده بیستمقرن بیستم
Middle Agesسده‌های میانیقرون وسطی
last centuryسده‌ی گذشتهقرن اخیر
headسر
dealسر و کار داشت/دار
violateسر پیچید/پیچ
drink upسر کشید/کش
chefسرآشپز
inceptionسرآغاز
prettyسراسرکاملا
quiteسراسرکاملا
entirelyسراسرکاملا
fullyسراسرکاملا
throughoutسراسر
entireسراسرتمام
worldwideسراسر جهان
titleسرالعنوان
ultimatelyسرانجام
eventuallyسرانجامدر نهایت
finallyسرانجام
apartmentسراپارآپارتمان
overheadسربار
soldierسرباز
alongسرتاسر
throughسرتاسر
redسرخ
pinkسرخ‌روشنصورتی
coldسرد
puzzleسردرگم کرد/کن
confusionسردرگمی
genusسردهجنس
‫‪speciesسرده
straightforwardسرراست
directسرراستمستقیم
straightforwardlyسرراستانهبطور مستقیم
deadlineسررسید
hallسرسراهال
instinctسرشتغریزه
characterسرشتارشخصیت
characterizationسرشتارش
characteristicسرشتاریمشخصه
characterisedسرشتاریدهمشخص‌شده
inherentسرشتین
proudسرفراز
coolingسرمایش
wealthسرمایهثروت
fundسرمایه
fundسرمایه گذارد/گذار
wealthyسرمایه‌دارثروتمند
fundingسرمایه‌گذاری
investmentسرمایه‌گذاری
fateسرنوشت
fatalismسرنوشت‌باوریتقدیرگرایی
crucialسرنوشت‌سازحیاتی
headsسرها
rhymeسرود
transgressionسرپیچی
violationسرپیچی
violatingسرپیچیدن
provenanceسرچشمهمبدا
emanatingسرچشمه‌گرفته
suppressionسرکوب
busyسرگرم
hobbyسرگرمی
entertainingسرگرم‌کننده
deserveسزاوار بود/است
firmسفت
zeroسفرصفر
vanish identicallyسفر شدن سخت‌گیرانهصفر شدن بطور اکید
whiteسفید
sideسمتطرف
ageسن
critiqueسنجشنقد
criticalسنجشگرانهانتقادی
analogسنجه‌ایقیاسی
criterionسنجیدارمعیار
chairسندلیصندلی
stoneسنگ
cruelسنگدلبی‌رحم
heavyسنگین
unwieldyسنگین
weightسنگینیوزن
cornerstoneسنگ‌بنا
tortoiseسنگ‌پشت
threeسه
three-valuedسه ارزشی
sentenceسهانجمله
sententialسهانیجمله‌ای
feelingسهشاحساس
senseسهشحس
Common Senseسهش همدارعقل سلیم
susceptibleسهندهحساس
context-sensitiveسهنده به بافتارحساس به متن
context-sensitivityسهندگی به بافتارحساسیت به متن
ternaryسه‌تایی
biasedسو گرفته
embarkسوار شد/شو
fuelسوخت
profitسود
benefitسود
businessmanسوداگر
businessسوداگریکسب‌ و کار
utilitarianسودمند
utilitarianismسودمندگراییفایده‌گرایی
usefulnessسودمندی
needleسوزن
thirdسومین
obversionسوگردشعکس نقیض مخالف
tragedyسوگنامه
assertionسُتوارشستوارشاخبار
assertoricسُتوارشیستوارشیاخباری
bishopسُکوباسکوبااسقف
exceptionalسُگِرتِشیسگرتشیاستثنایی
thanksسپاس
Acknowledgmentsسپاسمندیقدردانی
gratefulسپاسگزار
thank youسپاسگزارم
respectiveسپاکوارمربوطه
thenسپس
later onسپس‌تربعدا
holidayسپنت‌روزتعطیل
sacredسپندمقدس
candleسپندارشمع
dawnسپیده‌دم
sunriseسپیده‌دم
coinسکه
platformسکو
dogسگ
exceptionسگرتشsogerteš Sogert, from so-, variants zo- and os-, → ex- "out," + gert- "to take," → concept; cf. Mid.Pers. Parthian zgirw- "to take out," from uz- "ex-" + girw- "to take."استثناء
thirtyسی
blackسیاه
inventoryسیاهه‌ی داراییلیست موجودی
billسیاهه‌ی پرداختصورتحساب
ghostسیاهیروح
appleسیب
potatoسیب‌زمینی
situationسیتشوضعیت
thirteenسیزده
floodسیل
wireسیم
cinemaسینما
cigaretteسیگار
golfشاخابخلیج
branchشاخه
forkشاخه
boughشاخه
forkشاخه شاخه شد/شو
merryشاد
merrierشادتر
happyشادمانخوشحال
happinessشادمانیخوشحالی
joyشادی
fluidشارهسیال
flowشاره
fluidityشارِگیشارگیسیالیت
dinnerشام
sunsetشامگاهغروب
theirشان
shoulderشانه
mainstreamشاهراهجریان اصلی
featشاهکار
princessشاه‌دخت
pupilشاگرد
perhapsشاید
maybeشاید
might have beenشاید بودممکن بود باشد
deservedlyشایسته
decentشایسته
competencyشایستگی
nightشب
hurryشتاب کرد/کنعجله کرد/کن
quicklyشتابانبه‌سرعت
rapidشتابانسریع
quickشتابانسریع
plowشخم زد/زن
possibleشدنیممکن
mightشدنی بود/استممکن,بود,است
mayشدنی بود/استممکن,بود,است
possibilityشدنیگیامکان
contingencyشدنیگی ویژهامکان خاص
possiblyشدنی‌واربطور ممکن
sixشش
jobشغل
shootشلیک
shootشلیک کرد/کن
firingشلیک‌کردن
youشما
countشمارتعداد
countableشمارا
accountantشماردارحسابدار
accountingشمارداریحسابداری
accountشماردنحساب
innumerableشمارش‌ناپذیرغیر قابل شمارش
denumerableشمارش‌پذیرقابل شمارش
counterشمارنده
numberشماره
integral numberشماره درستعدد صحیح
complex numberشماره همتافتعدد مختلط
numericalشماره‌ایعددی
numeralشماره‌ایعددی
numeralsشماره‌هااعداد
numbersشماره‌هااعداد
twin primesشماره‌های نخست دوقلواعداد اول دوقلو
complex numbersشماره‌های همتافتاعداد مختلط
integral numbersشمارگان درستاعداد صحیح
digitalشماریدیجیتال
arithmeticشماریکحساب
Peano arithmeticsشماریک پئانوحساب پئانو
arithmeticalشماریکالحسابی
arithmetisationشماریک‌سازیحسابی‌سازی
articulateشمرده گفت/گوی
articulatingشمرده‌گفتن
articulatedشمرده‌گفته
articulationشمرده‌گویش
swordشمشیر
sandشن
swimشنا کرد/کن
cognitionشناخت
epistemicشناختیمعرفتی
epistemicallyشناخت‌شناسانهبطور معرفتی
Epistemologyشناخت‌شناسیمعرفت‌شناسی
identifiedشناسایی شده
identifyشناسایی کرد/کن
identifiedشناسایی‌شده
identifiableشناسایی‌پذیر
floatشناور
listenerشنونده
audienceشنوندگان
eagleشهبازعقاب
townشهر
cityشهر
citizenشهروند
urbanشهری
civilشهریمدنی
civilizationشهریگریتمدن
probableشوانامحتمل
probablyشوانانهاحتمالا
probabilityشواناییاحتمال
probabilisticشوانیک
wittyشوخ
passionشور
excitingشورانگیزهیجان‌انگیز
enthusiastشورمند
emotionalشورمندانهاحساسی
emotionشورمندیاحساس
modeشون‫‪šōnجهت
modalشونیوجهی
modalityشونیگیوجهی‌بودن
husbandشوهر
huntشکار شد/شو
hunterشکارچی
gapشکاف
sugarشکر
failureشکستعدم موفقیت
failشکست خورد/خور
beatشکست داد/ده
chocolateشکلات
stomachشکمبهمعده
techniqueشگردتکنیک
strangeشگفتعجیب
surpriseشگفتانه
wonderشگفتیتعجب
surprisingشگفت‌آور
amazingشگفت‌آورحیرت‌انگیز
startlingشگفت‌آور
surprisinglyشگفت‌آورانه
wonderfulشگفت‌انگیز
surprisedشگفت‌زده
surpriseشگفت‌زده شد/شو
steepشیب تند
shineشید
milkشیر
headsشیر
glassشیشه
fluentشیوا
Shivaشیوا
modeشیوهطرز
fashionشیوه
protocolشیوه‌نامهپروتکل
nicelyظریفانه
caveغار
dustغبار
foodغذا
filterغربال
sadغمگین
submergeغوته‌ور کرد/کنغوطه‌ور کرد/کن
giantغول
so onغیرهغیره
fileفایل
caseفتادمورد
case studyفتاد پژوهیمورد پژوهی
productivelyفرآورانهبطور مولد
productفرآوردهمحصول
productionفرآورشتولید
producerفرآورندهتولیدکننده
producingفرآوریتولید
generateفرآوری کرد/کنتولید کرد/کن
producedفرآوری‌شدهتولیدشده
inviteفرا خواند/خواندعوت شد/شو
callفرا خواند/خوان
metamathematicsفراانگارشفراریاضیات
callفراخوانی
run offفرار کرد/کن
fleeفرار کرد/کن
upstreamفرازاب
metalanguageفرازبان
projectفراشانپروژه
projectionفراشانش
projectorفراشانگر
projectingفراشانیدن
forgetفراموش کرد/کن
Frenchفرانسوی
supplyفراهم شد/شو
accommodateفراهم شد/شو
provideفراهم کرد/کن
extraordinaryفراهمیشگیفوق‌العاده
supplierفراهم‌کننده
numerousفراوان
exhaustiveفراگیر
ubiquitousفراگیر
beyondفرای
processفرایند
pictureفرتورتصویر
photographفرتورعکس
photoفرتورتصویر
pictureفرتور کرد/کنتصویر کرد/کن
cameraفرتوگیردوربین
completionفرجامشپایان یافتن
ultimateفرجامیننهایی
tomorrowفردا
philosopherفرزانهفیلسوف
philosophersفرزانگانفیلسوفان
Philosophyفرزانگیفلسفه
Ordinary language philosophyفرزانگی زبان هرروزهفلسفه‌ی زبان طبیعی
Hegel's philosophyفرزانگی هگلفلسفه هگل
philosophizeفرزانگی ورزید/ورزفلسفه ورزید/ورز
philosophicalفرزانگیکفلسفی
impفرزند
perfectفرساختکامل
perfectlyفرساختانهکاملا
perfectionفرساختیکمال
senderفرستنده
milestoneفرسنگ‌شمار
carpetفرش
governingفرشاییدناداره
cultفرقه
obeyفرمان برد/براطاعت کرد/کن
rulerفرمانروا
realmفرمانرواییقلمرو
imperativeفرمانیامری
rectorفرنشینرئیس
bossفرنشینرئیس
chairmanفرنشینرئیس
purposeفرنههدف
cultureفرهنگ
culturalفرهنگی
ingestفرو داد/ده
sinkفرو رفت/رو
collapseفرو ریخت/ریز
parseفرو شکافت/شکافتجزیه کرد/کن
humbleفروتن
landingفرود آمدن
landفرود آمد/آی
downstreamفروداب
airportفرودگاه
parserفروشکافندهتجزیه‌گر
deductionفروهازشاستنتاج
Natural Deductionفروهازش زاستاریاستنتاج طبیعی
deductiveفروهازشیاستنتاجی
deducedفروهازیدهنتیجه‌گیری شده
promiseفرگتوعده
promiseفرگتیدنFargot, literally "word (say, saying) put forth," from far-, variant of farâ-, → pro-, + got, from gotan, gutan (as in Kurd. (Kurm.) gôtin, guhtin, (Sor.) gutin, Gilaki gutan, Shahmerzadi. -got- "to speak"), variant of goftan "to say, tell, utter," Mid.Pers. guftan; O.Pers. gaub- "to say."
chapterفرگردفصل
evolutionفرگشتتکامل
deceptionفریب
deceitفریب
fallacyفریبمغالطه
trickفریب خورد/خور
deceptivelyفریبنده
trickyفریبنده
deceptiveفریبنده
trickierفریبکار
principalفرین
principallyفرینانه
incrementفزایه
pressureفشار
stressفشار
stressفشار آمد/آی
pushفشار داد/ده
compactفشرده
intensiveفشرده
compactnessفشردگی
poorفقیر
Philosophy of languageفلسفه‌ی زبان
technologicalفناورانه
technologyفناوری
cupفنجان
technicalفنی
indexفهرست
indexفهرست کرد/کن
footballفوتبال
evolveفَر گشت/گرفر,گشت,گر,گرداند,گردان,راتکامل یافت/یاب
postulateفَراوَسفراوسFarâvas (on the model of piš-nahâd "proposition," and farâ-nemudan "to exhibit, expose"), from farâ-, → pro-, + vas. The second component from Av. vas- "to will, desire, wish, long for," vasəmi "I wish," vasna- "will, favor," ušti- "desire, wish, will," vasô, vasə "at one's will;" cf. O.Pers. vasiy "at will, greatly, utterly," vašna- "will, favor;" Mid.Pers. vasnâd "because, on account of." This word is extant in several Modern Iranian dialects: Tabari vessen "to wish, desire," Gilaki vâssan "to wish, desire," vâsti "desire; for, because, on account of;" Kurd. wistin "to desire, wish," Lâri avessa "to desire;" Nâyini vas "to like;" colloquial Tehrâni vâsé "for;" Lori, Malâyeri biza "pregnancy craving;" cognate with Skt. vaś- "to wish, want, desire," váśa- "wish, desire," vasēna "for, because;" Gk. ekon "voluntary;" PIE base *uek- "to wish."اصل موضوع
frameقاب
lawقانون
law of double negationقانون نایش دوبارهقانون نقض مضاعف
Peirce's lawقانون پیرس
lawyerقانوندانحقوقدان
canonicalقانونی
legitimateقانونی
legalقانونی
De Morgan 's lawsقانون‌های دمورگان
boatقایق
yachtقایق بادبانی
tribeقبیله
tallقد بلند
be toقرار بود/است
betقمار کرد/کنشرط بست/بند
championshipقهرمانی
coffeeقهوه
brownقهوه‌ای
canقوتیقوطی
scissorsقیچی
Latinلاتین
rubberلاستیک
thinلاغر
azureلاژوردلاجورد
layerلایه
smileلبخند
smileلبخند زد/زن
edgeلبه
obstinateلجباز
obstinatelyلجبازانه
enjoyلذت برد/بر
infallibleلغزش‌ناپذیر
slipperyلغزنده
Lindenbaum's lemmaلم لیندنبائوم
Polishلهستانی
diamondلوزی
roll upلوله شد/شو
logoلوگو
stainلکه
spotلکه
leashلگامقلاده
leashلگام زد/زنقلاده زد/زن
listلیست
but ratherلیکبلکه
ratherلیکبلکه
weما
matrixماتریس
regular matrixماتریس باسامانماتریس منظم
materialماتکی
motherمادر
grandmotherمادر بزرگ
innateمادرزادی
matterماده
materialismماده‌گراییماتریالیسم
feminineمادین
spiralمارپیچ
masochistمازوخیست
machineماشین
yoursمال شما
whoseمال چه‌کسی
financialمالی
ourمان
heritageمانداکمیراث
monasteryمانستانصومعه
imitationمانشگریتقلید
such asمانند
as thoughمانند اینکهمثل اینکه
analogyمانندسازیتشبیه
ideaمانهایده
more general ideasمانه‌های هروینترایده‌های کلی‌تر
idealismمانه‌گرویایده‌آلیسم
moonمانگماه
ideologyمانگانایدئولوژی
ideologicalمانگانیایدئولوژیکی
monthماه
fishماهی
magmaماگما
magmaماگما
Meinongianismماینونگ‌گروی
fightمبارزه کرد/کن
sofaمبل
metalinguisticمتازبانیفرازبانی
regretمتاسف شد/شو
marriedمتاهل
Metaphysicsمتاگیتیکمتافیزیک
metaphysicمتاگیتیکمتافیزیک
metaphysicallyمتاگیتیکانهبطور متافیزیکی
metaphysicianمتاگیتیکدانمتافیزیک‌دان
metaphysicalمتاگیتیکیمتافیزیکی
metresمتر
metreمتر
meterمتر
range overمحدود شد/شو
modelمدل
headquartersمراکز فرماندهی
jamمربا
humanityمرتوگانی
humanistمرتوگان‌باور
humanismمرتوگان‌گروی
commitمرتکب شد/شو
guyمرد
manمرد
policemanمرد پاسبانمرد پلیس
marshمرداب
mankindمردمبشر
humanمردمانسان
manمردمانسان
humansمردمانانسان‌ها
assassinمردمکشآدمکش
democraticمردم‌سالاردموکراتیک
democracyمردم‌سالاری
anthropologistمردم‌شناس
popularمردم‌پسندمحبوب
anthropicمردم‌گرا
anthropologicalمردم‌گرایانه
deadمرده
limitمرزحد
limitمرز گذارد/گذار
demarcationمرزبندی
demarcatingمرزبندی
delimitedمرزبندی شده
demarcateمرزبندی شد/شو
landmarkمرزنما
limitedمرزگذارده
limitationمرزگذارش
marbleمرمر
reviewمرور
browserمرورگر
inkمرکب
deathمرگ
fatalمرگبار
tasteمزهطعم
tasteمزه داد/دهطعم داد/ده
based inمستقر در
apodicticمسلم
routeمسیر
Egyptianمصری
storeمغازه
brainمغز
coreمغزه
copeمقابله کرد/کن
meمن
Iمن
controlمهارکنترل
controlمهار شد/شوکنترل شد/شو
controlledمهارشدهکنترل‌شده
uncontrollableمهارناپذیرغیرقابل‌کنترل
controllingمهارکردنکنترل‌کردن
controllerمهارکنندهکنترل‌کننده
seniorمهتر
stampمهر
loveمهرعشق
loveمهر ورزید/ورزعشق ورزید/ورز
stampمهر کرد/کن
architectمهرازمعمار
architecturalمهرازیمعماری
architectureمهرازیمعماری
kindمهربان
kindnessمهربانی
gustمهمان
guestمهمان
hotelمهمانسراهتل
engineerمهندس
majorمهینmehinعمده
importantمهینgarin related to gerânمهم
hairمو
bananaموز
seasonموسمفصل
so-calledموسوم
missileموشک
traceableمَله‌پذیرمله‌پذیرقابل تعقیب
mainمِهادینمهادیناصلی
mainlandمِه‌بوممه‌بومسرزمین اصلی
unlessمگر اینکه
wineمیشراب
betweenمیانبین
betweennessمیانبودگی
yardمیانسراحیاط
middleمیانه
midمیانه
moderateمیانه‌رو
centerمیانگاهمرکز
headquarterمیانگاه فرماندهیمرکز فرماندهی
centralمیانگاهیمرکزی
averageمیانگین
intermediateمیانی
excluded middleمیانی برون‌داشتهطرد ثالث
middlewareمیان‌افزار
interleavedمیان‌لایه
mediocrityمیان‌مایگیمتوسط بودن
fieldمیدان
scopeمیدان دیدمحدوده
mortalمیرا
mortalityمیرایی
tableمیز
hostمیزبان
hostمیزبانی کرد/کن
barمیله
billionمیلیارد
millionمیلیون
monkeyمیمون
spiritualمینوی
fruitمیوه
prematureنا بالغ
nonemptyنا تهی
undeterminedناآترمیدهتعیین‌نشده
indeterminateناآترمیدهنامعین
indeterminacyناآترمیدگیعدم‌قطعیت
unfamiliarناآشنا
non-classicalناآموزگاهی
informallyناآیینمندانهبطور غیر‌رسمی
informalناآیینیغیر‌رسمی
disappointناامید
despairناامیدی
pureنابمحض
purelyنابانهبطور محض
unnecessaryنابایستهغیر ضروری
non-necessaryنابایستهغیر ضروری
sincerestنابترینخالصانه‌ترین
irrelevanceنابستگیبی‌ربطی
inadequateنابسندهناکافی
inadequatelyنابسنده‌واربطور غیرکافی
nonfundamentalنابنیادینغیر بنیادی
destroyنابود شد/شو
non-localنابومیغیرمحلی
incompletenessنابَوَندَگینابوندگیناتمامیت
uncertaintyناتاشتیگیعدم قطعیت
non-emptyناتهی
incapableناتوان
unableناتوان
awkwardناجور
unconsciousناخودآگاه
ignorantنادان
unknownنادانسته
ignoranceنادانی
wrongنادرستاشتباه
wrongنادرستغلط
misuseنادرست بکار رفت/رو
falsehoodنادرستی
non-intrinsicنادرونگین
inappropriateنادَرخورنادرخورنامناسب
pass overنادیده انگاشت/انگار
neglectنادیده گرفت/گیر
ignoreنادیده گرفت/گیر
disregardنادیده گرفت/گیر
ignoreنادیده‌گرفتن
secularizationنادینی‌سازی
untrueناراست
unjustifiedناراستاوردهناموجه
insulationنارساناسازیعایق‌بندی
inaccuracyنارشمندی
orangeنارنجی
forbiddenنارواممنوع
unclearناروشن
unnaturalنازاستاریغیرطبیعی
nonsimpleناساده
incompatibleناسازگار
anomalyناسانیآنومالی
indirectناسرراستغیرمستقیم
subtleناسهیدنینامحسوس
impossibleناشدنیناممکن
impossiblyناشدنی
anonymousناشناس
unlikelyناشوانانامحتمل
non-modalناشونیغیر وجهی
imperfectنافرساختناکامل
imperfectlyنافرساختانهبطور ناکامل
imperfectionنافرساختیناکاملی
nounنام
nameنام
nonmaterialناماتکیغیرمادی
unlikeنامانندبرخلاف
famousنامدارمشهور
famouslyنامدارمعروف
candidateنامزد
letterنامه
inboxنامه‌دان
correspondenceنامه‌نگاریمکاتبات
nominalistنامگرا
immortalنامیرا
immortalityنامیرایی
nominalنامیکاسمی
Nominalismنام‌گراییاصالت تسمیه
breadنان
sandwichنان‌پیچساندویچ
lunchناهار
lunchroomناهارخوری
inconsistentناهانسگار
inconsistencyناهانسگاری
nonexistenceناهستنا موجود
non-existenceناهستیعدم وجود
asymmetricalناهماموننامتفارن
asymmetricناهماموننامتقارن
incoherentناهمدوسغیرمنسجم
incoherenceناهمدوسیعدم‌انسجام
disapprovalناهمرای‌بودنناموافق‌بودن
asynchronouslyناهمزمانانه
distinctionناهمسانیتمایز
non-normalناهنجارغیرنرمال
non-normalناهنجارغیرنرمال
abnormalityناهنجاروری
indefiniteناهکانیدهنامعین
independenceناوابسته
independentناوابستهمستقل
mind-independentناوابسته به ذهنمستقل از ذهن
independentlyناوابسته‌واربطور مستقل
navigatingناوبری
navigateناوبری شد/شو
invarianceناورتایی
navigationناوش
fleetناوگان
nonspecificناویژهغیر اختصاصی
unspecificناویژیدهنامشخص
noncontradictionناپادگویی
non-contradictionناپادگویی
invalidناپایمندنامعتبر
invalidityناپایمندیعدم‌اعتبار
vanishناپدید شد/شو
vagueناپرسوننادقیق
impreciseناپرسوننادقیق
vaguenessناپرسونی
discontinuityناپیوستگی
non-relationalناپیوندینارابطه‌ای
inefficientناکارآمد
have toناگزیر بود/استمجبور,بود,است
suddenlyناگهان
suddenناگهانی
horribleناگوار
denialنایش
negationنایشنفی
Double negationنایش دوبارهنقض مضاعف
non-uniformنایکدیس
negativeناییدارمنفی
combatنبرد
battleنبرد
lackنبودفقدان
bookنبیگکتاب
libraryنبیگخانهکتابخانه
neutralنتاربی‌کنش ، خنثی
neuterنتارNatâr, from negation prefix na-, → non-, + Mid.Pers. atâr, from Av. atāra- "this of the two," cognate with L. uter "either of two;" Av. katāra- "which of two; each of two;" Skt. katará- "who or which of two."
yarnنخ
firstنخست
primeنخست
primaryنخستیناولیه
firstنخستین
primitiveنخستیناولیه
won'tنخواهد
agnosticندانم‌گرا
rateنرخ
fenceنرده
softنرم
softwareنرم‌افزار
masculineنرین
approximateنزدین
roughlyنزدینانهبطور تقریبی
approximatelyنزدینانهتقریبا
nearlyنزدینانهتقریبا
aboutنزدینانهتقریبا
approximationنزدینش
intimateنزدیک
nearنزدیک
almostنزدیک به
approachنزدیک شد/شو
intimatelyنزدیکانه
nearestنزدیکترین
nearbyنزدیکی
signalنشالعلامت
signنشانعلامت
effectنشانOskar, from os-, → ex-, + kar-, kardan "to do, make;" Mid.Pers. kardan; O.Pers./Av. kar- "to do, make, build," Av. kərənaoiti "he makes;" cf. Skt. kr- "to do, to make," krnoti "he makes, he does," karoti "he makes, he does," karma "act, deed;" PIE base kwer- "to do, to make."اثر
showingنشان دادن
illustrationنشان دادن
showنشان داد/ده
indicateنشان داد/ده
demonstrateنشان داد/ده
denoteنشان داد/ده
designateنشان کرد/کنتعیین کرد/کن
affectنشان گذارد/گذارتأثیر کرد/کن
significantنشانارقابل توجه
significanceنشاناریاهمیت
signedنشاندارعلامت‌دار
signatureنشانزدامضا
symptomنشانه
focusنشانه رفت/روتمرکز کرد/کن
focusingنشانه‌رویتمرکز
designatorنشانگر
addressنشانیآدرس
addressنشانی داد/ده
addressنشانی داد/ده
illustratedنشان‌دادهمصور
indicativeنشان‌دهنده
designatedنشان‌شدهتعیین‌شده
designationنشان‌کردن
impressionنشان‌گذارنده
residentنشتندهمقیم
impossibilityنشدنیگیعدم امکان
sessionنشستجلسه
descendingنشیبینزولی
seatنشیمنگاه
saucerنعلبکی
nationنفانملت
nationalنفانیملی
oilنفت
hateنفرت
damnنفرینلعنت
damnedنفرین‌شدهلعنت‌شده
breatheنفس کشید/کش
muralنقاشی دیواری
roleنقش
surveyingنقشه‌برداری
symbolنماد
notationنمادگان
notationalنمادگانی
symbolicنمادین
denotationنماردندلالت
displayنمایش
showنمایش
displayنمایش داد/ده
scriptنمایشنامه
agencyنمایندگی
indexنمایهایندکس
indexicalنمایه‌ای
appearanceنمود
aspectنمودجنبه
chartنمودار
diagramنموداردیاگرام
manifestنموسارnemusâr
manifestationنموسارشnemusâreš
paradigmنمونهالگو
instanceنمونه
sampleنمونه
exampleنمونهمثال
instantiateنمونه ساخت/ساز
exemplifiedنمونه‌آوردهمصداق‌یافته
instantiationنمونه‌سازی
Universal Instantiationنمونه‌سازی هرگانیتخصیص کلی
substitution instanceنمونه‌ی جانشین
saltنمک
neitherنه
norنه
notنه
inherentlyنهادانهذاتا
themeنهاده
topicنهادهموضوع
thesisنهادهتز
subjectنهادهموضوع
matterنهادهموضوع
subject predicateنهاده واخته‌ایموضوع محمولی
subject matterنهاده‌ی بنیادینموضوع اصلی
mattressنهالینتشک
absentنهستغایب
absenceنهستیغیبت
positionنهشموقعیت
opposed positionsنهش‌های پادورزانهمواضع مخالف
lieنهفته بود/است
whaleنهنگ
lemmaنهکلم
newنوجدید
innovateنو آورد/آور
inventionنوآفرینیاختراع
innovativeنوآورانه
noemaنوئمامُدرَک
newerنوترجدیدتر
prehendنوتیدن
journeyنوردشسفر
opticنوری
opticalنوریک
fluctuationنوسان
essayنوشتارمقاله
articleنوشتارمقاله
paperنوشتارمقاله
literatureنوشتارگانادبیات
writingنوشتن
documentنوشته‌ی رسمیسند
drinkنوشیدنی
grandchildنوه
granddaughterنوه دختر
grandsonنوه پسر
tipنوک
end pointنوکه‌ی پایانینقطه‌ی پایانی
discoveryنویابش
writerنویسنده
characterنویسهکاراکتر
aristocracyنژادسالاری
racialنژادی
versionنگارش
graphنگارهگراف
graphicنگاریکگرافیک
mappingنگاشت
logنگاشتهلاگ
MapReduceنگاشت‌بازهازشنگاشت‌فروکاست، نگاشت فروکاست، نگاشت کاهش
lookنگاه کرد/کن
look atنگاه کرد/کن
lookingنگاه‌کردن
as regardsنگر به اینکهنظر به اینکه
regardنگر کرد/کننظر کرد/کن
worryنگران بود/است
concernنگرانی
worryنگرانی
worryingنگران‌کننده
observationنگرش
unobservableنگرش‌ناپذیرغیرقابل مشاهده
non-observableنگرش‌ناپذیر
considerationsنگرش‌هاملاحظات
observableنگرش‌پذیر
observerنگرندهمشاهده‌کننده
theoryنگره‌نظریه
theoristنگره‌پردازنظریه پرداز
Naïve set theoryنگره‌ی آسانگیرانه هنگردنظریه سهل‌انگارانه مجموعه‌ها
Number theoryنگره‌ی شمارهنظریه اعداد
Picture theory of meaningنگره‌ی فرتوری چمارنظریه تصویری معنا
identity theory of truthنگره‌ی همانی راستینظریه اینهمانی صدق
Coherence theory of truthنگره‌ی همدوسی راستینظریه انسجامی صدق
Correspondence theory of truthنگره‌ی همپتوازی راستینظریه مطابقتی صدق
Set theoryنگره‌ی هنگردنظریه مجموعه‌ها
Theory of relativityنگره‌ی وابستگینظریه نسبیت
Theory of descriptionsنگره‌ی واگویه‌هانظریه وصفها
theory of meaningنگره‌ی چمارنظریه‌ی معنا
Theory of typesنگره‌ی گونه‌هانظریه نوع‌ها
viewerنگرورناظر
considerationنگریستنملاحظه
considerableنگریستنیقابل توجه
theoreticنگریکنظری
theoreticalنگریکالنظری
theoreticallyنگریکانهبه‌طور نظری
unassignedنگماردهنسبت‌داده‌نشده
preserveنگه داشت/دار
keepنگه داشت/دار
holdنگه داشت/دار
keep sth inنگه داشت/دار
keep inنگه داشت/دار
guardنگهبان
protectionنگهبانیحفاظت
protectنگهبانی کرد/کنحفاظت کرد/کن
holdنگهداری
maintainingنگهداری
sustainنگهداری کرد/کنحفظ کرد/کن
maintainنگهداری کرد/کن
preservationنگهداشتحفظ
truth-preservationنگهداشت راستیحفظ صدق
unfortunateنگون‌بخت
needنیاز
needنیاز داشت/دار
requireنیاز داشت/دار
Explicandumنیازمند روشنگرینیازمند توضیح
requirementنیازمندی
settleنیاشاندنحل و فصل
prayerنیایشدعا
strengthنیرو
forceنیرو
strongنیرومندقوی
strengthenنیرومند کرد/کنتقویت کرد/کن
boostنیرومند کرد/کنتقویت کرد/کن
boostنیرومند کرد/کنتقویت کرد/کن
a fortioriنیرومندتر
strongerنیرومندترقوی‌تر
strongestنیرومندترینقوی‌ترین
strengtheningنیرومندسازیتقویت
boostedنیرومندشدهتقویت‌شده
engineنیروگرموتور
driving forceنیروی پیشران
nonbeingنیستی
noonنیمروزظهر
halfنیمه
halfwayنیمه‌راه
couchنیمکت
radiusنیمکرانشعاع
semilatticeنیم‌جارهنیم‌شبکه
profileنیم‌نماFarâpâl, from farâ-, → pro-, + pâl "thread, string,"پروفایل
semigroupنیم‌گروه
opportunityنیکواییفرصت
ethicalنیک‌کردارانهاخلاقی
ethicsنیک‌کرداریاخلاق
moralityنیک‌کرداریاخلاقیات
bioethicsنیک‌کرداری زیستیاخلاق زیستی
conjectureهاشَنهاشنحدس
commentهامتhâmatدیدگاه
commentatorهامتنده
commentaryهامتگانhâmatgânتفسیر
commentateهامتیدن
commentedهامتیده
consistentهانسگارسازگار
consistentlyهانسگارانهسازگارانه
consistencyهانسگاریhânesgâri
consistهانسیدن
consistingهانِسِشهانسششامل
disciplineهاوِشانهاوشانHâvešân, from hâveš "disciple, pupil," Mid.Pers. hâvišt "disciple, pupil;" Av. hāvišta- "disciple, pupil," + -ân a suffix denoting "group, order, system."انضباط
converseهاگردعکس
converse of Barcan formulaهاگرد دیسول بارکنعکس فرمول بارکن
converse of Buridan formulaهاگرد دیسول بوریدانعکس فرمول بوریدان
converselyهاگردانه
conversionهاگردشعکس مستوی
conversingهاگردیدن
perهر
eachهر
everyهر
anyهر
whatsoeverهر آنچه که
bothهر دو
anytimeهر زمان
wheneverهر زمان
as often asهر وقت
as often as notهر وقت
horribleهراسناکوحشتناک
threatهراسهتهدید
frightenedهراسیدهوحشت‌زده
everywhereهرجا
anywhereهرجا
anarchyهرج‌و‌مرج
everydayهرروز
ordinaryهرروزهعادی
generalهروینعمومی
in generalهروینانهبطور کلی
generallyهروینانهعموما
generalityهروینگیعمومیت
generalizationهروینیدنتعمیم
general-purposeهروین‌فرنههمه منظوره
howeverهرچندبا این حال
whateverهرچه
everythingهرچیز
anythingهرچیزی
whereverهرکجا
anybodyهرکس
everybodyهرکس
everyoneهرکس
anyoneهرکسی
whoeverهرکسی که
universalهرگانیکلی
universalityهرگانیگی
universallyهرگانی‌وارعموما
neverهرگز
eitherهریک
thousandهزار
mazeهزارتو
socialهزانه‌ایاجتماعی
sociologicalهزانه‌شناختیجامعه‌شناختی
costهزینه
amهستم
entityهستندهموجودیت
nuclearهسته‌ای
thereهستیوجود
Existenceهستیوجود
beingهستیوجود
existenceهستیوجود
there wasهستی داشتوجود داشت
there wereهستی داشتند
raiseهستی داد/دهبوجود آورد/آور
existentialهستیالوجودی
existentialistهستیال‌باوراگزیستانسیال
Existansialismهستیال‌گرویمکتب قیام حضوری
ontologicalهستی‌شناسانه
ontologyهستی‌شناسیانتولوژی
eightهشت
caveatهشدار
warningهشداراخطار
alertهشدار داد/ده
sevenهفت
weekهفته
configureهم آراست/آرا
connectهم بست/بندمتصل کرد/کن
wholeهمادکل
ordinarilyهماره‌واربطور معمول
symmetricalهمامونمتقارن
symmetricهمامونمتقارن
symmetryهمامونیتقارن
the sameهمان
similarهمانندمشابه
likeهمانندشبیه
look likeهمانند بود/است
similarlyهمانندانهبطور مشابه
similarityهمانندیشباهت
tautologyهمانگویی
accordingهماهنگمطابق
according toهماهنگ با
harmonyهماهنگی
orchestrationهماهنگ‌سازیارکستراسیون
competingهماورد
rivalهماوردرقیب
competitionهماوردشرقابت
raceهماوردیمسابقه
contestهماوردی شد/شو
vieهماوردی کرد/کن
competitiveهماوردیکرقابتی
totalهماکسرجمع
totallyهماکانهکاملا
totalityهماکیتمامیت
conferenceهمایش
partnerهمباز
conditionهمبایستشرط
conditionsهمبایستهاشرایط
truth conditionsهمبایستهای راستیشرایط صدق
conditionalهمبایستیشرطی
Indicative conditionalهمبایستی آگاهشیشرطی اخباری
material conditionalهمبایستی ماتکیشرطی مادی
connectedهمبستهمتصل
correlateهمبسته شد/شو
federalهمبستگانفدرال
connectionهمبستگیاتصال
connectiveهمبند
connectorهمبندمتصل‌کننده
mateهمتا
counterpartهمتا
sortهمجور کرد/کنمرتب کرد/کن
conjunctionهمجوهشعطف
conjunctهمجوهه
subalternationهمخلیدگیتداخل
coincidenceهمخوانیانطباق
commonهمدارمشترک
commonlyهمدارانهمعمولا
sympathyهمدردی
intimateهمدلصمیمی
empathyهمدلی
coherentهمدوسمنسجم
coherentlyهمدوسانهبطور منسجم
coherenceهمدوسیانسجام
each otherهمدیگر
along withهمراه با
accompanimentهمراهی
accompanyهمراهی شد/شو
approvalهمرای بودنموافق‌بودن
approveهمرای بودن
quite soهمرای هستمموافقم
agreeهمرای بود/استموافق بود/است
consensusهمراییاجماع
De Morgan dualityهمزادی قانون‌های دمورگان
concurrentlyهمزمان
simultaneouslyهمزمان
at the same timeهمزمان
coincideهمزمان شد/شومصادف شد/شو
constitutionهمساختن
constitutionalهمساختنی
constructهمسازه
settlementهمسازیتوافق
agreementهمسازیتوافق
analogueهمسانشبیه
analogousهمسانمشابه
analogouslyهمسانانهبطور مشابه
resemblanceهمسانیشباهت
next-doorهمسایه
next doorهمسایه
adjacentهمسایهمجاور
neighborهمسایه
neighborhoodهمسایگی
companyهمستانشرکت
class conflictهمستیزی رده‌ایتضاد طبقاتی
wifeهمسر
relativelyهمسنجانهنسبتا
comparisonهمسنجیمقایسه
comparableهمسنجی‌پذیرمقایسه‌پذیر
disputationهمسگالیمناظره
companionهمنشین
companionshipهمنشینی
componentهمنهHamneh from ham- "together," → com- + neh present tense stem of nehâdan "to put, place," → compose.جزء
compositeهمنهاده
synthesisهمنهادهسنتز
compositionهمنهش
compoundهمنهشتهمرکب
compositionalهمنهشی
comprehensionهمنوتشدرک مطلب
comprehensiveهمنوتندهجامع
comprehendهمنوتیدن
allهمه
panpsychistهمه‌روان‌گرا
usuallyهموارهمعمولا
ever-changingهمواره در دگرگونیدائما در حال تغییر
memberهموندعضو
membershipهموندیعضویت
equalهموگمساوی
equalهموگ بود/استمساوی بود/است
equationهموگشhamugešمعادله
equationalهموگشیمعادله‌ای
equalityهموگیتساوی
correspondenceهمپتوازیHampatvâzidan, from ham-, → com-, + patvâz "response" [Mo'in], from Mid.Pers. patvâc "response," Av. paitivak- + -idan infinitive suffix.
overlapهمپوشانی
overlapهمپوشانی داشت/دار
configurationهمپیکرش
cohesionهمچسبیانسجام
synonymousهمچممترادف
synonymهمچممترادف
synonymouslyهمچمانهبطور مترادف
soهمچنین
tooهمچنین
as well asهمچنین
likewiseهمچنین
alsoهمچنین
asهمچونبه‌عنوان
fellowهمکار
collaborationهمکاری
synchronizingهمگام‌سازی
synchronizationهمگام‌سازی
publicهمگانی
coefficientهمگرضریب
focusهمگرا شد/شو
convergeهمگرا شد/شو
convergenceهمگرایی
conversationallyهمگویانه
conversationalهمگویانه
conversationهمگوییمکالمه
constantlyهمیشهدائما
alwaysهمیشه
evermoreهمیشه
always-onهمیشه‌روشن
usualهمیشگیمعمولی
just nowهمین اکنونهمین حالا
as soon asهمینکهبه محض اینکه
coordinateهم‌آرا
coordinationهم‌آراستگی
homophoneهم‌آوا
competingهم‌آوردیرقابت
competeهم‌آوردی کرد/کنمسابقه داد/ده
constellationهم‌اخترانصورت فلکی
equivalentهم‌ارزمعادل
equivalentlyهم‌ارزانه
equivalenceهم‌ارزی
shareهم‌بهر کرد/کنبه اشتراک گذاشت/گذار
shareableهم‌بهری‌پذیرقابل اشتراک گذاری
sharedهم‌بهر‌شدهبه اشتراک گذاشته شده
contemporaryهم‌دوره
constructivelyهم‌ساختانهبطور برساختی
constructiveهم‌ساختی
mathematical constructionsهم‌ساخت‌های انگارشیکبرساخت‌های ریاضیاتی
conflictهم‌ستیزی
correlativeهم‌وابستهمتضایف
correlationهم‌وابستگیتضایف
covarianceهم‌ورتایی
correspondingهم‌پتوازمتناظر
consultهم‌پرسیدن
configuredهم‌پیکرشدهپیکربندی‌شده
participantهنبازشرکت‌کننده
partnershipهنبازیمشارکت
contributionهنبازیمشارکت
participateهنبازی کرد/کنمشارکت کرد/کن
contributeهنبازی کرد/کنمشارکت کرد/کن
normهنجار
normalهنجار
normallyهنجارانهبطور نرمال
normalityهنجاروری
normalizeهنجاریدن
Software engineeringهندازگری نرم‌افزارمهندسی نرم‌افزار
synthetic aprioriهندایشی پیشینیتالیفی پیشینی
geometryهندسه
geometerهندسه‌دان
geometricalهندسی
geometricهندسی
Indianهندی
artهنر
artistهنرمند
artisticهنرمندانه
yetهنوز
stillهنوز
momentهنگاملحظه
whenهنگامی‌که
setهنگردHangard, from Mid.Pers. hangart "whole, complete," hangartik "complete," hangartênitan "to collect, assemble," from *hamkard- literally "created, cut together," from han- variant of ham- "together," cognate with L.L. insimul "at the same time," from in- intensive prefix + simul "together, at the same time" (cf. Gk. homos "same," Mod./Mid.Pers. ham- "together, with," O.Pers./Av. ham-, Skt. sam-; also O.Pers./Av. hama- "one and the same," Skt. sama-; originally identical with PIE numeral *sam- "one," from *som-). (→ com-), + gard, variant of kard "created, cut," Mid.Pers. kirrēnītan, kirrēn- "to cut, create," cf. fragard "section, chapter," Av. karət- "to cut," kərəntaiti "cuts, breaks," with fraca- "to create, bring forth," karəta- "knife, dagger" (Mid.Pers. kârt "knife;" Mod.Pers. kârd "knife"), Skt. kart- "to cut, split, break," krti- "sword, knife;" PIE base *(s)kert- "to cut;" Hitt. kartae- "to cut;" Arm. kherthem "to skin;" L. cortex "bark of a tree," corium "skin, leather;" O.H.G. scrinden "to split;" Lith. kertu "to fell, cut down." مجموعه
empty setهنگرد تهیمجموعه‌ی تهی
semilattice property setهنگرد ویژگی‌های نیم‌جارهمجموعه ویژگی‌های نیم‌شبکه
set-theoreticهنگرد-نگریکنظریه مجموعه‌ای
weatherهوا
airهوا
itهوا
proponentهوادارطرفدار
atmosphereهواسپهر
aeroplaneهواپیما
planeهواپیما
hijackerهواپیماربا
northهودرHudar, from hu(y), from Mid.Pers. hôy "left, left hand," from Av. haoiia- "left" (cf. Skt. savyá- "left hand;" O.C.S. šuji; Rus. šuj; Welsh aswy; PIE *seujos) + -dar, from -tar direction suffix, as in Mid.Pers. ošastar "east" (Av. ušastara- "easthern"), dôšastar "west" (Av. daôšatara-, daôšastara- "western"), abâxtar "north" (Av. apāxtara- "northern"), Mod.Pers. bâxtar, → west.شمال
northernهودریشمالی
tropicalهورگردیاستوایی
Artificial intelligenceهوش ساختگیهوش مصنوعی
intellectualهوشمند
intelligentهوشمند
intelligenceهوشمندی
carefulهوشیاربادقت
carefullyهوشیارانهبادقت
occupyingهَگیدنهگیدنHagidan, from dialectal Pers.: Šahmirzâdi hâgetan, Saraxsi hagiton, Tabari hâytan, haytan, Semnâni hâtan, Gilaki hâgitan, Lâsgardi agiton, degiton "to occupy;" maybe related to Av. haz- "to occupy;" Skt. sah- "to overcome, be victorious, prevail," saha- "victory," sahate "overcomes, masters;" Gk. ekhein "to have, hold;" PIE base *segh- "to have, to hold."اشغال
definiteهکانیدهمعین
thrillingهیجان‌انگیز
woodcutterهیزم‌شکن
anyهیچ
noهیچ
noneهیچکدام
none ofهیچکدام از
nobodyهیچکس
nothingهیچ‌چیز
andو
etc.و غیره
cancelوا داد/دهلغو شد/شو
dictateوا داشت/دار
inspectوا دید/بین
rejectوا زد/زن
disproveوا زد/زنرد کرد/کن
analyzeوا کاوید/کاوتحلیل کرد/کن
refuteوا کوفت/کوب
convertوا گردید/گشتتبدیل شد/شو
dissolveوا گشود/گشای
describeوا گفت/گویشرح داد/ده
dependenceوابسته
dependentوابسته
relativeوابستهمربوط
relatingوابسته
context-dependentوابسته به بافتاروابسته به متن
speaker-relativeوابسته به گوینده
belong toوابسته بود/استمتعلق بود/است
relativizeوابسته کرد/کننسبی کرد/کن
relativistوابسته‌گرانسبی‌گرا
relativismوابسته‌گرایینسبی‌گرایی
dependencyوابستگی
disjointوابندیدهمجزا
ratioوابَروابرنسبت
spellوابیدن
inspectorوابین
inspectionوابینش
letterواتحرف
alphabetواتگروهالفبا
disjunctionواجوهشفصل
disjunctiveواجوهشیفصلی
predicateواختهمحمول
protestواخواستاعتراض
cancellationوادادلغو
makeوادار کرد/کنمجبور کرد/کن
forceوادار کرد/کنمجبور کرد/کن
dictatedواداشتهدیکته شده
inspectingوادیدن
inspectوادیدن
checkوارسی کرد/کن
checkingوارسی‌کردن
vice versaوارونبر عکس
invertibilityوارون پذیری
reversalوارونساز
deliverableواسپردنیتحویل‌دادنی
locatedواقع
borrowوام گرفت/گیرقرض گرفت/گیر
dimensionوامونبعد
dimensionوامونVâmun, from vâ-, → dis-, + mun, variant mân "measure" (as in Pers. terms pirâmun "perimeter," âzmun "test, trial," peymân "measuring, agreement," peymâné "a measure; a cup, bowl"), from O.Pers./Av. mā(y)- "to measure;" PIE base *me- "to measure;" cf. Skt. mati "measures," matra- "measure;" Gk. metron "measure;" L. metrum.بعد
dimensionalوامونی
metaphorوامگیریاستعاره
pretendوانمود کرد/کن
decompositionواهمنهش
lastواپسینآخرین
latestواپسینآخرین
lastواپسینآخرین
lastواپسین
lastواپسین
last dayواپسین روزآخرین روز
backtrackingواپس‌رویعقبگرد
wordواژهکلمه
dictionaryواژه‌نامه
vocabularyواژگان
lexicalواژگانیلغوی
lexicallyواژگانیواربطور لغوی
analyticallyواکاوانهبه‌طور تحلیلی
analyzingواکاوشتحلیل
analysableواکاوش‌پذیرقابل تحلیل
analystواکاوندهتحلیلگر
analysisواکاویتحلیل
analyzedواکاویدهتحلیل‌شده
analyticalواکاویکتحلیلی
analyticواکاویکتحلیلی
discriminationواکربشvâkarbešفرق‌گذاشتن
discriminatoryواکربشی
reactionواکنشعکس‌العمل
reactواکنش نشان داد/ده
reactorواکنشگر
reactiveواکنشی
refutationواکوبش
refutingواکوبیدن
refutedواکوفته
publicationواگانشانتشار
publisherواگانگرناشر
divergenceواگرایی
divergedواگراییده
invertibleواگردپذیر
invertingواگردیدن
revolutionواگشتانقلاب
invertedواگشته
describedواگفتهشرح‌داده
descriptionواگویششرح
webوب
phraseوتپارVatpâr, literally "part of speech," from vat-, "to speak, say;" cf. (Kurd.) wittin "to speak, say," → letter, + pâr "piece, part, portion," → partial.عبارت
phrasalوتپاریعبارتی
variantورتانوع
variantsورتاهاانواع
varianceورتایی
sportورزش
athleteورزشکار
practitionerورزمندمتخصص
practiceورزیدن
practicalورزیگعملی
ministerوزیر
steamوشمبخار
staunchوفادار
faithfulوفادار
faithfulnessوفاداری
devoteوقف کرد/کن
butولی
butولی
affixوند
affixingوندیدن
affixedوندیده
variableوَرتَندهورتندهvartandeمتغیر
otherwiseوگرنهدر غیر اینصورت
vitaminویتامین
memoryویرحافظه
cacheویر نهانحافظه‌ی نهان
destructiveویرانگر
virtualویراگین
editionویرایش
presidentویسپِرَدویسپردرئیس جمهور
definitionویمندتعریف
definedویمندیدهتعریف‌شده
imaginationوینارش
imaginativeوینارمند
imageوینهتصویر
specialویژه
specificویژهخاص
particularویژهخاص/ جزئی
proper nameویژه‌ناماسم خاص
privatelyویژگانهبطور محرمانه
privateویژگانیخصوصی
traitویژگیخصیصه
featureویژگیârangمشخصه
specificationویژگیمشخصه
magnetismویژگی مغناتیسیخاصیت مغناطیسی
specifiedویژیدهمشخص‌شده
legپا
footپا
fixedپابرجاثابت
fixed-domainپابرجا-دامنهدامنه-ثابت
bindingپابند کردن
bindپابند کرد/کن
bindپابند کرد/کن
opposeپاد ایستاد/ایستمخالف بود/است
objectپاد ورزید/ورز
contradictپاد گفت/گویدر تضاد بود/است
punishmentپادافرهمجازات
counterintuitiveپاددرون‌یافتخلاف شهود
interventionپادرمیانیمداخله
contraryپادسانیتضاد
counter-modelپادمدلمدل‌نقض
antithesisپادنهادهآنتی‌تز
contrapositionپادنهشعکس نقیض (موافق)
Contrapositionپادنهش
antisymmetricپادهمامونپادمتقارن
contrastingپادورزانهمتضاد
objectionپادورزیمخالفت
despiteپادکام
poleپادگاهقطب
oppositeپادگونهمخالف
on the contraryپادگونهبر عکس
contradictoryپادگویانهمتناقض
contradictionپادگوییتناقض
dialetheiaپادگویی راستگوتناقض صادق
opposeپادیستش
opposedپادیستهمخالف
opponentپادیستگرمخالف
counterfactualپاد‌باشاخلاف واقع
counter-exampleپاد‌نمونهمثال نقض
paradoxپارادخشپارادکس، پارادوکس
Skolem's Paradoxپارادخش اسکولمپارادوکس اسکولم
Russell's paradoxپارادخش راسل
Sorites paradoxپارادخش سورایتسپارادوکس سورایتس
paradoxicalپارادخشیپارادکسی، پارادوکسی
paradoxes of strict implicationپارادخش‌های درتاهش سخت‌گیرپارادوکس‌های استلزام اکید
paradoxes of material implicationپارادخش‌های درتاهش ماتکیپارادوکس‌های استلزام مادی
paraconsistentپاراهانسگار
mereologyپارشناسیجزء‌شناسی
Parmenideanپارمنیدسی
shardپاره
constituentپارهجزء
clothپارچه
particleپاریزهذره
Parisپاریس
oldپارینهقدیمی
detailپازهجزئیات
detailedپازه‌ایمشروح
passپاس داد/ده
policeپاسبانپلیس
answerپاسخ
replyپاسخ
responseپاسخ
unansweredپاسخ داده نشده
answerپاسخ داد/ده
respondپاسخ داد/ده
in chargeپاسخگومسئول
in charge ofپاسخگومسئول
accountableپاسخگو
responsibleپاسخگو
responsibilityپاسخگوییمسئولیت
responderپاسخ‌دهنده
emphasisپافشاری
stressپافشاری شد/شوتاکید شد/شو
footnoteپانوشت
constraintپاوندمحدودیت
cleanپاک کرد/کنتمیز کرد/کن
cleanپاکیزهتمیز
hinderپاگیر شد/شو
constantپایاثابت
endپایان
finishپایان داد/ده
concludeپایان داد/ده
terminateپایان یافت/یاب
terminationپایانش
finalپایانی
finiteپایان‌دارمتناهی
weekendپایان‌هفتهآخر‌هفته
finishedپایان‌یافته
commitپایبند شد/شومتعهد شد/شو
commitmentپایبندیتعهد
capitalپایتخت
Pythonپایتون
tenableپایدار
persistentپایدار
stableپایدار
hold onپایداری کرد/کنصبر کرد/کن
overseeingپایشنظارت
validپایمندمعتبر
validityپایمندیاعتبار
endurantپایندهکامل در هر بازه‌ی زمانی
survivalپایندگی
gradeپایهسطح
basisپایه
baseپایه
basicپایه‌ای
establishپایه‌ریزی کرد/کنتأسیس کرد/کن
establishingپایه‌گذاریتاسیس
hierarchyپایگان
hierarchicalپایگانیسلسله مراتبی
databaseپایگاه‌داده
Databasesپایگاه‌های داده
fallپاییز
bottomپایین
downپایین
lowerپایین‌تر
loyalپای‌بندوفادار
gradualپای‌پایهتدریجی
potentialپتانسیل
distributeپخش شد/شوتوزیع کرد/کن
releaseپخش شد/شومنتشر شد/شو
publisher-subscriberپخشگر-خواهان
distributedپخش‌شدهتوزیع‌شده
perdurantپخش‌شده در زمان
distributiveپخش‌پذیری
distributionپخش‌کردنتوزیع
defenseپدافنددفاع
defensiveپدافندگری
fatherپدر
grandfatherپدربزرگ
grandparentپدربزرگ و مادربزرگ
grandparentsپدربزرگ و مادربزرگ
emergentپدیدار
apparentپدیدارظاهری
appearپدیدار شد/شو
emergeپدیدار شد/شو
apparentlyپدیدارانهظاهرا
Phenomenologyپدیدارشناسی
phenomenonپدیده
phenomena ofپدیده‌ی
demonstrationپدیشیدنPadišidan, from Sogd. padēš "to show," ultimately from Proto-Ir. *apa-dais-, from *dais- "to show," cf. Av. daēs- "to show," related to andiš, → think.نشان‌دادن
admissionپذیرش
acceptabilityپذیرشمندیمقبولیت
adoptionپذیرفتن
admissibleپذیرفتنیقابل قبول
acceptableپذیرفتنیقابل قبول
fullپر
fillپر شد/شو
parameterپراسنجهپارامتر
parallelپراسوموازی
paralleledپراسوشدهموازی‌شده
parallelismپراسوگرویموازی‌باوری
scatterپراکنده شد/شو
throwپرتاب کرد/کن
orangeپرتقال
lightپرتو
rayپرتو
cliffپرتگاه
massiveپرجرم
massivelyپرجرمانه
glutپرخوری
paymentپرداخت
payerپرداخت‌کننده
processingپردازش
processپردازش
discoverپرده برداشت/بردارکشف کرد/کن
discoveryپرده‌برداشتنکشف
discoveringپرده‌برداشتناکتشاف
boldپررنگ
fuzzyپرزوارفازی
nurseپرستار
questionپرسش
problemپرسمانمسئله
gettier problemپرسمان گتیهمسئله‌ی گتیه
problematicalپرسمانیمشکل‌ساز
problematicپرسمانیمشکل‌ساز
preciseپرسوندقیق
preciselyپرسونانهدقیقا
precisenessپرسونیدقت
queryپرس‌و‌جو
inquiryپرس‌و‌جواستعلام
jumpپرش
dramaticپرشور
passionateپرشور
conceptپرمانهمفهوم
conceptualپرمانه‌ایمفهومی
enrichپرمایه ساخت/سازغنی ساخت/ساز
birdپرنده
studyپرهانهمطالعه
posetپرهنگردمجموعه‌ی مرتب جزئی
circleپرهوندایره
circularپرهونیحلقوی
avoidanceپرهیز
avoidپرهیز کرد/کن
cautionپروااحتیاط
flightپرواز
take offپرواز کرد
flightپرواز کرد/کن
flyپرواز کرد/کن
butterflyپروانه
allowingپروانه دادن
permittedپروانه داده شدهاجازه داده شده
let meپروانه دهیداجازه دهید
letپروانه داد/دهاجازه داد/ده
permitپروانه داد/دهParzâmidan, literally "to allow to go through," infinitive of parzâm, from par- "through," from O.Pers. pariy "around, about," Av. pairi "around, over," cognet with L. per-, as above + zâm stem of Mid.Pers. zâmenidan "to let go, lead, send," Mod.Pers. gâm "step, pace," âmadan "to come;" O.Pers./Av. gam- "to come; to go," Av. jamaiti "goes;" cf. Skt. gamati "goes;" Gk. bainein "to go, walk, step," L. venire "to come;" Tocharian A käm- "to come;" O.H.G. queman "to come," E. come; PIE base *gwem- "to go, come."اجازه داد/ده
allowپروانه داد/دهاجازه داد/ده
cautiousپرواگرمحتاط
convincedپروخیدهمعتقد
Principle of Explosionپروز اسکفتاصل انفجار
Principle of bivalenceپروز دو ارزشی بودناصل دو ارزشی بودن
principle of charityپروز همدلیاصل همدلی
Principle of sufficient reasonپروز چرایی بسندهاصل دلیل کافی
flagپرچم
crisisپرژنهبحران
usefulپرکاربرد
environmentپرگیرمحیط
environmentalپرگیریمحیطی
priorityپرینیاولویت
doctorپزشک
medicalپزشکی
thusپس
laterپس
afterپس از
p.m.پس از نیمروزبعد از ظهر
postponeپس افکند/افکنعقب انداخت/انداز
dismissپس زد/زنرد کرد/کن
postپست
sonپسر
boyپسر
suffixپسوند
suffixingپسوندیدن
nextپسینبعدی
subsequentپسین
posterioriپسینی
backgroundپس‌زمینه
repulsionپس‌زنی
afternoonپس‌نیمروزبعد از ظهر
behindپشت
backپشت
pushdownپشته‌ای
supportپشتیبانی
supportپشتیبانی کرد/کن
endorsementپشت‌نویسی
woolپشم
woolenپشمی
bridgeپل
Platonicپلاتونیافلاطونی
fiveپنج
fiftyپنجاه
windowپنجره
fifthپنجم
dreamپندار
notionپندارهتصور/مفهوم
dreamپنداره ساخت/ساز
notion of existenceپنداره‌ی هستومندیمفهوم وجود
conceptionپنداشتتصور
Aristotle's Notion of Existenceپنداشت ارستو از هستیوجود نزد ارسطو
Frege's Notion of Existenceپنداشت فرگه از هستیوجود نزد فرگه
Meinong's Notion of Existenceپنداشت ماینونگ از هستیوجود نزد ماینونگ
conceiveپنداشتنتصور کردن
conceivableپنداشت‌پذیرقابل تصور
cheeseپنیر
menuپهرستمنو
listedپهرست شدهلیست شده
monitorپهره‌گرصفحه‌ی نمایش
monitoringپهره‌گریمونیتورینگ
collocateپهلوی‌هم گذاشت/گذار
breadthپهناعرض
vastپهناوروسیع
extentپهناوریوسعت
moduleپودمان
apologyپوزشعذرخواهی
apologizeپوزش خواست/خواهعذرخواهی کرد/کن
snoutپوزه
skinپوست
decayپوسیدگی
coveringپوشاندن
coveredپوشانده
coverageپوشش
coverپوشش
folderپوشه
volumeپوشینهجلد
coverپوشینهجلد
moneyپول
poundپوند
voidپوچ
nullپوچنال
dynamicپویا
explorerپویشگر
dynamicsپویه‌شناسی
principledپَروزیپروزیاصولی
principleپَروَزپروزاصل
opinionatedپَژانیدهپژانیدهخودرأی
varietyپُرگونیپرگونیتنوع
populationپُرینشپرینشجمعیت
back-endپُشت‌تَهپشت‌ته
opinionپژانpažânنظر
investigationپژوهش
researchپژوهش
investigatedپژوهش شده
investigatorپژوهشگر
researcherپژوهشگر
inferپی برد/برنتیجه‌گیری کرد/کن
go onپی گرفت/گیر
continueپی گرفت/گیرادامه داد/ده
proceedپی یافت/یابادامه یافت/یاب
overhaulپیاده,کرد,کن
walkپیاده‌روی
implementationپیاده‌سازی
implementingپیاده‌سازی
implementپیاده‌سازی شد/شو
onionپیاز
messageپیام
consequenceپیامد
ramificationپیامد
logical consequenceپیامد گویاییپیامد منطقی
consequentlyپیامدانهنتیجتا
broadcastپیام‌گستری
continualپیاپی
consequentپیایتالی
successorپیایتالی
Pythagoreanismپیتاگوریانفیثاغوریان
work sth outپیدا کرد/کن
emergenceپیدایش
oldپیر
old manپیر مرد
perimeterپیرامونمحیط
surroundingپیرامون
circumstanceپیرامونمحیط
shirtپیراهن
designerپیرنگ‌گرطراح
followerپیرو
followپیروی کرد/کن
followedپیروی‌شده
agoپیش
alreadyپیش از این
Before Common Eraپیش از روزگار همدارپیش از دوران مشترک
b.c.پیش از زایشقبل از میلاد
facingپیش روی
previewپیش نمایش
advanceپیش برد/بر
presentپیشاستحاضر
presenceپیشاستیحضور
immanenceپیشاستی در همه‌جاحضور در همه‌جا
antecedentپیشایمقدم
precedenceپیشاییتقدم
leadingپیشتاز
earlierپیشتر
counterپیشخوان
advanceپیشرفت
advancedپیشرفته
progressivelyپیشروندانه
progressiveپیشروندهاستمراری
progressionپیشروندگی
progressپیشروی
recommendationپیشنهاد
proposalپیشنهاد
suggestionپیشنهاد
offeringپیشنهاد دادن
proposedپیشنهاد شده
suggestپیشنهاد داد/ده
recommendپیشنهاد داد/ده
proposeپیشنهاد کرد/کن
offerپیشنهاد کرد/کن
draftپیشنویس
professionپیشهحرفه
careerپیشهحرفه
prepositionپیشهلحرف اضافه
professionalپیشه‌ایحرفه‌ای
jargonپیشه‌واژهاصطلاح
prefixپیشوند
prefixپیشوند
prefixingپیشوندیدن
Prefixingپیشوندیدن
Prefixingپیشوندیدن
prefixedپیشوندیده
presentپیشکشهدیه
dedicateپیشکش شد/شوتقدیم شد/شو
dedicatedپیشکش‌شده
planپیشگار
pioneerپیشگام
precursorپیشگام
pioneeringپیشگام
premiseپیشگذاردهمقدمه
prefaceپیشگفتار
prioritizeپیشی داد/دهاولویت داد/ده
formerپیشین
predecessorپیشین
precedingپیشین
previousپیشین
a prioriپیشینی
predecessorsپیشینیان
beforeپیش‌از
presuppositionپیش‌انگاری
defaultپیش‌انگاشتهپیش‌فرض
predictingپیش‌بینی
forecastپیش‌بینی
front-endپیش‌تَهپیش‌ته
dashboardپیش‌خوانداشبورد
prejudicedپیش‌داوری‌شده
provisionپیش‌دیدنتدارک
prototypeپیش‌نمونه
prototypicalپیش‌نمونه‌ای
prerequisiteپیش‌نیاز
predefinedپیش‌ویمندیدهاز پیش تعریف‌شده
prolegomenonپیش‌گفتار
foregoingپیش‌گفته
elephantپیلفیل
conventionپیمانقرارداد
promiseپیمان بست/بندوعده داد/ده
conventionalپیمانیقراردادی
infidelityپیمان‌شکنیخیانت
conventionalistپیمان‌گراقرارداد گرا
traversalپیمایشی
repairmanپینه‌گرتعمیرکار
appendixپیوستضمیمه
continuumپیوستار
continuouslyپیوستانه
joinپیوستن
continuousپیوسته
continuityپیوستگی
linkپیوند
relationپیوندرابطه
relationshipپیوندرابطه
consequence relationپیوند پیامدرابطه پیامد
linkپیوند داد/ده
relateپیوند داشت/دارمربوط بود/است
relatedپیونددارمربوط
junctureپیوندگاه
relationalپیوندیرابطه‌ای
bound upپیوند‌دار
screwپیچ
mazeپیچ و خم
intricateپیچیده
sophisticatedپیچیده
complexپیچیده
complicateپیچیده کرد/کن
more complexپیچیده‌تر
complicationپیچیدگی
complexityپیچیدگی
distortedپیچ‌خورده
arrowپیکان
figureپیکر گرفت/گیرشکل گرفت/گیر
figureپیکرهشکل
postcardپیک‌برگکارت پستال
pursuedپیگرد شدهتعقیب شده
chaseپیگرد کرد/کنتعقیب کرد/کن
pursuitپیگرد,کرد,کنتعقیب,کرد,کن
follow-upپیگیری
nervousپییعصبی
respectivelyپی‌آیانهبه‌ترتیب
inferenceپی‌بردنتیجه‌گیری
continuantپی‌دارادامه‌دار
continuedپی‌دارادامه‌دار
continuallyپی‌داشتانه
continuationپی‌داشتن
successiveپی‌در‌پی
beatپی‌در‌پی زد/زن
BCEپ‌رهپیش از میلاد
agileچابک
problem solvingچاره‌یابیحل مسئله
schemataچارچوب
frameworkچارچوب
squareچارگوشمربع
challengeچالش
challengingچالشی
poetچامه‌سراشاعر
printچاپ
flatteryچاپلوسی
knifeچاکوچاقو
teaچای
umbrellaچتر
whyچرا
lightچراغ
pastureچراگاه
reasonچراییدلیل
argueچرایی آورد/آوراستدلال کرد/کن
reasonsچرایی‌هادلایل
turning pointچرخشگاهنقطه عطف
cycleچرخه
vicious circleچرخه‌ی بیهودهدور باطل
eyeچشم
expectچشم داشت/دارانتظار داشت/دار
interestingچشمگیرجالب
eminentlyچشمگیرانه
most interestingچشمگیرترینجالب‌ترین
glassesچشمیارعینک
landscapeچشم‌انداز
perspectiveچشم‌انداز
fit inچفت شد/شو
meaningچمارمعنا
semanticsچماریکمعناشناسی
semanticچماریکمعناشناسی
possible worlds semanticsچماریک جهان‌های شدنیمعناشناسی جهان‌های ممکن
semanticallyچماریکانهبطور معنایی
semanticalچماریکی
luggageچمدان
lawnچمن
grassچمن
spoonچمچهقاشق
meaningfulچم‌داربا معنا
ringچنبرهحلقه
Ringچنبرهحلقه
manyچند
someچند
many-valuedچند ارزشی
how many timesچند بار
how manyچند تا
poly-modalچند شونی
multi-nodeچند-گره
idempotentچندبار شوندهتکرار شونده
iterativelyچندباره
iterativeچندبارهتکرار شونده
polygonچندبر
polynomialچندجمله‌ای
ambiguousچندپهلومبهم
ambiguityچندپهلوییابهام
ambiguousnessچندپهلوییابهام
multi-choiceچندگزینه‌ای
quantityچندیکمیت
multicellularچندیاخته‌ایچندسلولی
quantitativeچندیمند
severalچندین
multipleچندین
unquantifiedچندی‌نگذاردهنامسور
quantifiedچندی‌گذاردهتسویری
quantifyingچندی‌گذاری
quantifyچندی‌گذاری
quantificationچندی‌گذاری
quantifierچندی‌گرسور
forkچنگال
suchچنین
such aچنین
whatچه
howچه اندازهچقدر
whenچه زمانی
whoچه کسی
fourچهار
fourthچهارمین
countenanceچهره
faceچهره
fortyچهل
whomچه‌کسی
stickچوب
qualityچونیکیفیت
qualiaچونی
qualifyچونی نمود/نمای
qualifiedچونیمند
qualifierچونی‌نما
qualifyingچونی‌نمایی
qualificationچونی‌نمایی
leftچپ
leftmostچپ‌ترین
poemچکامهشعر
hammerچکش
summaryچکیدهخلاصه
abstractچکیده
negotiationچک‌و‌چانه زدنمذاکره
denseچگال
densityچگالی
condensedچگالیده
howچگونه
howچگونه
how do you doچگونه‌ایدچطورید
layoutچیدمان
dominantچیره
conquerچیره شد/شو
dominateچیره شد/شو
skilledچیره‌دستماهر
skillfullyچیره‌دستانهماهرانه
skillچیره‌دستیمهارت
conqueredچیره‌شده
predominantlyچیره‌گرانهعمدتا
dominanceچیرگیتسلط
thingچیز
Ceteris paribusچیزهای دیگر هموگ باشند
somethingچیزی
what isچیست
puzzleچیستانمعما
natureچیستیماهیت
Chinaچین
disposalچینش
sexژانهجنسیت
sexualژانه‌ایجنسی
profoundژرف
deepژرف
ponderingژرف‌اندیشی
deeperژرف‌تر
Germanژرمنیآلمانی
geneژن
geneticژنتیک
randomlyکاتورانهبطور تصادفی
randomکاتورهتصادفی
randomnessکاتورگی
pineکاج
pineappleکاجدیسآناناس
castleکاخ
workکار
labourکار
taskکاروظیفه
artworkکار هنری
affairکار و بارامر
workکار کرد/کن
efficientکارآمد
effectiveکارآمداثربخش
effectivelyکارآمدانهبطور موثر
efficientlyکارآمدانهبطور موثر
effectivenessکارآمدیاثربخشی
detectiveکارآگاه
policyکاراهسیاست
performanceکارایی
efficiencyکارایی
high-performanceکارایی بالا
userکاربر
userکاربر
applicationکاربرد
useکاربرد
usageکاربرد
misuseکاربرد نادرست
applicableکاربردپذیر
appliedکاربردی
exerciseکاربست
applicabilityکاربست‌پذیریقابلیت اجرا
factoryکارخانه
surgeonکاردپزشکجراح
campaignکارزارکمپین
expertکارشناسخبره
employerکارفرما
energyکارمایهانرژی
officerکارمند
employeeکارمند
catalogکارنماکاتالوگ
caravanکاروان
verbکارواژهفعل
homeworkکارِ خانهکار خانهتکلیف
teamworkکارِگروهیکارگروهی
infinitiveکارپایهمصدر
functionکارکردعملکرد
functionکارکردتابع
functionalismکارکردگرایی
operationalکارکردیعملکردی
functionalکارکردیعملکردی
staffکارکنان
functorکارکننده
workmanکارگر
shortcomingکاستی
paperکاغذ
wallpaperکاغذ دیواری
templateکالبقالب
schemeکالبقالب
anatomyکالبدشناسی
anatomicalکالبدشناسیک
concreteکالبدینانضمامی
intentionکامشقصد
intentionalityکامندگیحیث التفاتی، قصدمندی
successfulکامیابموفق
succeedکامیاب شد/شوموفق شد/شو
successfullyکامیابانهبا موفقیت
successکامیابیموفقیت
intendedکامیدهمورد نظر
truckکامیون
mineکانمعدن
mitigateکاهش یافت/یاب
reducingکاهش‌دادن
doveکبوتر
bruiseکبود شد/شو
coatکت
textbookکتاب درسی
categoryکتاگرطبقه‌بندی
categorialکتاگریک
categoriallyکتاگریکانه
whereکجا
codeکد
whichکدام
which onesکدام‌ها
Mrکدبانآقای
codingکدکردن
coderکدکننده
falsityکذب
frequentlyکرارا
boundکران
horizonکرانافق
boundedکراندار
boundaryکرانه
adverbکرانواژهقید
rentکرایه کرد/کن
pragmatistکردارگراعمل‌گرا
pragmaticکردارگراعمل‌گرا
objectکردهمفعول
butterکره
factorکروندفاکتور
crocodileکروکودیل
industryکروگیصنعت
industrialکروگیکصنعتی
Kripkeکریپکی
cricketکریکت
personکسشخص
gainکسب کرد/کن
gainedکسب‌شده
fractionکسر
somebodyکسی
someoneکسی
oneکسی
whoکسی
farmerکشاورز
agricultureکشاورزی
agriculturalکشاورزی
cultivateکشت شد/شو
shipکشتی
elasticکشسان
countryکشور
governmentکشورداریاداره
floorکف
shoeکفش
classکلاس
ravenکلاغ
skeinکلاف
metropolisکلان‌شهر
hatکلاه
cookieکلوچه
keyکلید
churchکلیسا
kidneyکلیه
renateکلیه‌دار
littleکم
lowکم
fewکم
more or lessکم و بیش
fall offکم شد/شو
subtractکم کرد/کنتفریق کرد/کن
ratherکمابیشنسبتا
parentheseکمانکپرانتز
lessکمتر
fewerکمتر
slightlyکمی
rareکمیاب
committeeکمیسیون
minimumکمینه
at leastکمینهحداقل
minimalکمینه‌ایحداقلی
minimalistکمینه‌گراحداقل‌گرا
weakکم‌زورضعیف
weakerکم‌زورترضعیف‌تر
weakestکم‌زورترینضعیف‌ترین
weaknessکم‌زوریضعف
weakeningکم‌زور‌سازیتضعیف
shallowکم‌ژرفاnažalکم‌عمق
subtractionکم‌کردنتفریق
subjectکنافاعل
get alongکنار آمد/بیا
pull outکنار کشید/کش
dispense withکنار گذاشت/گذار
bypassکنار گذشت/گذر
bypassکنارگذر
curiousکنجکاو
Curiosityکنجکاوی
actionکنشعمل
actکنش کرد/کنعمل کرد/کن
actualکنشمندفعلی
actuallyکنشمندانهدر واقع
actualismکنشمندگرویبالفعل‌گرایی
actualityکنشمندیواقعیت
activeکنشگرفعال
agentکنشگرعامل
activateکنشگر کرد/کنفعال کرد/کن
activityکنشگریفعالیت
presentکنونحال
currentlyکنونانهدر حال حاضر
currentکنونیجاری
whichکه
whoکه
thatکه
thatکه
wherebyکه با آن
mythکهن‌الگواسطوره
oldestکهن‌ترینقدیمی‌ترین
galaxyکهکشان
minorکهینkehin
quantumکوانتوم
shortکوتاه
short-termکوتاه دورهکوتاه مدت
shorterکوتاهتر
succinctکوتاه‌شدهمختصر
briefکوتاه‌شدهمختصر
brieflyکوتاه‌شده‌واربطور خلاصه
succinctlyکوتاه‌شده‌واربطور مختصر
fertilizerکود
childکودک
furnaceکوره
industriousکوشا
tryingکوششسعی
effortکوششتلاش
attemptکوشش
attemptingکوشیدن
mountainکوه
littleکوچک
smallکوچک
smallerکوچکتر
smallestکوچکترین
leastکوچکترین
contractionکوچک‌شدنانقباض
shrinkingکوچک‌شونده
migrationکوچیدنمهاجرت
cookieکوکی
minusکَمَنکمنمنها
tidalکِشندیکشندی
juniorکِهترکهتر
deviationکژرفتانحراف
illusionکژپندارهخیال باطل
identityکیستیهویت
religiousکیشیمذهبی
bagکیف
walletکیف پول
chemistryکیمیاشیمی
chemicalکیمیاییشیمیایی
spiteکینه
cosmosکیهان
cosmicکیهانی
cosmologicalکیهان‌شناختی
garageگاراژ
gasگاز
phaseگامفاز
stepگام
recursion stepگام بازگشت
stepگام برداشت/بردار
stageگامهصحنه
step-by-stepگام‌به‌گام
dateگاهدادتاریخ
calendarگاهشمارتقویم
occasionallyگاهی
sometimesگاهی
periodicallyگاه‌به‌گاه
bullگاو نر
transitionگذارانتقال
passageگذر
pathگذرمسیر
passingگذر کردنعبور کردن
crossگذر کرد/کنعبور کرد/کن
interimگذراموقت
transitiveگذرامتعدی
provisionalگذراموقت
passwordگذرواژهرمز عبور
routingگذریابیمسیریابی
pastگذشته
lastگذشتهقبل
asideگذشته از
respectگرامیداشتاحترام
gravityگرانیثقل
tendencyگرایش
trendگرایش
attitudeگرایش
tendingگرایشتمایل
inclineگرایش داشت/دار
catگربه
sketchگرته
sketchگرته زد/زنطراحی کرد/کن
collectگرد آورد/آورجمع‌آوری کرد/کن
compilerگردآورکامپایلر
whirlpoolگرداب
loopگردالحلقه
aroundگرداگرد
collectionگردایهمجموعه
workflowگردش کار
touristگردشگر
tourismگردشگری
neckگردن
diskگردهدیسک
compileگردهم آورد/آورکامپایل کرد/کن
walnutگردو
hungryگرسنه
warmگرم
heatگرم کرد/کن
bathگرمابهحمام
heatingگرمایش
thermalگرمایی
nodeگره
tieگره
tie upگره خورد/خور
tieگره خورد/خور
faithگروشایمان
groupگروه
Groupگروه
Abelian Groupگروه آبلی
swarmگروه انبوه
crowdگروه بزرگی از مردم
societyگروهگانhazânéجامعه
swarmگروهی پرواز کرد/کن
groupoidگروه‌واره
groupingگروه‌کردن
hostageگروگان
thoughگرچه
wolfگرگ
importanceگرینیاهمیت
cryگریه
accountگزارش
reportگزارش
reportگزارش داد/ده
hermeneuticsگزارندگیهرمنوتیک
propositionگزاره
statementگزارهestâtmânعبارت
stateگزاره شد/شوبیان کرد/کن
propositionalگزاره‌ای
general propositionsگزاره‌های هروینگزاره‌های کلی
adjectiveگزارواژهصفت
harmfulگزندرسان
electionگزینشانتخاب
undecidableگزینش‌ناپذیرتصمیم‌ناپذیر
undecidabilityگزینش‌ناپذیریتصمیم‌ناپذیری
decidableگزینش‌پذیرتصمیم‌پذیر
decidabilityگزینش‌پذیریتصمیم‌پذیری
selectorگزیننده
selectionگزینه
optionگزینهانتخاب
choiceگزینه
eligibleگزین‌پذیرواجد شرایط
consumeگسارشمصرف
consumerگسارندهمصرف‌کننده
spreadگسترده
extensiveگسترده
widelyگسترده
spreadingگسترده
extensivityگستردگی
vastnessگستردگی
extendگسترش داد/ده
expandگسترش داد/ده
extendedگسترش‌یافته
regionگسترهناحیه
areaگسترهناحیه
missionگسیلشماموریت
emissionگسیلش
emiterگسیلنده
emittingگسیلیدن
emittedگسیلیده
wideگشادهعریض
circuitگشتراهمدار
travelگشت‌و‌گذارمسافرت
discourseگفتار
speechگفتار
quoteگفتاوردنقل‌قول
discussionگفتمانبحث
debateگفتمانبحث
discussگفتمان کرد/کنبحث کرد/کن
debateگفتمان کرد/کنبحث کرد/کن
controversialگفتمان‌انگیزبحث برانگیز
discussedگفتمان‌شدهبحث‌شده
syntacticallyگفت‌شناسانهبطور نحوی
syntaxگفت‌شناسینحو
syntacticalگفت‌شناسیکنحوی
syntacticگفت‌شناسیکنحوی
dialogueگفت‌و‌گو
talkگفت‌و‌گو کرد/کنحرف زد/زن
flowerگل
vaseگلدان
golfگلف
complainگله کرد/کنشکایت کرد/کن
throatگلوحلق
loseگم شد/شو
loseگم شد/شو
assignmentگمارشتکلیف
assigningگماشتن
assignationگماشتن
assignedگماشته
likelihoodگماناحتمال
doubtگمانشک
presumablyگمان می‌روداحتمالا
likelyگمان می‌روداحتمالا
plausiblyگمان می‌روداحتمالا
guessگمانه زد/زنحدس زد/زن
doubtfulگمان‌انگیزمشکوک
skepticalگمان‌گرایانهشک‌گرایانه
skepticismگمان‌گرویشک‌گرایی
Skepticism (Scepticism)گمان‌گرویشک‌گرایی
misleadingگمراه کننده
misleadگمراه کرد/کن
misleadingnessگمراه‌کنندگی
manageگنارش
manageableگنارش‌پذیر
managementگنارمانمدیریت
managerگنارگرمدیر
managedگناریده
guiltگناه
guiltyگناهکارمجرم
treasureگنج
containerگنجانهظرف
capacityگنجایشظرفیت
volumeگنجایش
disambiguateگنگی زدود/زداابهام‌زدایی شد/شو
cradleگهواره
rarelyگهگاهبه‌ندرت
occasionalگهگاهی
evidenceگواهشاهد
documentationگواهمندسازی
documentگواهمندیمستند
licenseگواهینامه
ironicallyگواژانهبطور طعنه‌آمیز
ironyگواژه
ironicگواژیک
tomatoeگوجه‌فرنگی
tomatoگوجه‌فرنگی
tombگورقبر
sheepگوسپندگوسفند
listenگوش داد/ده
meatگوشت
beefگوشت گاو
cornerگوشه
variousگوناگون
diversityگوناگونی
genreگونه
typeگونهنوع
kindگونهنوع
speciesگونه
typicalگونه‌وارنوعی
typicallyگونه‌وارانهدر بیشتر موارد
wedgeگوه
essenceگوهرجوهر، ذات
essentiallyگوهرانهبطور ذاتی
essentialگوهریاساسی
sphereگوی
rationalگویا
logicگویاییمنطق
Logic Bگویایی Bمنطق B
Logic Eگویایی Eمنطق E
Logic Rگویایی Rمنطق R
Positive Free Logicگویایی آزاد داهیدارمنطق آزاد مثبت
Negative Free Logicگویایی آزاد ناییدارمنطق آزاد منفی
Neutral Free Logicگویایی آزاد نتارمنطق آزاد خنثی
Classical logicگویایی آموزگاهیمنطق کلاسیک
Provability logicگویایی آوین‌پذیریمنطق اثبات پذیری
mathematical logicگویایی انگارشیمنطق ریاضی
Relevance logicگویایی بستگیمنطق ربط
Relevant logicگویایی بستگیمنطق ربط
Many-valued logicگویایی بسیار ارزشیمنطق چند ارزشی , منطق بسیار ارزشی
Infinite-valued logicگویایی بی‌پایان ارزشیمنطق بی‌نهایت ارزشی
Linear Logicگویایی ختیمنطق خطی
Intuitionistic logicگویایی درون‌یافت‌گرویمنطق شهودی , منطق شهودگرایی
First-order logicگویایی رایه‌ی یکممنطق مرتبه‌ی اول
Modal Logicگویایی شونیمنطق موجهات
Quantified modal logicگویایی شونی چندی‌گذاردهمنطق موجهات محمولی
Propositional modal logicگویایی شونی گزاره‌ایمنطق موجهات گزاره‌ای
Predicate Logicگویایی واخته‌هامنطق محمول‌ها
Fuzzy Logicگویایی پرزوار
Multiple-valued logicگویایی چند ارزشیمنطق چند ارزشی
Categorical Logicگویایی کتاگریکمنطق حملی
Kreisel–Putnam logicگویایی کرایزل-پاتنممنطق کرایزل-پاتنم
Propositional Logicگویایی گزاره‌ایمنطق گزاره‌ای
Classical Propositional Logicگویایی گزاره‌ای آموزگاهیمنطق گزاره‌ای کلاسیک
logicalگویاییکمنطقی
logicianگویایی‌دانمنطقدان
Free Logicsگویایی‌های آزادمنطق آزاد
Relevance logicsگویایی‌های بستگیمنطق‌های ربط
Relevant logicsگویایی‌های بستگیمنطق‌های ربط
Substructural Logicsگویایی‌های زیرساختاری
Sub-classical logicsگویایی‌های فروآموزگاهیمنطق‌های فروکلاسیک
Non-classical logicsگویایی‌های ناآموزگاهیمنطق‌های ناکلاسیک
Extended logicsگویایی‌های گسترش‌یافتهمنطق‌های گسترش‌یافته، گویایی‌های فراکلاسیک
affixing relevant logicsگویایی‌هایِ بستگیِ وندیگویایی‌های بستگی وندیمنطق‌های ربطِ وندی
logicismگویایی‌گراییمنطق‌گرایی
logicismگویایی‌گرویمنطق‌گرایی
speakerگوینده
logicallyگوییکانهبطور منطقی
Vienna Circleگِردنشینی وینگردنشینی وینحلقه وین
secularگیانی
plantگیاه
universeگیتی
physicsگیتیکفیزیک
physicalگیتیکی
confusedگیج
confuseگیج کرد/کن
confuseگیج کرد/کن
entangledگیر افتاده
entangleگیر افتاد/افت
attractiveگیراجذاب
attractionگیراییجذابیت
receiverگیرنده
orیا
learnیاد گرفت/گیر
mnemonicیادآور
reminiscentیادآور
remainderیادآور
hangoverیادگار
learningیادگیری
machine learningیادگیری ماشین
auxiliaryیارندهکمکی
teamیارگانتیم
helpیاری شد/شوکمک شد/شو
helpfulیاری‌بخش
findingیافتن
heuristicیافتیکاکتشافی
absurdیاوهنامعقول
rubyیاکندیاقوت
iceیخ
fridgeیخچال
theologianیزدان‌شناسمتکلم
itemiseیوتریدن
itemیوتَریوترمورد
attackیورشحمله
Greekیونانی
oneیک
aیک
a primeیک شماره‌ی نخستیک عدد اول
one-dimensionalیک وامونییک بعدی
one-to-oneیک-به-یک
one-oneیک-یک
unitیکاواحد
onceیکبار
uniqueیکتا
uniquelyیکتاوار
uniquenessیکتایی
poolingیکجا کردن
solidیکدست
uniformیکدیس
uniformlyیکدیسانه
uniformityیکدیسی
sincerityیکرنگی
alikeیکسان
sameیکسان
keenlyیکسرهکاملا
primeیکماول
monotoneیکنواخت
monotonicityیکنواختی
Monotonicityیکنواختی
Monotonicity of entailmentیکنواختی دمداشت
singleیکهمنفرد
integrateیکپارچه شد/شو
integrationیکپارچه‌سازی
either ofیکی از
mergeیکی شد/شوادغام شد/شو
unifyیکی کرد/کن
unifiedیکی‌شده
monolithیک‌تکه
monolithicیک‌تکه
eighthیک‌هشتم
quarterیک‌چهارم
monistیگانه‌گرا
monismیگانه‌گروی
unityیگانگیوحدت
3-valued۳-ارزشی
4-valued۴-ارزشی
واپسین بروزرسانی ۰۹:۵۶:۰۰ ، ۱۴۰۱/۰۷/۰۴برابر با Mon Sep 26 09:56:00 GMT 2022